
فرزند پروری والدین و مشکلات عاطفی فرزندان
زندگی خانوادگی نقش اساسی در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی کودکان و والدین دارد. خانواده اولین و مهمترین بافت اجتماعی را برای رشد انسان فراهم می سازد. در جریان رشد طبیعی هر کودک یک رشته تغییرات شناختی، عاطفی و اجتماعی را شاهد هستیم. تقریبا همه کودکان در طول رشد و در جریان سازگاری با این تغییرات دچار مشکلاتی میشوند و استرس و تعارضی را که به دنبال میآید، میتواند به مشکلات رفتاری-عاطفی و یادگیری در آنها بینجامد. اکثر مشکلات رفتاری کودکان منعکس کننده شرایط پیچیده بین فردی اعضای خانواده بهویژه والدین میباشد. به عبارت دیگر وجود مشکلات رفتاری کودک به منزله روابط معیوب اعضای خانواده با یکدیگر است و با روشهای تربیتی نادرست والدین و تعاملات معیوب آنها با فرزندان ارتباط دارد.
منظور از شیوههای فرزند پروری، روشهایی است که والدین برای تربیت فرزندان خود بهکار میگیرند و بیانگر نگرشهایی است که آنها نسبت به فرزندان خود دارند و همچنین شامل معیارها و قوانینی است که برای فرزندان خویش وضع می کنند. ولی باید پذیرفت که رفتارهای فرزند پروری به واسطه فرهنگ، نژاد و گروههای اقتصادی تغییر میکند.
بسیاری از پژوهشگران اظهار داشته اند که شیوه تعامل زنان افسرده با فرزندان خود می تواند عامل ناراحتی روانی و عاطفی فرزندان آنها باشد. این ادعا نظریه ای آزمایش نشده است. مطالعات اندکی که صورت گرفته نشان می دهد رابطه زنان افسرده با فرزندان خود می تواند حداقل عامل بخشی از ناراحتی روانی و عاطفی فرزندان آنها باشد.
به خصوص وقتی که زنان افسرده می خواهند فرزندان خود را تربیت کنند. معمولا رفتاری خشم آلود، تند و تحکمی دارند. این رفتارهای مادران با احساس افسردگی فرزند و رفتارهای برون ریزانه او به شکل سرپیچی از مقررات دروغگویی و حاضر جوابی ارتباط دارد. چنین راطه ای به خصوص در مورد پسران مادران افسرده بیشتر صادق است.


















