رشد شخصیتی کودک

در دنیای امروز همه ما به نوعی با مشکلات مختلفی روبرو هستیم، مشکلاتی که گاهی نشات گرفته از رفتار خودمان است؛ مثلا افرادی که زیاد عصبانی می شوند یا نمی توانند به درستی با دیگران ارتباط برقرار کنند،گاهی مجبور می شوند در دایره بسته خود بمانند و به سختی مشکلاتشان را حل کنند.
اما نکته اینجاست که بسیاری از مشکلات و خصوصیات رفتاری ما به زمان کودکی مان بر می گردد و حتی در ضمیر ناخودآگاهمان نیز ضبط می شود.
 
سال اول زندگــــــی

” گــزل ” روان شناس مشهور معتقد است:یکی از تغییرات آشکار و قابل توجه در سال اول زندگی، رشد جسمانی بچه هاست؛ زیرا در این مدت قد حدود ۵۰ درصد رشد کرده و وزن کودک دو برابر شده است. ضمن اینکه تناسب بدن هم تغییر می کند. بسیاری از تغییرات دوران کودکی دستکم تا اندازه ای ناشی از مراحل همگانی عوامل بیولوژیکی در دستگاه عصبی مرکزی است که در علم روان شناسی به آن “رسش” می گویند.

این مسأله زمینه را برای ظاهر شدن عملکرد روان شناختی آماده می کند گرچه این امر به تنهایی نمی تواند باعث بروز خصوصیت روان شناختی شود، اما محدوده زودترین و نزدیکترین زمان بروز آن را تعیین می کند.

رشد حــــرکتی در دوران کودکــــی

بررسی های کیگان نشان می دهد رشد حرکتی در دوران کودکی مثال خوبی است از عملکردهایی که به رسش بستگی دارند. بعد از شش ماهگی کودکان می توانند بدون کمک دیگران بنشینند، سپس سینه خیز بروند و سرانجام راه بیفتند. هر چند که این توانایی ها به رسش بستگی دارند، ولی تمرین مهارتهای حرکتی نیز در آن مؤثر است. نکته قابل توجه اینکه زمان ظاهر شدن عملکردهای حرکتی کودک از قبیل راه رفتن، تقریباً ارتباطی با “هوش” و یا “رشد جسمانی” بعدی او ندارد.

childs-personality-development
رابطه رشد شناختــــی و ادراک

همچنین او معتقد است، رشد شناختی در سال او ل زندگی در قلمروهای گوناگونی بروز می کند که از میان آنها چهار قلمرو اهمیت خاص دارند. اولین آنها “ادراک” است. کودک در سال اول زندگی خود قادر است که اشیا و کیفیت آنها مانند رنگ، استحکام، عمق و شکل را درک کند. البته آنها در این دوره سنی به حرکات متضاد و تغییر در اندازه یا وضعیت فضایی اجسام نگاه می کنند.

تشخیص محــــرکهای مشابه

طبق تحقیقات همین روان شناس دومین توانایی شناختی کودکان “تشخیص اطلاعات ” است. کودکان می توانند محرکهایی را که به هم شباهت دارند، ولی یکسان نیستند تشخیص دهند. به عنوان نمونه تصاویر تکراری از یک چهره که از زوایای گوناگون دیده می شود. روان شناسان دریافته اند که کودکان تجربه هایشان را بازنمایی ذهنی می کنند.

آنها به این عمل “طرح واره” می گویند. گرچه “طرح واره” عیناً همان شی نیست که کودک با آن روبه رو می شود، اما بسیاری از خصوصیات آن را دارد. کودکان این طرح واره ها را برای تشخیص شباهت یا همسان بودن اشیای جدید از شیء قبلی به کار می برند.

تـــــوانایی رده بندی در کــــودکان

کیگان می نویسد سومین توانایی شناختی، توانایی “رده بندی” است که همان گروه بندی اشیا یا امور براساس مشخصه های مشترک می باشد. به عنوان مثال، در سن یک سالگی کودکان احتمالاً اشیا را برحسب رنگ رده بندی می کنند، یا انواع غذاها را با هم در یک گروه قرار می دهند و آنها را از چیزهای غیر خوراکی جدا می کنند.

از سوی دیگر، کودکان به اموری که تاکنون ندیده اند یا تجربه نکرده اند بیشتر توجه نشان می دهند. بنابر اعتقاد روان شناسان کودک، این مسأله ناشی از “فرضیه ناهمگونی توجیهی” است.

افـــزایش حافظه

چهارمین توانایی شناختی کودک در سال اول زندگی “افزایش حافظه” است. کیگان و هامبورگ در همین زمینه معتقدند:کودکان خردسال می توانند محرکی را که قبلاً دیده اند به یاد آورند، آنها بعد از شش ماهگی رفته رفته می توانند اموری را که مربوط به زمان حال نیست به خاطر آورند و اطلاعاتی درباره چیزهایی که در گذشته تجربه کرده اند، در ذهنشان مرور کنند.

childs-personality-development
زمــــان شـــروع تـــرس در کــــودکان

تحقیقات فری برگ نشان می دهد در شش ماهه دوم زندگی، در کودکان ترسهای خاصی ایجاد می شود. در این دوره سنی معمولاً بچه ها از غریبه ها می ترسند. به همین دلیل نیز هنگامی که مادر یا مراقب آشنا از آنها جدا می شود، دچار اضطراب و ناراحتی می شوند.

جالب اینکه این ترسها در کودکان با فرهنگهای گوناگون، اطفال بینا یا نابینا و همچنین بچه هایی که در مهدکودک بزرگ می شوند همزمان است. بنابراین، به این نتیجه می رسیم که ایجاد توانایی های شناختی در شروع ترسهای گوناگون دخالت دارد.

دوران حســـی، حــرکتی رشد

براساس نظریه رشد شناختی “پیاژه” دو سال اول زندگی “دوران حسی،حرکتی رشد” تلقی می شود. در این دوره سنی کودک اغلب در پی کارهایی است که او را با اجسام مرتبط کند، به عنوان مثال بازی با اسباب بازی هایش و یا پرتاب کردن و دستکاری اشیای مختلف.

مـــراحل رشد ذهنـــی در دوران حســـی، حــــرکتی

پیاژه معتقد بود که رشد ذهنی در دوران حسی،حرکتی شش مرحله مربوط به هم را می گذراند. در این مراحل کودک بتدریج در رابطه با محیط پاسخهایی دریافت می کند که به سوی راههای انعطاف پذیر و متنوعی برای کنش متقابل با محیط پیش می رود.

یکی دیگر از توانایی هایی که کودک در این مرحله به آن دست پیدا می کند فهمیدن این مسأله است که اشیایی که دور از چشم اویند نیز وجود خارجی دارند که به این مرحله “پایداری شی” می گویند.

رشد کـــودکان محصول رسش و تجـــربه با محیط است

پیاژه فرض را بر این داشت که رشد به طور کلی هم محصول رسش و هم تجربه با محیط است. ولی تأکید او بر دومی بود. او رشد دوران کودکی را تدریجی و مداوم می دانست و معتقد بود هر مرحله به مرحله دیگر افزوده می شود. یکی از توانایی های عمده در این دوران توانایی برنامه ریزی و عملی کردن آن در مدتی کوتاه است.

تأثیـــر مادر در رشد اجتماعی کـــودک
سه نظریه عمده درباره رشد اجتماعی کودک بر رابطه بین کودک و مادر به عنوان عاملی بسیار مهم تأکید می کند. طبق نظریه روانکاوی، کشش کودکان برای دست یافتن به لذت حسی سبب می شود تا انرژی عاطفی خود را صرف افرادی کنند که از طریق رفع نیازهایی مانند رفع گرسنگی یا تشنگی در آنها مؤثرند.
نظریه دیگری که از نظریه روانکاوی نشأت گرفته است، بر پی ریزی حس اعتماد در دوران کودکی است دورانی که مادر از کودک مراقبت دایمی می کند و پیوند عاطفی بین آنها مستحکم می شود. در نظریه کردارشناسی مطالعاتی در زمینه دلبستگی کودکان به مادرانشان انجام شده است.
نظریه پردازان چنین مطرح کرده اند که نوزاد انسان به طور ژنیتکی آماده است تا به افرادی که از او مراقبت می کنند دلبسته شود، و این دلبستگی ها از لحاظ تکاملی دارای ارزش هستند، به دلیل اینکه به کودک کمک می کنند تا خود را با محیط سازش دهند. از این رو این دلبستگی ها سبب می شود که بزرگسالان از کودک مراقبت کنند و او را از خطر دور نگه دارند.
براساس این نظریه دلبستگی عامل بسیار مهمی در سلامت و رشد عاطفی و اجتماعی کودک دارد. بنابراین او به دلیل دلبستگی به والدین خود، ارزشها و معیارهای آنان را می پذیرد.
رشد شخصیتی کودک
برای خوش‌بخت بودن، کودکان ما باید قادر به سازگاری‌های شخصی و اجتماعی مؤثری باشند. در فرهنگ‌هایی که زندگی اجتماعی بسیار پیچیده است، شخصیت حائز اهمیت می‌باشد.
درک این نکته برای والدین مهم است که در شکل‌گیری شخصیت کودک آن‌ها، تربیت تأثیر بیشتری نسبت به وراثت دارد. بنابراین والدین باید مراقب باشند صفاتی را در کودکان خود پرورش دهند که بعداً در زندگی آن‌ها مفید واقع شود.
بسیاری از ویژگی‌های شخصیتی کودک شما از قبیل توانایی برقراری ارتباط با مردم و سازگاری با آن‌ها، درس گرفتن از اشتباهات، تمایل به همکاری و سخت‌کوشی، قدرت مشاهده، تمرکز، تحقیق، و سرانجام توانایی خلاق، دقیق، مصمم و جاه‌طلب بودن، در سرنوشت آینده کودک شما مؤثر است.
تمامی این خصوصیات به کودک شما کمک می‌کنند، در حالی که خصوصیاتی مثل تنبلی، ناتوانی در تمرکز، کُندی تفکر و ناتوانی در بیان مقصود و احساسات، باعث عقب افتادن کودک شما می‌گردد.
والدین می‌توانند تأثیر عمیقی بر اکتساب این خصوصیات شخصیتی داشته باشند و کمک زیادی به تحکیم صفات ذاتی از قبیل استقلال، پاسخ‌دهی (به آسانی لبخند زدن)، دقت، خونسردی و اعتمادبه‌نفس نمایند.

 

والدین هم‌چنین مسئول انتقال خودآگاه یا ناخودآگاه صفات شخصیتی خود به کودکان‌شان می‌باشند. یک پدر یا مادر ناشکیبا به‌ندرت یک کودک صبور تربیت می‌کند و یک کودک سخت‌گیر غالباً والدین سخت‌گیری داشته است. هم‌ چنین سخت‌گیر بودن یک کودک، غالباً پاسخ طبیعی به یک چارچوب خانوادگی سخت‌گیرانه است. یک پدر و مادر خون‌سرد که هر مشکلی را به‌سادگی می‌پذیرد و با آن برخورد می‌کند، بسیار به‌ ندرت ممکن است فرزندی سخت‌گیر داشته باشد.
بنابراین به یاد داشته باشید که تمامی زندگی کودک شما در سال‌ها و حتی ماه‌های اول زندگی او شکل می‌گیرد. اگر نیازهای اساسی کودک شما برآورده شود و به مقدار زیاد از محبت، توجه و انگیزش برخوردار گردد، احتمال این‌که در بزرگ‌سالی انسانی شاد و خوش‌بخت باشد، زیاد است.

childs-personality-development
رشد شخصیتی از نوزادی تا ۳۶ هفتگی

کودک شما از بدو تولد، شخصیت مستقلی از خود نشان می‌دهد. شما می‌توانید این موضوع را در فعالیت‌های اساسی او تشخیص دهید. مثلاً او ممکن است به‌ندرت گریه کند و حتی وقتی خسته باشد آرام و شاد به نظر برسد، یا ممکن است طالب توجه باشد؛ یعنی هر وقت گرسنه، خسته، یا کسل باشد با گریه شما را آگاه سازد و فعال و مصمم به نظر برسد.
کودک شما ممکن است، هنگام شیرخوردن، سینه یا شیشه شیر را به آسانی بگیرد، خوب بمکد و راضی باشد؛ یا ممکن است آن را با دشواری بگیرد، فقط یک دقیقه بمکد، سر و صدا کند، گریه کند، جیغ بزند و شما را ناراحت کند. او ممکن است گرسنگی را به خوبی تحمل کند، صبور باشد و هنگام شیر خوردن آرام بماند، یا ممکن است ناشکیبا باشد و پس از شیر خوردن غالباً استفراغ کند.
او ممکن است بیشتر طول روز را بخوابد و به‌ندرت آشفته شود. از طرف دیگر ممکن است ساعت‌ها بیدار باشد، چرت نیم‌روزی خود را از سن پایین کنار بگذارد، اما گاهی به همراهی و بازی نیاز داشته باشد و تنها ماندن را حتی در سن چند هفتگی هم تحمل نکند.
ممکن است کودک شما اجتماعی باشد، یعنی عاشق همراهی، درآغوش گرفتن، اسباب بازی ، و آدم‌ها باشد، شاید هم این‌گونه نباشد، یعنی به نظر برسد که بیشتر چیزها را رد می‌کند.

در این مرحله:

– خصوصیاتی مانند اعتماد، گرمی و زودجوشی در چند ماه نخست زندگی ایجاد می‌شوند؛ در این زمان است که باید به کودک خود، اکثر راه‌های اساسی برقراری ارتباط با مردم را بیاموزید.
بنابراین مهم‌ترین اصل این است که در هر کاری که انجام می‌دهید مثبت باشید و در مورد آن‌چه اظهار می‌کنید، روراست باشید.
– لبخند زدن مهم‌ترین ابزار شما برای نشان دادن خشنودی، رضایت، محبت و شادی است.

استفاده از صدا:
بعد از این مرحله، صدا قرار دارد. کودکان خردسال نسبت به آهنگ صدای محبت‌آمیز، تأییدکننده، شاد، و سرحال حساس‌اند. آن‌ها هم‌چنین نسبت به آهنگ صدای تسکین‌دهنده، آرامش‌بخش و ساکت‌کننده نیز واکنش نشان می‌دهند، پس، از صداهای تند و منفی بپرهیزید.
تماس بدنی:
یعنی گرما، نزدیکی و بوی بدن شما نیز همانند نوازش و تظاهرات جسمانی عاطفه، حائز اهمیت است.
تشویق:
تا می‌توانید تشویق کنید، زیاد پاداش دهید، دائماً تمجید کنید و بدون محدودیت تأیید نمایید؛ و همواره نام کودک خود را در چارچوبی محبت‌آمیز به زبان آورید. هرچه‌قدر می‌توانید بگویید «دوستت دارم». تمامی صفات پسندیده را با تمجید و تشویق تقویت کنید.
توجه:
همواره به درخواست توجه او، پاسخ دهید، در غیر این صورت کودک شما خود را بی‌اهمیت تصور می‌کند و دیگر از شما درخواست نخواهد کرد. با او تماس چشمی برقرار کنید، از روبه‌رو به او نگاه کنید، از حرکات و اداهای مختلف و لمس‌کردن برای انتقال احساس باارزش بودن او استفاده کنید.
منفی نباشید:
از روش‌های انحراف توجه، برای غلبه بر هرگونه منفی‌گرایی از طرف کودک خود، استفاده کنید.

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید