
در هم ریختگی محیط زندگی و اطراف، باعث بی نظمی فکری و ذهنی و پریشان حالی می شود. نظم در زندگی انسان تمرکز فکر به وجود می آورد. در مقابل یک محیط بهم ریخته می تواند تمرکز و خلاقیت افراد را تحت تأثیر قرار دهد. این مقاله به این مسأله می پردازد که؛ بهم ریختگی چه اثری روی مغزتان دارد؟ همچنین درباره چگونگی بوجود آمدن بهم ریختگی و علت وابستگی عاطفی ما با اشیاء و تأثیر بهم ریختگی و شلوغی بر مغز صحبت می کند و در پایان راه حل هایی برای کنترل آشفنگی ارائه می شود.
چند سال پیش در یک آژانس طراحی وبسایت کار میکردم و مدیر تولید بودم. آن بخش از کارم که خیلی دوستش داشتم، کار کردن با تیم طراحی و مشتریانمان بود. اما متاسفانه این فقط ۱۰ درصد از کاری بودن که فرصت داشتم انجام دهم و بیشتر وقت من صرف کنترل گزارشهای جلسات، جستجوی پروندهها و سعی در باخبر شدن از جدیدترین اخبار تکنولوژی بود.
همیشه با ذهنی خسته به خانه بر میگشتم و احساس میکردم کاری انجام ندادهام چون خلاقیتی به کار نگرفته بودم و این من را راضی نمیکرد. در واقع دور و بر من آنقدر شلوغ بود که فرصتی برای خلاقیت باقی نمیماند. طی سالهای اخیر، راههایی پیدا کردم که بتوانم از شلوغی و سر و صدای اطرافم کم کنم تا بتوانم تمرکزی برای خلاقیت و ابتکار پیدا کرده و زمان بیشتری برای چیزهایی داشته باشم که اهمیت بیشتری دارند. سال گذشته، کارآمدترین سال زندگیم بود و تمام آن را مدیون درک اهمیت حذف چیزهای اضافی و بیفایده از زندگیم هستم.
یک فضای کار آشفته و بی نظم، دشمن شماست و مانع از بروز توانایی های شما خواهد شد. آشفتگی کارها باعث هدر رفتن انرژی و زمان شما خواهد شد بنابراین باید تلاش کنید این عامل مخرب را از زندگی تان، خصوصا زندگی شغلی تان حذف کنید.
بهم ریختگی چه اثری روی مغزتان دارد؟
بر اساس یافته های محققان موسسه علوم اعصاب دانشگاه پرینستون، مغز در زمان پردازش اطلاعات دارای محدودیت هایی است؛ بنابراین اگر شما فضا و حجم کارتان را زمانی که آشفته و غیرسازماندهی شده است، مدیریت نکنید، می تواند عملکرد کلی شما را کاهش دهد. شلوغی محیط می تواند تمرکز انسان را از کار اصلی پرت کند و در بدترین حالت، فرد از کار اصلی خود غافل شود.
ما بدون اینکه حتی متوجه شویم خودمان را با آشفتگیهای غیرضروری که انرژی را تحلیل میبرند احاطه میکنیم، آشفتگیای که محیطی منفی میسازد و روی روحیه تاثیری بد میگذارد.
نتییجه ی بی نظمی و بهم ریختگی محیط
بی نظمی و در هم ریختگی محیط زندگی و اطراف، باعث بی نظمی فکری و ذهنی و پریشان حالی می شود. نظم در زندگی انسان تمرکز فکر به وجود می آورد.
بی نظمی، پریشانی و آشفتگی در جسم و روان انسان به وجود می آورد نظم هم فکر را در بر می گیرد و هم عمل را هم به درون مربوط می شود و هم به برون.
بى نظمى ، آدمى را رنج مى دهد و ذهن و فکر انسان را آشفته مى سازد، بازدهى کار را کم مى کند، وقت عزیز را به آسانى نابود مى کند. نظم و ترتیب به صورت ناخودآگاه، باعث از بین بردن بسیاری از افکار و اندیشه های بی فایده و تضاد های درونی انسان می شود و انسان را به آرامش فکری و روحی می رساند.
خانهی مرتب یعنی ذهن مرتب. خانهی تمیز، سر تمیز. احتمالا انواع دیگری از این گفتهها را قبلا شنیدهاید.اما شاید هرگز متوجه نشدهباشید که از بین بردن آشفتگیهای خانه واقعا چه تاثیری روی ذهن تان دارد. دور ریختن چیزهای قدیمی روشی قدرتمند برای شفافیت دادن به ذهن، تمرکز، آرامش، و رسیدن توازن است.
بهم ریختگی چطور بوجود میآید؟
شما چیزهایی را به دلایلی دور خود جمع میکنید، شاید فکر میکنید بعدا به آنها نیاز خواهید داشت، ارزش عاطفی و احساسی برایتان دارد یا اینکه پول زیادی بابتش پرداخت کردهاید و احساس میکنید باید حتما نگهش دارید حتی اگر هفته ها، ماهها و سالها حتی به آن دست هم نزنید؛ کتاب، لباس، وسیلهای زینتی یا هر چیز دیگری ممکن است واقعا دیگر کاربردی برایتان نداشته باشند.
اما واقعیت این است که ممکن است در خریدن چیزهایی اشتباه کرده باشید اما اگر بخواهید به این اشتباه اعتراف کنید و از نگه داشتن آن امتناع کنید، مغزتان آزرده شود. محققان دانشگاه Yale دو ناحیه در مغز را شناسایی کردهاند که مربوط به درد و ناراحتی است؛ قشر کمربندی قدامی (anterior cingulate cortex) و اینسولا (insula)، در واکنش به دور انداختن و دل کَندن از اشیاء، فعال شده و ارتباطهایی برقرار میکنند.
این قسمتها همان نواحی از مغز هستند که وقتی درد فیزیکی ناشی از بریدگی با کاغذ یا نوشیدن قهوهی خیلی داغ احساس میکنید، فعال میشوند. مغز شما، از دست دادن یک شیء با ارزش را که متعلق به خودتان است مانند همان چیزی تلقی میکند که موجب درد فیزیکیتان میشود. و هر چه نسبت به یک شیء، احساس تعلق روحی یا مالی بیشتری داشته باشید، بیشتر مایلید آن را دور و بر خود نگه دارید.
چرا Apple میخواهد شما محصولاتش را لمس کنید؟
وقتی پای چیزهای فیزیکی به میان میآید، صرفا لمس کردن یک شیء میتواند باعث شود از نظر هیجانی و روحی نیز به آن وابستهتر شوید. در مطالعهای، پژوهشگران قبل از یک حراجی به افراد شرکت کننده ماگهای قهوه دادند تا لمس کنند. آنها مقدار زمانهای متفاوتی برای لمس کردن ماگها توسط افراد در نظر گرفتند تا ببینند چه تاثیری روی مقدار پولی که این افراد قرار است برای خریدن این ماگها در حراجی خرج کنند میگذارد. نتایج این مطالعه نشان داد که افرادی که ماگها را طولانیتر در دست داشتند و لمس کردند، نسبت به آنهایی که زمان کوتاهتری ماگها را در دست داشتند، توانسته بودند ۶۰ درصد پول بیشتری پرداخت کنند. بررسی این نتیجه این بود که شما هر چه بیشتر چیزی را لمس کنید، ارزش بیشتری نیز برای آن قائل خواهید بود.
شرکت Apple با تاثیر لمس کردن بر روح و روان شما آگاه است و فرشگاههای خود را هوشمندانه و با دقت جوری طراحی کرده است که شما ارتباطی روحی با محصولاتش برقرار کنید. وقتی شما چیزهایی جدیدی را وارد زندگیتان میکنید، فورا با ارزشی که این اشیاء دارند ارتباط برقرار کرده و دست کشیدن از آنها در آینده برایتان دشوارتر خواهد شد. این ارتباط روانی با اشیاء همان چیزی است که باعث «جمع کردن» یا «احتکار» اشیاء میشود.
از دست دادن تمرکز
از دست دادن تمرکز، فرایندی طبیعی، مطلوب و تکاملیافته است که برای حفظ امنیت ما بهوجود آمده است. از بین رفتن تمرکز زمانی رخ میدهد که مغز چیزهایی میبیند که باید به آنها توجه کنید (فرایند پایین به بالا). تکامل موجب شده است که وقتی در اطراف خود با چیزی خطرناک یا جالب مواجه میشوید، تمرکز خود را از دست بدهید و به آن عامل توجه کنید.
به گفتهی گلوریا مارک (Gloria Mark)، استاد دانشگاه ارواین در کالیفرنیا، وقتی تمرکز خود را از دست میدهید، حداکثر ۲۵ دقیقه زمان لازم است تا دوباره بر کار اصلی خود تمرکز کنید (در برخی از بررسیها زمان بازیابی تمرکز ۵ دقیقه و در برخی دیگر ۱۵ دقیقه ذکر شده است). در هر صورت، از دست دادن تمرکز هزینههایی دارد. برای نمونه مشاغل اداری را در نظر بگیرید. کارمندان در ادارات بهطور میانگین، هر ۳ تا ۱۰ دقیقه تمرکز خود را از دست میدهند (البته در بررسیهای مختلف، اعداد متفاوتی مطرح شده است) ولی هیچ پژوهشی بهطور قطعی نشان نمیدهد که آیا با ایجاد وقفههای بیشتر، کیفیت کار کاهش مییابد یا خیر.
شاید تصور میکنید بیشترِ عواملی که موجب از دست رفتن تمرکز میشوند، عواملی بیرونی مانند همکاران، تماسهای تلفنی یا ایمیلها هستند، ولی براساس پژوهش انجامشده توسط گلوریا مارک، حدودا در ۴۴ درصد موارد، این خود ما هستیم که موجب از دست رفتن تمرکزمان میشویم!
تاثیر بهم ریختگی و شلوغی بر مغز
فرقی نمیکند کمد خانهتان باشد یا میز کارتان، در هر صورت چیزهای اضافی پیرامونتان میتوانند تاثیر منفی بر توانایی تمرکز و پردازش اطلاعات شما داشته باشند. این دقیقا همان چیزی است که دانشمندان دانشگاه پرینسون دریافتند؛ آنها عملکرد کاری افراد در محیطی منظم را با عملکرد کاری در محیطی نامنظم و آشفته مورد مقایسه قرار دادند و نتایج نشان داد بهم ریختگی فیزیکی در اطراف شما، در تضاد با توجه و تمرکزتان بوده و منجر به کاهش عملکرد و افزایش استرس میشود.
تیمی از پژوهشگران دانشگاه UCLA، ۳۲ خانوادهی لس آنجلسی را مورد مشاهده قرار دادند و دریافتند تمام مادرها، هورمون استرسشان طی زمانی که با متعلقاتشان سر و کار داشتند افزایش یافته بود. این اتفاق مشابه اتفاقی است که هنگام انجام چند کار به طور همزمان (multitasking) در مغز روی میدهد؛ فشار اضافی وارد ناشی از بهم ریختگی بر احساس، استرس و اختلال در توانایی خلاقانه فکر کردن.
بهم ریختگی فقط فیزیکی نیست
وسایل هوشمند، موبایل، کامپیوتر و آیپاد همگی تمرکز شما را برهم میزنند. مغز انسان همانند یک منشی عمل میکند و به شما برای منظم بودن و مدیریت زمان کمک میکند؛ اما پژوهشها نشان میدهد هرچه کارهای بیشتری را همزمان انجام بدهید، سختتر میتوانید روی آنها تمرکز کنید.
فایلهایی که در کامپیوترتان دارید، نوتیفیکیشنهای اکانتهای جورواجورتان و هر چیزی که حواستان را پرت میکند، رقیب تمرکز شماست. فُرم دیجیتالی ِ بهم ریختگی و آشفتگی، توانایی شما را برای تمرکز و انجام کارهای مفید و مبتکرانه نابود میکند. Mark Hurst، که پُر فروشترین کتاب را در زمنیهی کنترل جریان اطلاعات در عصر دیجیتال نوشته است، اینطور میگوید:
«وقتی شما آیتمهایی برای انجام دادن دارید که مدام در ذهنتان غوطه ورند یا هر چند دقیقه یکبار نوتیفیکیشنی هست که حواستان را پرت کند، مغزتان فرصتی برای وارد شدن به جریان ابتکار یا پردازش پیدا نخواهد کرد. وقتی مغزتان مشغول چیزهای زیادی باشد، قدرتش را از دست میدهد و نتیجه اینکه در زمینههای زیر وحشتناک عمل خواهید کرد:
. فیلتر کردن اطلاعات
. فورا بین اطلاعات سوئیچ کردن
. داشتن حافظهای که با قدرت کار میکند
استفادهی بیش از حد از امکانات دیجیتالی همان تاثیری را روی مغزتان دارد که بهم ریختگی فیزیکی».
تلفن همراه
شما در جلسه کاری هستید یا درحال رانندگی هستید ویا در خانه مشغول انجام کاری هستید که تلفن همراه شما به صدا در میآید. با پاسخ به تماس نه تنها زمان خود را صرف صحبت با تلفن میکنید، بلکه از انجام کاری که در حال انجامش بودید نیز بازمیمانید.
انجام همزمان چند کار (مولتی تسکینگ)
شاید بسیاری از ما عادت کرده باشیم که هنگام پاسخ به ایمیلهای دریافتی یک فنجان چای یا قهوه نیز میل کنیم، اما آیا متوجه شده اید که هنگام پاسخ به ایمیلها همراه با نوشیدن قهوه غلطهای املایی بیشتری داشته اید؟ البته شاید نوشیدن قهوه هنگام بررسی پست الکترونیک تاثیر چندانی نداشته باشد. مثلا به این فکر کنید که همزمان با نوشتن پستی برای وبلاگتان، در حال گوش دادن به اخبار تلویزیون هم باشید و نیز بخواهید به پیامک دریافتی از دوستتان نیز پاسخ دهید.
تحقیقات نشان میدهد که انجام همزمان کارها باعث هدر رفت زمان شده و نتیجه مطلوب نیز بدست نمیآید. مثلا انجام سه پروژه به طور همزمان معمولا بیشتر از زمانی طول میکشد که آنها را یکی پس از دیگری انجام دهیم.
حد بهم ریختگی خودتان را پیدا کنید
من دوست دارم همه چیز را تمیز و مرتب نگه دارم اما وقتی از نظر خودم همه چیز کامل و روبراه بود، مادرم همان اتاق را همچنان طوفان زده میدید! تحمل هر کسی برای بهم ریختگی متفاوت با دیگری است. محققان دریافتهاند بعضی از افراد به کمی بهم ریختگی در پیرامون خود نیاز دارند تا احساس انگیزه کنند و کارشان را انجام بدهند.
در نگاه این افراد، یک میز کاملا تمیز و خلوت مانند یک منطقهی خاموش و به خواب رفته به نظر میرسد که نشان میدهد هیچ فکر و کاری برای انجام دادن در آن نیست. مثلا به عکس زیر که از دفتر کار استیو جابز در خانهاش است نگاه کنید؛ احتمالا این همان چیزی نیست که از یک فرد آرمانگرا انتظار دارید.

از طرفی دیگر، گراهام هیل، موسس وبسایت TreeHugger، که خانهی مجلل خود را فروخت و یک آپارتمان ۳۰۰ متری خرید، تنها چند لوازم ضروری در منزل دارد. در آشپزخانهی او فقط ۱۲ ظرف سالاد و کارد و قاشق و چنگال پیدا میشود.
او در مصاحبهای که با نیویورک تایمز داشت گفته است:
«من هم مانند دیگران چیزهای مادی را دوست دارم و در رشتهی طراحی محصولات تحصیل کردهام و مانند همه به وسایلی چون لباس و … نیاز دارم. اما از زمانی به بعد تجربه به من نشان داده که چیزهای مادی اگر تجمع پیدا کنند این توانایی را دارند که نیازهای روحی و هیجانی را بیرون برانند».

هر چند ثابت شده که بهم ریختگی تاثیر منفی بر عملکرد فرد دارد اما این دریافت خود شما از بهم ریختگی است که اهمیت دارد، نه درک و استنباط کس دیگر. اگر قرار دادن دفترچهی یادداشت، خودکار و یا عکس کسی که دوستش دارید روی میزتان به شما احساس آشفتگی و بهم ریختگی نمیدهد، پس میزتان بهم ریخته نیست. شما باید به دنبال ایجاد فضایی باشید که به شما احساس آرامش و راحتی بدهد.
اخیرا یک مطالعه انجام شده توسط دانشگاه مینه سوتا نشان داد افرادی که دارای یک میز کثیف بودند، مستعد ابتلا به خلاقیت و ریسک پذیری بودند، در حالی که افراد در دفاتر پاکتر تمایل داشتند قوانین سختگیرانه را دنبال کنند و احتمالا چیزهای جدیدی را امتحان یا خطر می کردند.
بی نظمی را از سر راه خلاقیت تان بردارید
یک فضای کار آشفته و بی نظم، دشمن شماست و مانع از بروز توانایی های شما خواهد شد. آشفتگی کارها باعث هدر رفتن انرژی و زمان شما خواهد شد بنابراین باید تلاش کنید این عامل مخرب را از زندگی تان، خصوصا زندگی شغلی تان حذف کنید.
هر وسیله و ابزاری حتی یک قلم، یک برگ کاغذ، موبایل، برگه های یادداشت، می توانند باعث آشفتگی فضای فعالیت شما و در نتیجه آشفتگی ذهن شوند زیرا هر گاه به این وسایل نگاه می کنید، ذهن شما به صورت غیر ارادی به سمت آنها منحرف خواهد شد و اگر این مسئله را با دقت تجزیه و تحلیل کنید، خواهید دید که همه آنها در کنار هم حجم بالایی از ذهن شما را اشغال خواهند کرد.
در واقع ذهن شما به عنوان یک ابرکامپیوتر با این اشیا به عنوان «داده» برخورد می کند. این تنها یک بُعد از بی نظمی و آشفتگی محیط است، دقیقا مانند کامپیوتر، زمانی که مغز شما با داده های زیادی مواجه می شود، سرعت پردازش اطلاعاتش هم کم می شود، پس نظم باعث می شود که مغز شما فضای بیشتری برای انجام عملکردش داشته باشد و این باعث کارآیی بالاتر شما خواهد شد. کارآیی بالاتر مغز شما باعث می شود که شما خلاقیت لازم را برای انجام کارهایتان پیدا کنید. در ادامه به بررسی چگونگی انجام این کار می پردازیم.
کنترل آشفتگی
میلیونها منبع از اطلاعات و چیزهایی وجود دارد که میتوانید مصرفشان کنید پس مهم است که راهی برای کنترل این جریانات پیدا کنید تا زمان بیشتری برای انجام کارهای مهمتر داشته باشید.
گام اول: ذهن تان را خالی کنید
اگر فهرستی طولانی از کارها، برای انجام دادن دارید، باید برخی از آنها را شروع کنید و این فکر که سایر کارهای تان باقی مانده است، باعث کاهش سرعت شما خواهد شد. با این حال، برخی از کارهایی که فهرست کرده اید، فوریتی برای انجام آن وجود ندارد و می توانید برای مدتی آنها را کنار بگذارید و از سوی دیگر برخی کارهای فوری هستند و باید به سرعت آنها را انجام دهید و کنار بگذارید تا ذهن تان خالی از دغدغه انجام کارهای فوری شود.
بعد از این که این کارها را تمام کردید، خواهید دید که ذهن شما فضای بیشتری برای خلاقیت خواهد داشت و در صورتی که این کارها ناتمام باقی بمانند، مانند تکه ای چربی که ورودی قلب را مسدود کند، ذهن شما را مسدود خواهند کرد.
گام دوم: عوامل حواس پرتی را حذف کنید
تلویزیون و رادیو را خاموش کنید. در صورتی که واقعا می خواهید روی نوشتن تمرکز کنید، مودم اینترنت را نیز خاموش کنید. فقط یک پنجره جدید روی کامپیوتر خود باز کنید و فقط یک کار، یعنی نوشتن را انجام دهید. چند کارگی یکی از افت های خلاقیت است.
گام سوم: مرتب کردن
پتسی کلرمونت زمانی که حرفه خود را به عنوان یک نویسنده و سخنران حرفه ای آغاز کرد، یک روش غیرمنتظره برای تمرکز روی کارش استفاده کرد. وی شروع به جستجوی مطلب، تمرین نوشتن، نوشیدن یک فنجان قهوه، راه رفتن و … نمی کرد. همه از رفتار وی شگفت زده بودند؛ او ظرف ها را می شست.
حتما سوالات جدی در این باره در ذهن شما شکل گرفته است. او برای جهانیان پیامی داشت و به دنبال بیان این پیام بود. در آستانه شروع کار روی این پیام، او کار متفاوتی انجام داد. به اتاقش رفت و شروع به مرتب کردن رختخوابش کرد. او به هم ریختگی های محیط اطرافش را مرتب کرد و این طرز زندگی، در خلاقانه تر زندگی کردنش بسیار موثر بود.
من و شما باید چنین کاری انجام دهیم، این که پیام خود را به جهانیان برسانید، از صحنه جهانی آغاز نمی شود، بلکه از خانه، دفتر کار یا میز کارتان آغاز می شود. همه این به هم ریختگی ها را مرتب کنید و اتاقی برای خلاقیت ایجاد کنید.
یک فضای کار آشفته و بی نظم، دشمن شماست و مانع از بروز توانایی های شما خواهد شد
گام چهارم: اصل «کمتر، بیشتر است» را در زندگی تان اعمال کنید
کارها را ساده کنید و دستاوردهای بیشتری کسب کنید. زمانی که کاری پر اهمیت انجام می دهید همواره مطمئن شوید که تنها روی ملزومات هدف تان تمرکز کرده اید و از مطالب حاشیه ای عبور کرده اید. اگر یک بار این اصل را در زندگی تان اعمال کنید، خواهید دید که کارآیی شما بیشتر خواهد شد.
برای توضیح بیشتر این باور، یعنی بهره وری بیشتر با ساده کردن یک کار، دقت کنید که:
۱- در سادگی، قدرت است؛ کارهای ضروری و اصلی را انتخاب کرده و بقیه را کنار بزنید. آنقدر کار را برای خودتان آسان کنید که نتوانید دست رد به آن بزنید.
۲- با تغییر عادت های کوچک شروع کنید و گام های کودکانه بردارید.
۳- هر کاری را در یک زمان انجام دهید و از چندکارگی بپرهیزید که این کار، کارآیی شما را افزایش می دهد.
لقمه ای بزرگتر از دهان تان نگیرید و دست از حریص بودن بردارید. تکالیفی را بپذیرید که از عهده انجام آن برمی آیید. اگر بیشتر از ظرفیت تان کاری را بپذیرید، در نهایت عواقب بدی در انتظار شما خواهد بود.
برای اینکه واقعا کارآیی بالایی داشته باشید، هر گام را در یک زمان بردارید. یک توصیه دیگر این که مواردی را مطالعه کنید که به سلامت عقلی و قابلیت های فکری شما کمک کند.
گام پنجم: یادداشت برداری روزانه

این یک گزینه معروف است، چرا که این گزینه جواب می دهد. یادداشت کردن روزانه عواملی که شما را آزار می دهند، به سازماندهی مجدد افکارتان برای مقابله با این مشکلات کمک می کند. حال این عامل می تواند از جنس جلسه، مشکلات زندگی شخصی، چالش های کاری و … باشد که نوشتن این مشکلات می تواند به شما در طراحی استراتژی ها و پاسخ های جدید کمک کند.
بنابراین این مشکلات را روی یک تکه کاغذ یا به صورت رمز در کامپیوتر خود یادداشت کنید. کارهایی را که هر روز باید به اتمام برسانید، به ترتیب بنویسید و آنها را انجام دهید.
گام ششم: سیستم ذخیره ساز خود را سازماندهی کنید
راهی برای تنظیم محدودیت های کاری خود پیدا کنید و در این زمان از کارهای غیرمربوط به کارتان، از جمله ارسال پیام های بی مورد و غیرضروری بپرهیزید. زیرا به شدت به بهره وری شما آسیب خواهد زد. صرف نظر از کاری که می کنید، همواره شلوغی و در هم ریختگی های اجتناب ناپذیری در زندگی شخصی و شغلی تان وجود دارد. این وضعیت، تمرکز روی یک کار را سخت می کند.
ایجاد نظم و سازماندهی به زمان نیاز دارد، اما وقتی به آن عادت کردید، زندگی برایتان بسیار سادهتر خواهد شد! تنها یک هفته وقت لازم است تا به چنین چیزی عادت کنید. این نوشته را بخوانید تا با راههای پیادهسازی نظم در زندگی آشنا شوید.














