
بهترین روش ها برای افزایش کارایی از مغز
به نظر میرسد هر آنچه که انجام میدهیم اعم از خوردن، لمس کردن، انجام وظایف و … همگی میتوانند موجب تقویت مغز و افزایش کارایی آن شوند و یا نتیجه عکس بدهند. راههای زیادی برای شروع یک تغییر اساسی در راستای بالابردن عملکرد مغز و سطح هوش وجود دارد. مشکل آنجاست که برخی از این روشها تأثیر چندانی ندارند یا برخی دیگر موجب مشکلات دیگری میشوند که ارزش امتحان کردن را ندارند. در این مقاله تصمیم داریم روش هایی را خدمتتان معرفی کنیم که در بهبود عملکرد و توانایی مغزی تأثیرات زیادی دارند و به شما هم پیشنهاد میکنیم آنها را امتحان کنید.
احتمالا راههای متفاوتی را برای افزایش کارایی مغز خود امتحان کردهاید یا حتی از اینکه میتوانید توانایی مغز خود را افزایش دهید بیخبر بودهاید. در دنیای کنونی تحقیقات مهمی صورت گرفته و بر اساس این تحقیقات نرمافزارهای متفاوتی برای کامپیوترها و حتی گوشیهای هوشمند روانه بازار شدهاند. ما در این مقاله تصمیم داریم از راه های ساده ولی اساسی با شما حرف بزنیم که انجام آنها بیتردید موجب بهبود کارای مغز شما خواهد گردید.
تمرینات ورزشی
بدن به سرعت در حال انباشت دانش است بدین معنا که تمرینات بدنی و فیزیکی جدا از آنکه ذهن را سرحال و بهدور از استرس نگاه میدارد، موجب افزایش استعداد و هوش هم میشوند. به عنوان مثال تحقیق انجام گرفته در دانشگاه کارولینای جنوبی نشان داد که در زمان فعالیت بدنی، میتوکندری (ساختار کوچکی در سلولها که مسئولیت تولید انرژی بدن را بر عهده دارند) علاوه بر ماهیچهها، در سلولهای مغزی نیز تولید میشود که نتیجهاش افزایش کارایی مغز و سرعت عمل بیشتر آن بعد از فعالیت بدنی است. به دلیل وجود تردیدهای زیاد پیرامون این پژوهش، مطالعههای اخیر به طور واضح تأثیرات تمرینات بدنی را بر روی هوش به عنوان یک واقعیت بیولوژیکی اثبات کرده است.
تغذیه مناسب
هنگامی که در اندیشه بالا بردن آمادگی جسمانی خود هستید، باید باتغذیه مناسب، ویتامین و مواد مورد نیاز بدن خود را به طور صحیح تأمین کنید. خوردن ماهی، انواع توت، و آنتی اکسیدانها میتوانند کاهش بازدهی مغز را به تأخیر بیندازند و مغز را برای مدت بیشتری در سطح آمادگی بالا نگاه دارند. روغن حاوی امگا ۳ نیز می تواند موجب بازسازی سریعتر سلولهای مغزی شده و همچنین میزان قند خون بدن را در سطح مناسب در طول روز نگاه دارد.

تغییر در روش زندگی
فعالیت بدنی تنها راه افزایش کارایی سلولهای خاکستری مغز نیست، شیوه زندگی نیز تأثیر شگرفی بر روی مغز میگذارد. شاید به ظاهر مضحک به نظر برسد، ولی نحوه لباس پوشیدن شما بر قدرت مغز شما تاثیرگذار است. به طور مثال در یکی از مطالعات اخیر دانشمندان از تست های Stroop ( تست ذهنی و روانی سادهای است که میزان کارکردهای اجرایی ، توجه انتخابی و تمرکز مغز یا به طور کلی سرعت محاسبه مغز را نشان می دهد) کت سفید و رنگهای روشن میتواند عملکرد حافظه را تا دو برابر بالا ببرد. باید بدانید اثر بالا رفتن عملکرد مغز پس از پوشیدن لباس روشن، دائمی نیست و پس از مدتی از بین میرود.
خواب خوب در شب
خواب هم یکی دیگر از رفتارهای ضروری برای افزایش توانایی مغزی است. برای آنکه بتوانید کنترل بیشتری بر روی چرخه خواب خود داشته باشید، به فرآیند زیر وفادار بمانید:
در ابتدا با بعضی از عادات و رفتارهای کوتاه مدت شروع می کنیم از جمله محدود کردن مصرف الکل، اجتناب از خوراکیهای کافئیندار در بعد از ظهر و تغییردر چیدمان اتاق خواب. بعد از آن بهتر است که یک نمودار از تغییرات دراز مدت برای خود ترسیم کنید مثل مواقعی که منجر به کمخوابی یا بیخوابی میشوید و همچنین تلاش کنید که به برنامه روزانه جدید خود وفادار بمانید.
موسیقی
مدتی را که در حال ایجاد تغییر و دگرگونی در رفتارهای خود هستید، ممکن است به شنیدن مجموعههای موسیقی علاقه پیدا کنید. تعداد زیادی پژوهش صورت گرفته بر روی آهنگهای موزارت نشان داده است که گوش فرا دادن به موسیقی کلاسیک به افزایش توان مغزی کمک زیادی میکند. در یک نتیجهگیری کلی از اکثر تحقیقات میتوان به این نکته پی برد که گوش دادن به موسیقی مورد علاقهاتان می تواند موجب افزایش سطح دوپامین در مغز شما شود که در نتیجه آن سطح ادراک و شناخت مغزتان بالا می رود.

هوشمندانه و با تکرار و تمرکز عمل کنید
گاهی اوقات انسانهای باهوش تا حدی عجیب و غریب به نظر میرسند. اگر شما هم دوست دارید در زمره افراد باهوش باشید، تلاش کنید با خود حرف بزنید. نتایج مطالعات اخیر حاکی از آن است که تکرار کردن کلمات منجر به تمرکز بیشتر مغز می شود. در یک تست ساده محققان نشان دادند که، افراد هنگامی که نام شیء مورد نظر را به دفعات برای خود تکرار میکنند، آن را راحت تر و سریعتر پیدا میکنند.
خیالپردازی
شاید شبیه بازی بچهها به نظر برسد، ولی چه اشکالی دارد اگر از کودک درون خود استقبال کرده و قسمتی از زمان کاری خود را به خیالپردازی اختصاص دهید؟ موسسه علمی Max Planck که در زمینههای علوم شناختی و علوم مربوط به مغز فعالیت دارد ادعا میکند که ظرفیت حافظه مربوط به انجام کارها در مغز برای افراد خیال پرداز بیشتر است. البته یک نتیجه بسیار جالب از این تحقیقات آن بوده که میزان حافظه در کار ارتباط مستقیمی با IQ آنها دارد یعنی افراد خیال پردازتر در حقیقت باهوش ترند.

به اقدامات پایه ای و بنیادی دست بزنید
اگر تمامی موارد گفته شده کارگر نیفتاد، زمان آن است که بنیادی و ریشهای عمل کنید. نظرتان درباره یک وسیله جالب به نام اختصار TDCS چیست؟ بر اساس تستهای نظامی موسسه تحقیقات پیشرفته نظامی ایالات متحده، این وسیله میتواند توانایی شما را در بازیهای کامپیوتری افزایش دهد. نیروی هوایی امریکا نیز آن را وسیله موثر در آموزش خلبانها دانسته است به شکلی که میتواند زمان آموزش را به نصف تقلیل دهد. به هرحال این وسیله در بازار عرضه شده است و میتوانید به سادگی از آن استفاده کنید. حتی آموزشهایی در اینترنت برای ساخت این وسیله با دو الکترود و یک باتری ۹ ولت موجود است.
کار واقعی و سخت
به مرور زمان متوجه میشوید که حتی با افزایش سنتان بازهم بخشی از هوش و استعداد شما تلاش میکند تا با بازده قبلی به کار خود ادامه دهد. این قسمت از هوش با نام هوش سیال شناخته میشود که منجر به تفکرات منطقی، توانایی استدلال و توانایی درحل مشکلات و مسائل (مانند مسائل ریاضی و فنی) میشود. این یک قسمت حیاتی از قدرت مغز است. اما روانشناسان دانشگاه میشیگان برخلاف نظریههای قبلی مبنی بر غیر قابل تغییر بودن هوش سیال معتقدند که با تمرینات خاص ذهنی موسوم به N-back exercises (تمرینی که شما را آماده می کند تا به یاد آورید که چه زمانی، نشانهای را دیدید یا صدایی را شنیدید) برای مدت ۲۰ روز میتواند موجب افزایش هوش سیال شما برای مدت ۳ ماه شود.
چگونه مغز خود را از نو برنامهریزی کنیم؟
برنامه ریزی مغز
اگر قصد دارید نحوهی تفکر و رفتار خود را به طور کامل تغییر دهید، روشی ۱۰۰ درصد عملی برای انجام این کار وجود دارد. با زومیت همراه شوید تا به بررسی مرحله به مرحلهی روش آن بپردازیم.
مغز شما مدام در حال برقراری ارتباطهای جدید و تطبیق خود برای عملی کردن دستورات شما است. با تمرین خودآگاهی و تفکر، میتوانید در افکار ویرانگر و منفی بمانید و یا همین الان شروع کرده و من بهتری از خودتان بسازید.
قسمت ۱ از ۳: عوض کردن الگوی تفکر
گام اول
فکرهای خود را به طور روزانه تحت نظر بگیرید. زیبایی تکامل انسانها این است که ما در گذر زمان دو خود ساختهایم، خود اصلی که اعمال را انجام میدهد و خودی دیگر که تحت نظر میگیرد. شما میتوانید خودتان را هر روز و هر ساعت تحت نظر بگیرید.هر تفکری که نظر شما را به خود جلب میکند، لحظهای در مورد آن درنگ کنید و ببینید آیا این تفکر منفی است؟ ویرانگر است؟ چه چیزی عامل به وجود آمدن آن است؟ آیا این تفکر منطقی است؟ یا از روی عادت و یا اعتیادآور؟ با گذر زمان و تمرین بیشتر میتوانید خودآگاهی را بالاتر ببرید.
تفکرات خود را زمانی که به ذهنتان میرسند، یادداشت کنید. این عمل باعث میشود تا الگوی مغزی خود را بهتر بشناسید. این افکار میتوانند ناامیدانه، خوشبینانه، نگرانکننده و یا هر تفکر دیگری باشند. همچنین با نوشتن افکار میتوانید راحتتر از دست آنها رهایی پیدا کنید.
گام دوم
الگوی تفکرات خود را مشخص کنید. بعد از گذشت یک یا دو هفته نگاه دقیقتری به آن بکنید. ممکن است غالب تفکرات شما منفی، بدبینانه و یا افکاری باشند که مهم نیستند و سودی برای شما ندارند. این الگو در هر فردی متفاوت است و با مشخص کردن آن در واقع اولین قدم را برداشتهاید.
زمانی که شما درک دقیقی از خودتان داشته باشید، میتوانید در مسیر درستی قرار گرفته و تغییرات را آغاز کنید. طبیعی است که اگر مقصد مشخصی نداشته باشید، حرکت به سمت هدف نیز ممکن نخواهد بود.
گام سوم
بدانید که هر چیزی بخشی از یک چرخهی بزرگتر است. بسیاری از ما این تفکر غلط را داریم که اعمال ما فقط و فقط ناشی از احساسات ما هستند. به این معنا که کاری از ما بر نمیآید و وقتی ما حسی در خود داریم، این حس منجر به عملی خاص خواهد شد. در واقعیت نیز این تفکر دور از حقیقت نیست.
عقاید و افکار شما، احساساتتان را تعیین میکنند و مجموع این عوامل باعث مشخص شدن عمل شما میشوند و در ادامه اعمال شما، نتایج خود را بر روی زندگی نشان میدهند. این نتایج عقاید و تفکرات شما را تشکیل میدهند و آنها نیز احساستتان را و این چرخه اینگونه ادامه پیدا میکند. اگر به این اتفاقها به عنوان یک چرخه نگاه کنید، متوجه میشوید که تغییر در یکی از عوامل آن میتواند کل سیستم را دگرگون کند.
بخش دیگری از این تفکر غلط این است که مغز ما همه کاره است و ما قدرتی نداریم. در واقع شما تنها کسی هستید که قدرت دارید. این افکار و رفتارها و نتایج حاصل از آنها متعلق به شما هستند و فقط شما میتوانید آنها را تغییر دهید. یکی از این عوامل را به درستی تغییر دهید و شاهد تغییر دیگر موارد باشید.
گام چهارم
فاصلهای بین افکار و اعمال خود ایجاد کنید، شما میتوانید از سرعت چرخه بکاهید. اگر به تفکر مخربی برخورد کردید، کمی درنگ کنید و سریعاً عکسالعمل نشان ندهید. به این فکر کنید که عکسالعمل صحیح چه میتواند باشد؟ چه تفکر مثبتی را میتوانید جایگزین آن کنید.
برای مثال، تصور کنید فردی موفق را در تلویزیون میبینید و با خود میگویید امکان ندارد بتوانم مثل او شوم. کمی درنگ کنید و نکات مثبت خود را بشمارید و از آنها محرکی برای پیشرفت و بهبود خود بسازید.
بدانید که برای هر تفکر و عملی، نتیجه و پاداشی در انتظار شما خواهد بود. شاید فکر میکنید خود را دست کم گرقتهاید و آیندهای مناسب برای خودتان متصور نشدهاید. به افکار خود بیشتر نیز فکرکنید، آیا هدف مورد نظر شما ارزش جنگیدن و تلاش را دارد؟
گام پنجم
در مورد حرفهایی که به خود و یا دیگران میزنید، بیشتر فکر کنید. حرفهای شما میتواند خودتان و دیگران را رنجیده کند و تأثیری منفی بر رفتار و افکار شما داشته باشد. اگر این افکار شما را اذیت میکنند، روی موارد مثبت دیگری بیاندیشید که به شما روحیه میدهند.
اگر رفتار مثبت و محبتآمیزی با دیگران داشته باشید، در قبال آن نیز رفتاری محبتآمیز از دیگران خواهید دید. مغز ما توانایی بالایی دارد؛ اگر فکر کنید انجام کاری ناممکن است، آن کار غیر ممکن میشود. اگر فکر کنید همان کار را شما میتوانید انجام دهید، به هدف خود خواهید رسید.
گاهی اوقات در دنیای افکار منفی خود زندانی میشوید، افکاری که میگویند شما نمیتوانید، شما افسرده هستید. فکر خود را عوض کنید و افکار مثبت را درون آن راه دهید و مراقب این افکار باشید. در ضمن از یاد نبرید که این افکار همواره قابل تغییر هستند.
گام ششم
رفتارها و واکنشهای خود را به درستی انتخاب کنید. در هنگام کودکی به شما گفته شده که در چهارچوب مشخصی فکر کرده و عمل کنید و این چهارچوب در واقع شخصیت شما را ساخته است. برای مثال برخی ترسهای دوران کودکی میتوانند در زمان بزرگسالی نیز ادامه داشته باشند. در بسیاری موارد درگیر الگوی کنش و واکنش میشویم و درک نمیکنیم که این شرایط قابل شکسته شدن هستند و میتوانیم هر واکنش دلخواهی را داشته باشیم. اگر عکسالعمل نامناسبی نشان دهید، زمان مناسبی است تا آن را ارزیابی کنید و ببینید آیا افراد دیگر نیز همین واکنش را نشان میدادند؟ چه چیزی شما را اذیت میکند؟ چگونه میتوان واکنش بهتری نشان داد؟
از خود بپرسید که دلیل این رفتار شما چه بوده است؟ آیا سودی برای شما دارد؟ چگونه عکسالعمل متفاوتی میتوانید داشته باشید؟ الگوی فکری و عقیدتی خود را گسترش دهید و به کسی که هستید و میخواهید باشید وفادار بمانید.
گام هفتم
افکار جدیدی برای ساخت عادتهای مثبت ایجاد کنید. شما افکار منفی را مشخص و متوقف کردهاید و آنها را با افکاری مثبت جایگزین کردهاید. حال باید مصمم باشید و این افکار را مدام برای خود تکرار کنید. این افکار مثبت نیز به عادت تبدیل خواهند شد، مانند افکار منفی گذشته که عادت شده بودند اما پاک شدند. عملکرد مغز اینگونه است که تا زمانی که شما کاری را ممکن بدانید، انجام آن برای شما ممکن خواهد بود.
نوشتن گزارش روزانه یا صحبت کردن با افراد نزدیک در مورد این تمرین میتواند به نتیجه رسیدن آن کمک کند. با این کار، تمرینها یکپارچه شده و بخشی از زندگی شما خواهند شد. حتی ممکن است اطرافیان شما نیز تحت تأثیر قرار بگیرند و این کار را بسیار تحسین کنند.
بخش ۲ از ۳: تغییر دادن عادتها
گام اول
در مقابل وسوسهی عادتهای بد مقاومت کنید. تنها افکار نیستند که نیاز به تغییر دارند، باید عادات بد خود را نیز دچار تغییر کنید. اگر عادت بدی مانند خوردن غذای زیاد و یا حتی اعتیاد به مواد مخدر دارید، در مقابل عامل محرک ایستادگی کنید. این کار بسیار سخت است اما با گذر زمان آسانتر خواهد شد. با این روش شما تمایل خود را کنترل میکنید و زمانی که موفق به کنترل کردن آن شدید، احساس بسیار خوبی خواهید داشت.
برای مثال فرض کنیم شما میخواهید عادت بد پرخوری را کنار بگذارید. فرض کنید زمانی فرا رسیده که در حالت عادی اسنک میخوردید. خود را در معرض بو یا عکس غذا قرار دهید و مقاومت کنید. برای ۳۰ ثانیه و یا حتی ۵ دقیقه و یا هر مدتی که توانایی مقاومت دارید، این کار را ادامه دهید.
جنبهی مهم دیگر این است که این عمل را در شرایط عادی انجام دهید. برخی از معتادین به مواد مخدر وارد مکانهایی برای ترک شده و موفق نیز میشوند، اما با برگشت به محیط خانه که شرایط زندگی عادی آنها است دچار تزلزل میشوند. پس بهتر است تا میتوانید عمل مذکور را در شرایط عادی و معمول خود انجام دهید.
گام دوم
در شرایط مختلفی خود را در معرض محرکها قرار دهید. اگر عادت بدی داشته و قصد ترک آن را دارید در محیطهای مختلف خود را در معرض محرکها قرار دهید و به مقاومت در برابر آن بپردازید. اگر مقاومت در برابر محرکی در خانه برای شما عادی شد، در محیط دیگری به تمرین ادامه دهید و تمامی محیطهای ممکن را پوشش دهید تا در تمامی شرایط توانایی مقابله را کسب کنید.
حتی شاید بهتر باشد در فواصل زمانی مختلف نیز به تمرین بپردازید. در برخی مواقع وسوسه بیشترین مقدار خود را دارد و شرایط تزلزل بسیار فراهم است، با متنوع کردن زمان تمرینهای خود میتوانید برای اینگونه زمانها نیز خود را آماده کنید.
گام سوم
اگر با موفقیت گام قبلی را پشت سر گذاشتهاید، تا هدف راهی نمانده و باید شرایط را سختتر کنید. برای مثال اگر از پرخوری رنج میبرید، برای اعضای خانوادهی خود غذا بپزید و در گوشهای بایستید تا آنها از خوردن دستپخت شما لذت ببرند. اگر به این مرحله رسیدهاید باید به شما تبریک گفت؛ چرا که به مرحلهی کنترل کردن افکار و عادتهای خود رسیدهاید.
انجام این مرحله به محرکها واقعیت میبخشد و هر چند مقاومت در برابر آنها انگیزهی بالایی میخواهد، اما این کار کاملاً قابل انجام است.
گام چهارم
با پاسخی مثبت عادت قبلی را جایگزین کنید. شما نمیتوانید عادتی را از خود بگیرید و آن را بدون جایگزین رها کنید. شما لیاقت این پاداش را بعد از تمرینات سنگین دارید. اگر در مقابل پرخوری مقاومت میکنید، یک نوشیدنی خنک را برای خود آماده کرده و بنوشید. هر کاری که به شما حس خوبی دهد و در عین حال عادت بدی نباشد را میتوانید جایگزین کنید.
این مورد برای افکار نیز صادق است. اگر رئیس شما در محل کار از دست شما عصبانی میشود و پاسخ شما به این عصبانیت، ترس، گریه و یا حتی عصبانیت خودتان است، آنها را متوقف کنید و به هواخوری بروید یا با دوست مورد علاقهی خود صحبت کنید یا به خواندن کتاب مورد علاقهی خود بپردازید. در نهایت هیچ یک از عکسالعملهای بد در تقابل با عصبانیت، برای مغز شما ناشناخته خواهند بود؛ چرا که شما باعث نابودی آنها شدهاید.
گام پنجم
بیشتر تفکر کنید. مزایای تفکر بیشتر بسیار شگفتآور است و به شما در راه خودآگاهی کمک شایانی میکند. به علاوه تفکر میتواند به شما آرامش بخشیده، راه مثبتاندیشی را بسیار هموارتر کند. عادتهای بد قدیمی با تفکر بیشتر اهمیت خود را برای شما از دست خواهند داد.
اگر اهل تفکر زیاد نیستید، مشکلی وجود ندارد. هر کاری که به شما آرامش میبخشد را انجام دهید. غذا بپزید، کتاب بخوانید و یا بازی کامپیوتری انجام دهید. اگر این کارها مثبت بوده و به شما آرامش بدهند، انجام آنها ایرادی نخواهد داشت.
بخش ۳ از ۳: از برنامهریزی مغز خود نتیجه بگیرید
گام اول
بدانید که افکار منفی ارزشی ندارند. تمایل برای رژیم گرفتن امری بسیار متفاوت نسبت به این است که خود به این نتیجه برسیم که رژیم غذایی حال حاضر ما مناسب نیست. طبیعی است که کسی اگر به زور رژیم بگیرد، کمتر احتمال دارد موفق شود؛ اما فردی که از غلط بودن رژیم غذایی خود مطمئن است، راهی برای تصحیح و موفقیت خواهد یافت. برای موفقیت در برنامهریزی مجدد مغز خود، باید بدانید که تفکرهای منفی ارزشی ندارند و اگر به این مورد اعتقاد داشته باشید، اعمال بهتری در انتظار شما خواهند بود.
میدانید که افکار منفی باعث اعمال و الگوهای منفی میشوند. این اعمال میتوانند زمینهی عدم رضایت از زندگی را فراهم کنند و بیارزش بودن آنها کاملاً مشخص است؛ چرا که هیچ کس را به هیچ مقامی نرساندهاند و موفق و شاداب نکردهاند.
گام دوم
مغز شما بسیار منعطف است و مانند یک موم قابل شکلدهی است. مغز مانند یک کامپیوتر است و اطلاعات را گرفته و از آنها استفاده میکند. به قدرت کامپیوتر خود اعتماد دارید؛ پس باید هزاران برابر به توانایی مغز خود اعتماد کنید.
اگر اطلاعاتی را وارد مغز خود کنید، آنها را طبقهبندی کرده و راهحلی برای آن مییابد. مانند کامپیوتر اگر نحوهی ورود اطلاعات و طبقهبندی آنها را تغییر دهید، خروجی نیز تغییر خواهد کرد. از چهارچوب مغزی خود خارج شوید، با این کار سیستمعامل جدیدی برای مغز خود خواهید یافت که حتی بهتر از سیستم قبلی کار میکند.
گام سوم
مطمئن باشید که میتوانید هر کاری که میخواهید را انجام دهید. جملهی من میخواهم کاری را انجام دهم و من میتوانم کاری را انجام دهم، کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند.
مثبت فکر کنید چرا که با تفکر مثبت، و اعتقاد به این که میتوانید کاری را انجام دهید، فرصتهای پیش رو خود را برای شما نمایان خواهند کرد، راه شما روشنتر خواهد شد و مسیرتان مشخصتر از قبل.
گام چهارم
همهی افکاری که به سمت شما میآیند را به چالش بکشید. هر چه در تمرین برنامهریزی مجدد مغز پیشرفت میکنید، بیشتر و بیشتر به چالش کشیدن افکار خود بپردازید. اگر افکاری به سراغ شما میآیند که عقاید دیگران بوده و متعلق به شما نیستند، آنها را به چالش بکشید و اگر فکر بهتری دارید آن را عملی کنید.
فرهنگهای ما مسیر مشخصی دارند و ما با این فرهنگ، تفکر و انجام کارها را یاد میگیریم. بهتر است مغز خود را بیشتر به کار بگیرید و مسیری که برای تفکر مثبت شما خوب و با ارزشهای شما مطابق است را انتخاب کنید.
گام پنجم
اپلیکیشنی برای مغز خود بیابید. Stress-Free Life و I Can Do It دو نمونه از این اپلیکیشنها هستند که میتوانند همراه خوبی در مسیر موفقیت شما باشند.
همهی ما نیاز به میانبرهایی برای رسیدن به بهترین مدل خود داریم، خواه این میانبر یک اپلیکیشن باشد یا یادداشتبرداری و نوشتن گزارش یا هرکار دیگری. به خود اعتماد کنید و برنامهریزی دوبارهی مغز خود را آغاز کنید تا لذت زندگی شاد را بیشتر از پیش ببرید.














