
بیست و هفتم نوامبر سال ۱۷۷۰ میلادی کریم خان زند، وکیل ایرانیان، در عمارتی در شیراز که امروز «موزه پارس» نامیده میشود، فرستاده روسیه را پذیرفت که رنج سفر دو هزار و پانصد کیلومتری از سن پترزبورگ تا شیراز را بر خود هموار کرده بود تا پیام تزار روسیه را به فرمانروای ایران برساند.
کریمخان زند متولد ۱۱۱۹ هجری قمری در ملایر فرمانروای ایران و بنیانگذار دودمان زندیه بود. زندها یک طایفه از لرهای شمالی بودند که در زاگرس و دشتهای شمال خرمآباد لرستان به روش دامداری زندگی کرده و مرکز استقرارشان در روستاهای پری و کمازان در نزدیکی ملایر بود.
کریمخان در دوران اوج حکومت خود تقریبا بر تمام ایران حکومت میکرد اما از تاجگذاری خودداری کرد و پس از پیروزی بر محمدحسن خان قاجار در دیوانخانه قدیم تهران خود را «وکیل الرعایا» خواند. برخی ایلهای لر مثل چگنی و بیرانوند در شکلگیری حکومت به کریمخان کمک کرده و همراه وی به شیراز رفتند، اما پس از انقراض سلسله زندیه به لرستان بازگشتند. وی پیش از به قدرت رسیدن رئیس طایفه زند و از فرماندهان سپاه نادرشاه بود. حکومت او دورهای آرام در تاریخ ایران به شمار میرود. وی اجازه داد تا بعضی از اقوام ساکن شمال ایران مستقل از حکومت باقی بمانند و یکی از همانها به نام طایفه قاجار با شکست لطفعلی خان زند دودمان زندیه را برانداختند. از آن نمونه مدارا با میر مهنا و خوانین بختیاری و مدیریت محلی او در مرکز و جنوب ایران و نیز قاجار در شمال ایران بود.
بیست و هفتم نوامبر سال ۱۷۷۰ میلادی کریم خان زند، وکیل ایرانیان، در عمارتی در شیراز که امروز «موزه پارس» نامیده میشود، فرستاده روسیهرا پذیرفت که رنج سفر دو هزار و پانصد کیلومتری از سن پترزبورگ تا شیراز را بر خود هموار کرده بود تا پیام تزار روسیه را به فرمانروای ایران برساند.
سفیر تزار خبر پیروزی روسیه بر عثمانی را در جنگ دریایی به اطلاع خان رسانید و تمایل تزار را به داشتن روابط دوستانه و اتحاد با وی اعلام داشت. فرستاده تزار انتظار داشت که کریم خان که دوبار باعثمانی بر سر بصره جنگیده بود از شنیدن خبر شکست دریایی عثمانی خرسند شود که کریم خان ابرو در هم کشید و خطاب به سفیر تزار گفت که شکست ملت دیگر ما را شاد نمیکند و سفیر تزار (طبق نوشتههای به جای مانده از او، به قلم خودش) شوکه شد و بعدا به تزار گزارش داد که اتحاد با کریم خان را برضد عثمانی فراموش کند و اضافه کرده بود که کریم خان با همه رهبرانی که دیده، درباره آنان شنیده و در کتب تاریخ خوانده است فرق دارد، زیرا که خودش را یک تبعه عادی مانند سایر مردم میداند، مردی است به غایت فروتن و بدون هرگونه افاده؛ رفتارش هم دیپلماتیک نیست و دیدار با او تشریفات ندارد.
باید دانست که کریم خان در هر دو جنگ خود با عثمانی بر سر بصره پیروز شده بود. وی علاوه بر دور ساختن عثمانی از منطقه بصره، هلندیها را هم از خارک و جزایر اطراف آن اخراج کرده بود.
کریم خان که از پذیرفتن عنوان شاهی و تاسیس سلسله اجتناب میکرد نسبت به امنیت خلیج فارس و خوزستان حساس بود.
مورخان اروپایی کریم خان را مردی عادل و منصف و یک ایرانی فوقالعاده و شخصیتی منحصر به فرد در تاریخ توصیف کرده و دربارهاش به نقل از دیپلماتهای اروپایی و میسیونهای مسیحی نوشتهاند:
کریم خان که از یک نژاد خالص ایرانی (لر) بود از دیدن شادی مردم شاد میشد و برای شاد کردن شیرازیها از جیب خودش (نه از خزانه عمومی) به نوازندگان پول میداد که در میدانهای شهر ساز بزنند و اگر فرصتی به دست میآورد، در طباخیهای عمومی در کنار مردم عادی غذا صرف میکرد و با شنیدن گفتگوی آنان با یکدیگر از دشواریها آگاه میشد و این مسائل را حل میکرد. به نوشته منشی کریم خان، به باور نماینده ایرانیان (کریم خان) مسائل کوچکند که گاهی دفعتا چنان بزرگ میشوند که دودمانی را منقرض میکنند.
کریم خان که رئیس طایفه زند از مردم «لر بختیاری» و یکی از ژنرالهای ارتش نادرشاه بود؛ پس از قتل نادر در سختترین شرایط تصمیم گرفت مانع از همگسیختگی ایران شود؛ زیرا پس از کودتا، هر ژنرال در یک منطقه از کشور پرچم خودمختاری برافراشته بود. از جمله ژنرال احمدخانی درانی در قندهار. در این هرج و مرج، کریم خان با ده سال تلاش یکایک این مدعیان را سرکوب یا غیرفعال کرد، ولی پس از هر پیروزی، مغلوبین را مورد بخشودگی قرار داد و دشمنان مقتولش را با احترام و تشریفات مرسوم دفن کرد و با این که بنای کاخ گلستان را در تهران آغاز کرده بود، شهر شیراز را پایتخت کشور قرار داد تا بازگشتی به عهد باستان و در مجاورت تخت جمشید باشد.
وی با ایجاد یک نظام اداری-قضایی کارآمد آرامشی را به ایران بازگردانید که قرنها روی آن را به خود ندیده بود.
کریم خان در طول ۳۰ سال زمامداریاش به عمران و آبادانی فراوان دست زد. تجارت را تشویق و مالیات کارگران و کشاورزان را لغو کرد. درشیراز بناهای متعدد از جمله مسجد و بازار وکیل را ساخت. حافظیه و آرامگاه سعدی از کارهای اوست. وی در کرمان نیز دست به عمران زد و بازسازی مسجد جامع مظفریه از یادگارهای اوست.
در همین روز:
- درگذشت «جهانگیر سرتیپپور» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی (۱۳۷۱ شمسی)
- روز نیروی دریایی
- درگذشت هوارس شاعر، طنزپرداز و مورخ رومی (۸ پیش از میلاد)
- کشور مراکش (مغرب) تحتالحمایه اسپانیا قرار گرفت. (۱۹۱۲ میلادی)
- برای نخستین بار (در جریان جنگ اول جهانی) شهر لندن مورد حمله هوایی آلمان قرار گرفت. (۱۹۱۶ میلادی)
- یک جمبو جت (بوئینگ ۷۴۷) در نزدیکی فرودگاه مادرید سرنگون شد و ۱۸۳ سرنشین آن کشته شدند. (۱۹۸۳ میلادی)
- تعیین خطوط مرزی جدید در اروپا و خاورمیانه پس از پایان جنگ جهانی اول (۱۹۱۹ میلادی)
- پایان نبرد تانکها میان آلمان و شوروی در جریان جنگ جهانی دوم (۱۹۴۱ میلادی)
- مرگ «الکساندر دوما» (پسر) نویسنده و ادیب معروف فرانسوی (۱۸۹۵ میلادی)














