اختلال شخصیت وابسته چیست

اختلال شخصیت وابسته ازجمله شایع‌ ترین اختلالات شخصیتی است. این اختلال هم در مردان و هم در زنان بروز می‌ کند و معمولا در ابتدای جوانی یا دیرتر به‌ عنوان شکل مهمی از روابط دوره‌ ی بزرگسالی ظاهر می‌ شود. در این مقاله با اختلال شخصیت وابسته، علائم و نشانه های اختلال شخصیت وابسته، انواع اختلال شخصیت وابسته، درمان اختلال شخصیت وابسته آشنا خواهید شد.

ویژگی‌های اختلال شخصیت وابسته

  • ناتوانی در تصمیم گیری بدون توصیه‌ و قوت‌‌ قلب دیگران (این رفتار حتی در مورد تصمیمات عادی روزمره مانند انتخاب لباس نیز صدق می‌ کند)؛

  • پرهیز از مسئولیت‌ های بزرگسالی، آن هم از طریق اتخاذ رفتارهای منفعلانه و حاکی از درماندگی و در نتیجه تکیه بر همسر یا دوستان در تصمیم‌ گیری در مورد مسائلی مانند انتخاب محل کار و زندگی؛

  • ترس شدید از ترک‌ شدن و احساس ویرانی و درماندگی در صورت اتمام یک رابطه (این افراد معمولا پس از اتمام یک رابطه بلافاصله رابطه‌ ی دیگری را شروع می‌ کنند)؛

  • حساسیت شدید نسبت به انتقاد؛

  • بدبینی، عدم برخورداری از اعتماد به نفس و باور به این که نمی‌ توانند از خودشان مراقبت کنند؛

  • خودداری از مخالفت‌ کردن با دیگران به‌ دلیل ترس از دست‌ دادن حمایت و تأیید دیگران؛

  • ناتوانی در شروع‌ کردن و به‌ دست‌ گرفتن پروژه‌ ها و وظایف مختلف به‌ دلیل عدم اعتماد به‌ نفس؛

  • احساس دشواری از بابت تنها ماندن؛

  • تمایل به تحمل بد رفتاری‌ ها و سوء استفاده‌ های دیگران؛

  • اولویت‌ دادن به نیازهای حامیانشان؛

  • تمایل به ساده‌ لوحی و خیال‌ بافی.

شایع ترین نشانه های اختلال شخصیت وابسته:

شایع ترین نشانه های اختلال شخصیت وابسته در زیر ارائه شده اند. فرد وابسته ممکن است برخی از این نشانه ها یا همه ی آن ها را داشته باشد. برای تشخیص این اختلال وجود پنج علامت یا بیش تر ضروری است:

* نیاز شدید و بیش از اندازه برای تأیید شدن:

تأیید طبی بیش از حد، به رفتاری مطیعانه و وابسته می انجامد و با ترس از جدایی همراه است.

* نیاز شدید به مراقبت و حمایت:

نیاز بیش از اندازه به حمایت، علامت اصلی وابستگی است. این حالت به سلطه پذیری، وابستگی و ترس از جدایی می انجامد. افراد وابسته نیاز دارند که همواره از سوی مراجع قدرت که والدین، همسر یا دوستان شان هستند، مورد مراقبت و حمایت قرار گیرند. آن ها برای برآورده کردن نیازهای خود به دیگران وابسته اند و به تنهایی قادر به انجام دادن کارهای خود نیستند.

* مشکل در تصمیم گیری مستقلانه:

افراد وابسته بدون توصیه و اطمینان بخشی فراوان دیگران، در تصمیم گیری های روزمره با مشکل مواجه هستند. آن ها از اشتباه کردن و مورد انتقاد قرار گرفتن می ترسند و از دیگران نظر خواهی می کنند.

* ترس از قبول مسئولیت:

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته نیاز دارند که دیگران مسئولیت وظایف عمده ی زندگی آن ها را به عهده بگیرند. علت اصلی ترس افراد وابسته از عملکرد مستقلانه احساس ضعف، بی کفایتی و ترس از اشتباه و انتقاد است. آن ها از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند، به همین دلیل مسئولیت عمده ی تصمیمات زندگی خود را به دیگران می سپارند و بدین ترتیب از مسئولیت و اضطراب همراه با آن رهایی می یابند.

* مشکل در ابراز مخالفت:

آن ها به دلیل ترس از دست دادن حمایت یا تأیید دیگران، در ابراز مخالفت با دیگران مشکل دارند. ترس آن ها آن قدر شدید است که به هیچ عنوان جرئت مخالفت ندارند، حتی زمانی که حق با آن هاست، زیرا می ترسند دیگران را از خود برنجانند.

* مشکل در انجام دادن مستقلانه ی کارها:

این افراد در رسیدن به طرح ها و برنامه های شان بدون اتکا به دیگران، با مشکل مواجه هستند. علت این مسئله نیز این است که به قضاوت ها یا توانایی های خود اعتماد چندانی ندارند.

* نیاز افراطی به حمایت دیگران:

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته، برای کسب حمایت و پشتیبانی دیگران به هر کاری دست می زنند تا جایی که به انجام دادن کارهای ناخوشایند نیز تن می دهند. مشغولیت همیشگی ذهنی آن ها این است که به گونه ای رفتار کنند تا دیگران آزرده نشوند و دست از حمایت و مراقبت شان برندارند.

* عدم تحمل تنهایی:

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته بر این باورند که خود به تنهایی قادر به مراقبت از خود نیستند، به همین دلیل در تنهایی به شدت احساس ناراحتی و درماندگی می کنند.

* تلاش در برقراری روابط چسبنده:

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته، با خاتمه یک رابطه ی صمیمانه، فوراً به جست و جوی رابطه ای دیگر بر می آیند تا آن را منبعی برای مراقبت و حمایت از خود قرار دهند.

* مشغولیت ذهنی مداوم با طرد شدن و تنهایی:

فرد وابسته ذهنش به طور مداوم به این اندیشه مشغول است که مبادا دیگران تنهایش بگذارند، تأییدش نکنند و او را دوست نداشته باشند.

انواع شخصیت وابسته:

یکی از روان شناسان، پنج نوع مجزای اختلال شخصیت وابسته را شناسایی کرده است. در هر کدام از انواع این اختلال، علاوه بر خصوصیات اصلی اختلال شخصیت وابسته، ویژگی های خاصی بارز است که آن ها را از دیگری متمایز می کند. این انوع عبارت اند از:

* شخصیت وابسته ی مضطرب:

وابسته های مضطرب معمولاً مخلوطی از خصوصیات شخصیت وابسته و شخصیت اجتنابی را از خود نشان می دهند. این افراد اغلب به روابطی ادامه می دهند که تمایلات وابستگی و چسبندگی آنان را ارضا کند. آن ها تمایلی به خود مختاری و استقلال ندارند. وابسته های مضطرب تنها در صورتی احساس امنیت می کنند که به منابع قدرت بچسبند. این افراد همیشه از طرد شدن هراسان هستند و در صورت دور شدن از کسانی که به آن ها وابسته هستند، دچار اضطراب جدایی می شوند. وقتی دیگران نتوانند نیاز به امنیت آن ها را درک کنند و به آن ها اطمینان دهند که برای همیشه در کنارشان هستند، به شدت مضطرب می شوند. این اضطراب می تواند به شکل خشم نسبت به آنان، متجلی شود، البته خشمی که فرو خورده می شود و به ندرت ابراز می شود. علاوه بر احساس ترس و خشم، پیش بینی مداوم وقوع اتفاقات بد، آشفتگی و بیقراری نیز در این افراد زیاد دیده می شود.

* شخصیت وابسته ی مطیع:

این گروه از طرد شدن می ترسند و چنین چیزی سبب می شود که نتوانند با طرف مقابل صمیمی شوند. این افراد در روابط خیلی فروتن هستند و به قیمت زیر پا گذاشتن عقاید ارزش هایشان از تعارض و درگیری اجتناب می کنند. وابسته های مهربان و مطیع به اطرافیان اجازه می دهند، نقش قدرتمند و فعالی در زندگی آن ها داشته باشند تا آن جا که مسئولیت های خود را به دوش آن ها می اندازند. این افراد احساس ارزشمندی نمی کنند و تنها به روابطشان با دیگران اهمیت می دهند. وابسته های مطیع برای جلب حمایت دیگران و دوری از سرزنش و انتقاد آنان، حتی ممکن است خود را ناراحت و بیمار نشان دهند.
این نوع وابسته ها بسیار تأیید طلب هستند. آن ها خود را از درون قبول ندارند و تنها با تأیید گرفتن از دیگران احساس ارزشمندی می کنند. نگرش آن ها نسبت به زندگی سطحی است، بسیار فداکارند، زندگی را خیلی ساده می گیرند و اغلب آماده اند تا نقش یک فرد زیردست را ایفا کنند. موافقت بیش از اندازه با دیگران از آن ها شخصیتی مطیع و سرسپرده می سازد و از آن جایی که در درون، خود را قبول ندارند، از خود احساس رضایت نیز نمی کنند و اغلب در مواجهه با مشکلات و چالش های زندگی احساس درماندگی می کنند.

* شخصیت وابسته ی نا بالغ:

این افراد نسبت به جهان دیدگاهی کودکانه دارند و از مهارت های کمی برای سازگاری با محیط برخوردارند. بعضی از این افراد برای سازگاری با پیرامون خود انرژی زیادی صرف می کنند.
برخی دیگر از آن ها خیلی آسان گیر هستند و هیچ آرزویی را در خود رشد نمی دهند. برخی از افراد وابسته در هیچ زمینه ای از زندگی به موفقیت نمی رسند و در همه ی زمینه ها کودک باقی می مانند. این افراد معمولاً بزرگ سالانی هستند که فعالیت های کودکانه، مانند بازی یا تفریحات کودکانه را ترجیح می دهند، و اغلب مایل هستند که با افراد کم سن و سال معاشرت کنند، آن ها از مسئولیت های بزرگ سالی گریزان هستند، از جاه طلبی امتناع می کنند و اگر اوضاع به گونه ای پیش برود که بتوانند به فعالیت های کودکانه ی خود ادامه دهند، بسیار احساس رضایت می کنند.

* شخصیت وابسته ی غیر مؤثر:

این افراد تمایلات اسکیزوئیدی را در کنار وابستگی نشان می دهند. آن ها انرژی کمی دارند، سریع خسته می شوند و اکثراً ساکت و در خود فرو رفته هستند. بر خلاف بیماران اسکیزوئید، وابسته های غیر مؤثر می توانند عواطف دیگران را بفهمند و با آن ها همدلی کنند؛ هر چند این میزان کم تر از حد طبیعی است. افرادی که دارای این نوع شخصیت هستند، در کل انگیزه ی کمی دارند و اغلب مسئولیت های زندگی را نادیده می گیرند. وابسته های غیر مؤثر به یک سلسله عقاید منفی مخرب (مانند «هر کاری بکنند، زندگی شان فرقی نخواهد کرد») پایبندند. آن ها به سرنوشت اعتقاد دارند و هر اتفاقی را به شانس و تقدیر نسبت می دهند به همین دلیل زندگی این افراد معمولاً یکنواخت است و تغییرات عمده، کم تر در آن دیده می شود. از آن جایی که انگیزه و هدفی برای زیستن ندارند، در واقع به جای زیستن به زندگی ادامه می دهند.

* شخصیت وابسته ی ایثارگر:

در این نوع شخصیت وابسته، ویژگی های خود آزارگری نیز دیده می شود. شخصیت های وابسته ی ایثارگر بیش تر از وابسته های مطیع، به برقراری روابط با دیگران اهمیت می دهند. این نوع شخصیت های وابسته، هویت خود را از دست می دهند و برای رسیدن به ثبات هیجانی، خود را ناچار می بینند به طور کامل با دیگران یکی شوند.
با از دست دادن احساس هویت و استقلال، فرد خود را ناچار می بیند که به شدت مطیع و منقاد دیگران شود و به اصطلاح در دیگری ذوب می شود و مانند او فکر و رفتار می کند، به طوری که حتی ارزش های خود را زیر پا می گذارد و به ارزش های دیگری می چسبد. برای مثال عقاید دیگران را می پذیرد و عقاید خود را نفی می کند.
زندگی وابسته های ایثارگر، حول رضایت دیگران می چرخد. و بدین ترتیب آن ها با جلب رضایت دیگران موجبات آزار خود را فراهم می آورند و با ایثار و از خود گذشتگی بیمارگونه به لذت عمیق می رسند.

عوامل بروز اختلالات شخصیت وابسته:

* عوامل تربیتی:

بررسی ها نشان داده است که اختلال شخصیت وابسته ریشه در تجارب دوران کودکی دارد. در این راستا، اعتقاد بر این است که رفتار بعضی از والدین در ایجاد وابستگی در کودکان نقش دارد. آن ها با دادن پیام های آشکار و پنهان به کودک می گویند که استقلال «بد» است و در صورت مشاهده ی استقلال رأی یا رفتارهای استقلال طلبانه در کودک، او را طرد می کنند. این والدین این احساس را در کودکان ایجاد می کنند که قضاوتش نادرست است و تنها خودشان هستند که قضاوت درستی دارند و کودک باید کاملاً به نظر آن ها متکی باشد. این طرز تلقی و این شیوه ی برخورد سبب می شود که در کودکان مفاهیمی از درست و نادرست شکل نگیرد یا در صورت شکل گیری درونی نشود.

* ژنتیک:

صفات غالب و مغلوب شخصیتی می تواند به طور ژنتیکی به فرد ارث برسد.

* عوامل فرهنگی:

نقش عوامل فرهنگی نیز در این اختلال مهم به نظر می رسد، فرهنگ های خاصی در پرورش ویژگی های وابستگی، عدم جرئتمندی و خود فداسازی (به ویژه در زنان) نقش دارد. به ویژه در فرهنگ های سنتی که زنان از تصمیم گیری، اشتغال و استقلال عمل باز داشته می شوند، به همین دلیل وابستگی در زنان بیش تر از مردان دیده می شود.

عمده ترین مشکلات آن ها در روابط بین فردی عبارتند از:

* احساس رنجش:

این افراد از آن جایی که به دیگران وابسته هستند، از دیگران توقع زیادی دارند و به راحتی از آن ها دلخور می شوند، اما از ترس آزردگی دیگران، آن را ابراز نمی کنند.

* بی اطمینانی به خود:

این افراد فاقد اعتماد و اطمینان به خود هستند و اغلب خود را برای انجام دادن وظایف و امور شخصی توانمند و با کفایت نمی دانند.

* انفعال:

افراد وابسته از ترس آزردن دیگران و طرد شدن از سوی آنان، اغلب واکنشی عمل می کنند و کم تر خود انگیخته هستند؛ به عبارتی طوری رفتار می کنند که به مذاق دیگران خوش بیاید.

* ترس از ابراز احساسات مثبت یا منفی:

این بیماران در ابراز احساسات مثبت و منفی مشکل دارند، چون از ترس رنجاندن دیگران، سعی می کنند احساسات خود را فروخورده و آن ها را ابراز نکنند.

* تحمل وضعیت نامناسب:

این افراد ممکن است همسری بدرفتار، بی وفا یا الکلی را برای سال ها تحمل کنند زیرا از تنهایی می ترسند.

* مشکل در عملکرد شغلی:

کارکردهای شغلی این افراد اغلب مختل است، به طوری که نمی توانند مستقلانه و بدون کنترل دقیق دیگری کارهای خود را انجام دهند و اغلب به تأیید همکاران یا کارفرمای خود نیازمندند.

* مشکل در روابط اجتماعی:

روابط اجتماعی آن ها اغلب با کسانی است که می توانند به آن ها وابسته شوند. از آن جایی که این افراد جرئمتمند نیستند، در ابراز وجود، نظر دادن و مخالفت کردن با دیگران ناتوان اند و به همین دلیل زیاد مورد بد رفتاری جسمی و روانی قرار می گیرند.

* افسردگی:

در صورتی که وابسته ها از فرد یا افرادی که به آن ها وابسته اند، برای مدت زمانی دور شوند، دچار اضراب جدایی می شوند و به همین دلیل اغلب در معرض خطر افسردگی قرار دارند.

عوارض اختلال شخصیت وابسته:

مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته در معرض ابتلا به افسردگی، اختلالات اضطراب، فوبیا و سوء‌ مصرف مواد قرار دارند. این افراد همچنین ممکن است بازیچه‌ ی سوء استفاده‌ های دیگران شوند، چرا که حاضرند جهت حفظ رابطه‌ شان با شخص سلطه‌ گر و دارای اقتدار به هر کاری دست بزنند.

تشخیص اختلال شخصیت وابسته:

اختلال شخصیت وابسته دارای علائم مشترکی با اختلال شخصیت مرزی است که باید از یکدیگر تفکیک شوند. در اختلال شخصیت مرزی، واکنش فرد نسبت به ترک‌ شدن همراه با احساس خشم و پوچی است. اما در اختلال شخصیت وابسته، فرد به ترس از ترک‌ شدن با حالتی از تسلیم واکنش نشان می‌دهد و جهت حفظ وابستگی در جست‌ و جوی رابطه‌ ی دیگری بر می‌آید.

چنانچه بیشتر یا همه‌ ی علائم اختلال شخصیت وابسته در فرد مشهود باشد، بیمار باید از لحاظ جسمی و نیز سابقه‌ ی بیماری‌ های روانی مورد معاینه و ارزیابی‌ های دقیق قرار بگیرد. هیچ آزمایش خاصی جهت تشخیص سر راست اختلال شخصیت وابسته وجود ندارد و از این‌ رو پزشک معالج  به منظور اطمینان از مربوط‌ نبودن علائم فرد به بیماری‌ های جسمی ممکن است آزمایش‌ های تشخیصی مختلفی تجویز کند. در صورتی‌ که هیچ علت جسمی مشخصی به‌ عنوان عامل علائم بیمار یافت نشود، فرد به روان‌ پزشک، روان‌ شناس یا سایر مراکز درمانی ارجاع داده خواهد شد تا از لحاظ بیماری‌ های روانی مورد بررسی قرار بگیرد. روان‌ پزشکان و روان‌ شناسان معمولا از پرسش‌ و پاسخ‌ های خاص و ابزارهای تشخیصی به‌ خصوصی جهت ارزیابی فرد از لحاظ ابتلا به اختلال شخصیت وابسته استفاده می‌ کنند.

درمان اختلال شخصیت وابسته:

%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d9%88-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86

مردم به‌ طور کلی نسبت به درمان اختلالات شخصیتی دیر اقدام می‌ کنند. مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته نیز از این قاعده مستثنی نیستند. اغلب اوقات زمانی فرد در پی درمان بر می‌آید که مشکلات زندگیِ ناشی از افکار یا رفتارهای مربوط به اختلالات شخصیتی از آستانه‌ ی تحمل خارج شده‌ اند. مبتلایان به اختلال شخصیتی وابسته مستعد ابتلا به افسردگی و اضطراب هستند و ممکن است به بهانه‌ ی همین علائم به پزشک مراجعه کنند.

روان‌ درمانی اصلی‌ ترین روش درمان اختلال شخصیت وابسته است. این نوع مشاوره حول محور فعال‌ و مستقل‌‌‌ کردن بیمار و نیز آموزش تشکیل روابط سالم می‌ چرخد. درمان‌ های کوتاه‌ مدت با اهداف مشخص به‌ ویژه زمانی به‌ کار می‌ آیند که درمان روی مدیریت رفتارهای مداخله‌ گر در اعمال بیمار متمرکز باشد. درمان‌ گر و بیمار هردو باید نسبت به نقش درمان‌ گر طی روند درمان آگاه باشند تا بیمار همان نوع وابستگی منفعلانه را نسبت به درمان‌ گر پیدا نکند. استراتژی‌هایی مانند آموزش ابرازمندی به مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته کمک می‌ کند که اعتماد به‌ نفس پیدا کنند. همچنین این افراد می‌ توانند به‌ کمک درمان شناختی‌-‌رفتاری به رویکردها و دیدگاه‌ های جدید در مورد خودشان نسبت به دیگران برسند.

تغییرات معنادارتر در ساختار شخصیتی بیمار معمولا نیازمند دوره‌ های بلند مدت روان‌ کاوی است تا درمانگر بتواند تجارب کودکی فرد را بررسی کند، زیرا تجاربی که در مراحل اولیه‌ ی رشد اتفاق می‌ افتند، می‌ توانند روی شکل‌ گیری مکانیسم‌ های دفاعی، روش‌های مقابله و الگوهای وابستگی و صمیمیت در روابط نزدیک تأثیر بگذارند.

در بیمارانی که ضمن ابتلا به اختلال شخصیت وابسته از سایر مشکلات مرتبط مانند افسردگی و اضطراب نیز رنج می‌ برند، ممکن است از درمان دارویی استفاده شود. اما دارو درمانی به‌ تنهایی قادر به حل اساسی علائم اختلالات شخصیتی نیست. همچنین نحوه‌ی مصرف دارو در این افراد باید به‌ دقت زیر نظر گرفته شود، زیرا احتمال دارد که داروهایشان را طبق دستور مصرف نکنند یا به سوء مصرف برخی داروهای تجویزی روی بیاورند.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید