
سال اول زندگــــــی
” گــزل ” روان شناس مشهور معتقد است:یکی از تغییرات آشکار و قابل توجه در سال اول زندگی، رشد جسمانی بچه هاست؛ زیرا در این مدت قد حدود ۵۰ درصد رشد کرده و وزن کودک دو برابر شده است. ضمن اینکه تناسب بدن هم تغییر می کند. بسیاری از تغییرات دوران کودکی دستکم تا اندازه ای ناشی از مراحل همگانی عوامل بیولوژیکی در دستگاه عصبی مرکزی است که در علم روان شناسی به آن “رسش” می گویند.
رشد حــــرکتی در دوران کودکــــی
بررسی های کیگان نشان می دهد رشد حرکتی در دوران کودکی مثال خوبی است از عملکردهایی که به رسش بستگی دارند. بعد از شش ماهگی کودکان می توانند بدون کمک دیگران بنشینند، سپس سینه خیز بروند و سرانجام راه بیفتند. هر چند که این توانایی ها به رسش بستگی دارند، ولی تمرین مهارتهای حرکتی نیز در آن مؤثر است. نکته قابل توجه اینکه زمان ظاهر شدن عملکردهای حرکتی کودک از قبیل راه رفتن، تقریباً ارتباطی با “هوش” و یا “رشد جسمانی” بعدی او ندارد.

رابطه رشد شناختــــی و ادراک
همچنین او معتقد است، رشد شناختی در سال او ل زندگی در قلمروهای گوناگونی بروز می کند که از میان آنها چهار قلمرو اهمیت خاص دارند. اولین آنها “ادراک” است. کودک در سال اول زندگی خود قادر است که اشیا و کیفیت آنها مانند رنگ، استحکام، عمق و شکل را درک کند. البته آنها در این دوره سنی به حرکات متضاد و تغییر در اندازه یا وضعیت فضایی اجسام نگاه می کنند.
تشخیص محــــرکهای مشابه
طبق تحقیقات همین روان شناس دومین توانایی شناختی کودکان “تشخیص اطلاعات ” است. کودکان می توانند محرکهایی را که به هم شباهت دارند، ولی یکسان نیستند تشخیص دهند. به عنوان نمونه تصاویر تکراری از یک چهره که از زوایای گوناگون دیده می شود. روان شناسان دریافته اند که کودکان تجربه هایشان را بازنمایی ذهنی می کنند.
تـــــوانایی رده بندی در کــــودکان
کیگان می نویسد سومین توانایی شناختی، توانایی “رده بندی” است که همان گروه بندی اشیا یا امور براساس مشخصه های مشترک می باشد. به عنوان مثال، در سن یک سالگی کودکان احتمالاً اشیا را برحسب رنگ رده بندی می کنند، یا انواع غذاها را با هم در یک گروه قرار می دهند و آنها را از چیزهای غیر خوراکی جدا می کنند.
افـــزایش حافظه
چهارمین توانایی شناختی کودک در سال اول زندگی “افزایش حافظه” است. کیگان و هامبورگ در همین زمینه معتقدند:کودکان خردسال می توانند محرکی را که قبلاً دیده اند به یاد آورند، آنها بعد از شش ماهگی رفته رفته می توانند اموری را که مربوط به زمان حال نیست به خاطر آورند و اطلاعاتی درباره چیزهایی که در گذشته تجربه کرده اند، در ذهنشان مرور کنند.

زمــــان شـــروع تـــرس در کــــودکان
تحقیقات فری برگ نشان می دهد در شش ماهه دوم زندگی، در کودکان ترسهای خاصی ایجاد می شود. در این دوره سنی معمولاً بچه ها از غریبه ها می ترسند. به همین دلیل نیز هنگامی که مادر یا مراقب آشنا از آنها جدا می شود، دچار اضطراب و ناراحتی می شوند.
دوران حســـی، حــرکتی رشد
براساس نظریه رشد شناختی “پیاژه” دو سال اول زندگی “دوران حسی،حرکتی رشد” تلقی می شود. در این دوره سنی کودک اغلب در پی کارهایی است که او را با اجسام مرتبط کند، به عنوان مثال بازی با اسباب بازی هایش و یا پرتاب کردن و دستکاری اشیای مختلف.
مـــراحل رشد ذهنـــی در دوران حســـی، حــــرکتی
پیاژه معتقد بود که رشد ذهنی در دوران حسی،حرکتی شش مرحله مربوط به هم را می گذراند. در این مراحل کودک بتدریج در رابطه با محیط پاسخهایی دریافت می کند که به سوی راههای انعطاف پذیر و متنوعی برای کنش متقابل با محیط پیش می رود.
رشد کـــودکان محصول رسش و تجـــربه با محیط است
پیاژه فرض را بر این داشت که رشد به طور کلی هم محصول رسش و هم تجربه با محیط است. ولی تأکید او بر دومی بود. او رشد دوران کودکی را تدریجی و مداوم می دانست و معتقد بود هر مرحله به مرحله دیگر افزوده می شود. یکی از توانایی های عمده در این دوران توانایی برنامه ریزی و عملی کردن آن در مدتی کوتاه است.
تأثیـــر مادر در رشد اجتماعی کـــودک
رشد شخصیتی کودک
درک این نکته برای والدین مهم است که در شکلگیری شخصیت کودک آنها، تربیت تأثیر بیشتری نسبت به وراثت دارد. بنابراین والدین باید مراقب باشند صفاتی را در کودکان خود پرورش دهند که بعداً در زندگی آنها مفید واقع شود.
بسیاری از ویژگیهای شخصیتی کودک شما از قبیل توانایی برقراری ارتباط با مردم و سازگاری با آنها، درس گرفتن از اشتباهات، تمایل به همکاری و سختکوشی، قدرت مشاهده، تمرکز، تحقیق، و سرانجام توانایی خلاق، دقیق، مصمم و جاهطلب بودن، در سرنوشت آینده کودک شما مؤثر است.
والدین میتوانند تأثیر عمیقی بر اکتساب این خصوصیات شخصیتی داشته باشند و کمک زیادی به تحکیم صفات ذاتی از قبیل استقلال، پاسخدهی (به آسانی لبخند زدن)، دقت، خونسردی و اعتمادبهنفس نمایند.
والدین همچنین مسئول انتقال خودآگاه یا ناخودآگاه صفات شخصیتی خود به کودکانشان میباشند. یک پدر یا مادر ناشکیبا بهندرت یک کودک صبور تربیت میکند و یک کودک سختگیر غالباً والدین سختگیری داشته است. هم چنین سختگیر بودن یک کودک، غالباً پاسخ طبیعی به یک چارچوب خانوادگی سختگیرانه است. یک پدر و مادر خونسرد که هر مشکلی را بهسادگی میپذیرد و با آن برخورد میکند، بسیار به ندرت ممکن است فرزندی سختگیر داشته باشد.
بنابراین به یاد داشته باشید که تمامی زندگی کودک شما در سالها و حتی ماههای اول زندگی او شکل میگیرد. اگر نیازهای اساسی کودک شما برآورده شود و به مقدار زیاد از محبت، توجه و انگیزش برخوردار گردد، احتمال اینکه در بزرگسالی انسانی شاد و خوشبخت باشد، زیاد است.

رشد شخصیتی از نوزادی تا ۳۶ هفتگی
کودک شما از بدو تولد، شخصیت مستقلی از خود نشان میدهد. شما میتوانید این موضوع را در فعالیتهای اساسی او تشخیص دهید. مثلاً او ممکن است بهندرت گریه کند و حتی وقتی خسته باشد آرام و شاد به نظر برسد، یا ممکن است طالب توجه باشد؛ یعنی هر وقت گرسنه، خسته، یا کسل باشد با گریه شما را آگاه سازد و فعال و مصمم به نظر برسد.
کودک شما ممکن است، هنگام شیرخوردن، سینه یا شیشه شیر را به آسانی بگیرد، خوب بمکد و راضی باشد؛ یا ممکن است آن را با دشواری بگیرد، فقط یک دقیقه بمکد، سر و صدا کند، گریه کند، جیغ بزند و شما را ناراحت کند. او ممکن است گرسنگی را به خوبی تحمل کند، صبور باشد و هنگام شیر خوردن آرام بماند، یا ممکن است ناشکیبا باشد و پس از شیر خوردن غالباً استفراغ کند.
او ممکن است بیشتر طول روز را بخوابد و بهندرت آشفته شود. از طرف دیگر ممکن است ساعتها بیدار باشد، چرت نیمروزی خود را از سن پایین کنار بگذارد، اما گاهی به همراهی و بازی نیاز داشته باشد و تنها ماندن را حتی در سن چند هفتگی هم تحمل نکند.
ممکن است کودک شما اجتماعی باشد، یعنی عاشق همراهی، درآغوش گرفتن، اسباب بازی ، و آدمها باشد، شاید هم اینگونه نباشد، یعنی به نظر برسد که بیشتر چیزها را رد میکند.
در این مرحله:
– خصوصیاتی مانند اعتماد، گرمی و زودجوشی در چند ماه نخست زندگی ایجاد میشوند؛ در این زمان است که باید به کودک خود، اکثر راههای اساسی برقراری ارتباط با مردم را بیاموزید.
بنابراین مهمترین اصل این است که در هر کاری که انجام میدهید مثبت باشید و در مورد آنچه اظهار میکنید، روراست باشید.
– لبخند زدن مهمترین ابزار شما برای نشان دادن خشنودی، رضایت، محبت و شادی است.
استفاده از صدا:
تماس بدنی:
تشویق:
توجه:
منفی نباشید:
















