
آقایان فکر می کنند همه چیز تمام هستند
تعداد زیادی از خانمها در رابطه های خود این را متوجه شده اند که آقایان فکر می کنند همه چیز تمام هستند.
اما آیا این باور درست است؟
سؤالاتی هستند که بیشتر اوقات در ذهن تمامی زنها وجود دارد.
سؤالاتی درباره رابطهشان با مردان.
اینکه چرا خیلی اوقات بدون وجود هیچ نوع مشکل خاصی با هم دعوایشان میشود و دچار اختلاف میشوند.
اینکه مثلا چرا مردها نمیتوانند آنطور که باید احساسات آنها را درک کنند.
چرا بیخودی عصبانی میشوند و عکسالعملهایی غیر قابل پیشبینی نشان میدهند و سؤالاتی از این قبیل.
ارزشیابی ما زنان با ارزشیابیهای مردها متفاوت است.
ما زنها صرفنظر از اینکه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم،مادامی که زندگی احساسی خوبی نداشته باشیم،احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت.
برای یک زن صمیمیت و نزدیکی با همسرش،آرامش و راحتی است.
با ما همراه باشید تا در این مقاله جواب تمام سوالات این چنینی در مورد مردان را بیابید.
همچنین با رازهای دیگری درمورد مردها آشنا شوید.
پس از خواندن این مقاله به بسیاری از اشتباهات کوچکتان در روابط زناشویی تان پی خواهید برد و حتما روابط خود را بهبود خواهید بخشید.
بزرگترین چیزی که مرد ها دوست ندارند
مردها اصلا دوست ندارند فکر کنند اشتباه کردهاند!
و از این که کسی بگوید انها مقصرند متنفرند.
مردها حتی از این که پیش خود فکر کنند «ممکن است» اشتباه کرده باشند هم بیزارند و بیشتر هم از این بدشان می آید که قبل از این که خودشان بدانند،یک زن بداند آن ها مرتکب اشتباه شدهاند!
و جالبتر از همه ی این که: یک مرد احساس میکند شما از قبل هم وی را گناهکار میدانستهاید.
در حالیکه حتی اصلا چنین چیزی به او نگفتهاید!

منشا این رفتار مردانه چیست
برای این که سر از این معمای مردانه در بیاوریم باید به عقب برگردیم و نگاهی به تربیت و پرورش پسر بچهها بیندازیم.
مردها جوری تربیت شدهاند که احساس می کنند نقش و وظیفهی انها این است که در همه یی کارها ماهر باشند .
آنرا کاملا درست انجام دهند.
او از زمان بچگی یاد گرفته که ارزش و اعتبارش توسط دست آورهایش تعیین میشود.
بنابر این این پسر بچهی مغرور با این منطق بزرگ میشود که «برای خوب بودن» باید همیشه هر کاری را کاملا درست انجام بدهد.
مردها اینگونه آموزش دیدهاند که باید دنیای بیرون را تحت کنترل کامل خود داشته باشند.
در عوض به دنیای درونی خود که شامل افکار و احساساتشان است،کمتر توجه نشان بدهند.
به پسربچههای کوچک گفته شده که ارزش آنها به کارهایی است که انجام میدهند و همچنین به موفقیتهایی است که به آنها دست پیدا میکنند.
مثلا به آنها گفتهاند که تو مرد این خونهای و باید به مادرت در همه کارها کمک کنی.
بر همین اساس پسربچهها به این نتیجه میرسند برای اینکه پسرهای خوبی باشند باید کارها را درست انجام دهند.
آنها بزرگ میشوند و در نهایت به این نتیجه میرسند باید اعتمادبهنفسشان را بر اســـاس موفقیتهــا و دستیابیهایشان بسنجند.
یعنی اعتمادبهنفس و موقعیتهایشان را با هم یکسان میگیرند.

تفاوت زنها و مردها
این فرقها را بدانید
تفاوت در ارزشیابی:
ارزشیابی ما زنان با ارزشیابیهای مردها متفاوت است.
ما زنها صرفنظر از اینکه تا چه حد در شغل خود موفق هستیم،مادامی که زندگی احساسی خوبی نداشته باشیم،احساس خوبی نسبت به خودمان نخواهیم داشت.
برای یک زن صمیمیت و نزدیکی با همسرش،آرامش و راحتی است.
تفاوتهای ساختمانی مغز :
مغز مردها با مغز زنها تفاوتهایی دارد.
مغز مردها تخصصیتر است.
این صرفا به این معناست که تقسیم کار در آن صورت گرفته است.
به عبارت دیگر نیمکره راست مغز مردها با عملکردهای بینایی و فضایی و همچنین احجام سروکار دارد.
(فعالیتهای نظیر کسب مهارتهای فیزیکی،تطابقهای چشمی و ماهیچهای).
در حالی که نیمکره چپ به مهارتهای گفتاری و شناختی اختصاص یافته است .
(مهارتهایی مانند بیان احساسات و درک مسائل انتزاعی).
در مردها نیمکره راست فعالتر است ولی زنها از هر دو نیمکره همزمان استفاده میکنند.
در نتیجه مردها به سختی میتوانند از تعقل و عقلانیت به یکباره به سمت احساسات و عواطف تغییر موضع دهند.
زنها از زمان دختر بچگی یاد گرفتهاند که در زندگی هر چیزی را بهتر کنند و التیام بدهند.
یک دختر بچه، نقش خودرا آن گونه پذیرفته است که خودش را زیباتر کند.
منزل را مرتبتر کند و برای خانواده و دوستانش بهتر و مهربانتر باشد.
اشتباه کردن برای یک دختر بچه، قابل قبول است و وقتی بازخورد منفی می گیرد،احساس ناراحتی و افسردگی میکند.
اما با همه وجودش سعی میکند هر چه زوتر خودش را تصحیح کند.
توصیهها و اندرزها رابا روی خوش میپذیرد و بهمین علت است که تعداد زیادی از زن ها دوست دارند در فعالیتهای خود بهسازی شرکت کنند.
- مثلا :
- در مطالعهی کتابهای راهنما شرکت کنند.
- پیش مشاور بروند.
- در سمینارهای آموزشی شرکت کنند و …
اما مردها شرکت کردن در فعالیتهای خود بهسازی را مثل این میدانند که قبول کنند کاری را بلد نیستند و بنابر این به اندازهی کافی خوب و لایق نیستند!
مردها طبق معمول اعتماد بنفس خودرا در موفقیتها و دست آوردها پیدا می کنند.
وقتی یک زن،توانایی یک مرد را در انجام کاری به مساله می کشد،مرد حالت تدافعی بخود میگیرد و بازخوردی که از یک زن گرفته است را نوعی انتقاد و قضاوت تلقی میکند.
حتی اگر این زن، از روی مهربانی و خوش قلبی نظرش را گفته باشد و توصیه عرضه کرده باشد.
یک مثال
زن می گوید: چرا یه جا توقف نمی کنی و آدرس رو نمیپرسی؟!
مرد میشنود: تو بلد نیستی آدرس رو پیدا کنی!ما گم شدیم!من اصلا نمیتونم به تو تکیه کنم!
مردها طبق معمول نمیتوانند به سهولت عذرخواهی کنند.
برای مردها گفتن ِ «معذرت میخواهم» یعنی کاری را اشتباه انجام داده و آدم بدی است!
مردها به این علت که طبق معمول باید بدانند چه می کنند،بازخورد زن یا توصیهی وی را مبنی بر این می دانند که مرد نمیداند چه می کند و بنابر این مورد اعتماد زن نیست.
برای برطرف کردن چنین سوء تفاهمی مرد و زن باید بنشینند و صادقانه در مورد احساسات خود حرف بزنند.
زن باید مراقب حرفهایی که میزند باشد و به مرد این خاطرجمعی را بدهد که قضاوتش نمی کند و از او ایراد نمیگیرد.
چه باید کرد
۱٫ در کلامتان از واژههایی استفاده نکنید که به مرد احساس گناه بدهد.
- سرزنش نکنید.
- محکوم نکنید.
- لقب ندهید.
- تعمیم ندهید و شخصیت و تواناییهای وی را بیارزش نکنید.
- فقط به او بگویید چه احساسی دارید.
مثلاً نگویید: همیشه همین نطوریه!تو هیچگاه نمیدونی کجا داریم میریم!
بگویید:عزیزم،وقتی اینطوری سرگردون میشم من نگران میشم.
من میدونم که تو کارتو بلدی اما آدرس که داریم سرراست نیست.
اگر یه جا بایستیم و از کسی سوال کنیم من حس بهتری دارم.
نگویید: تو بلد نیستی اینکار رو انجام بدی.
به جایش بگویید: وقتی اینکار رو انجام میدی من ناراحت میشم.
۲٫ بنشینید و حرف بزنید
مردها عاشق این هستند که کسی انها را درک کند.
به مردتان مهلت بدهید تا احساساتش را در مورد مسئلهای ابراز کند.
بگذارید بداند شما قضاوتش نمیکنید یا نمی خواهید نصحیحش کنید،بلکه میخواهید با او همکاری کنید.
۳٫ وی را حسابی تشویق و تحسین کنید
مردها دوست دارند تصدیق و تحسین شوند.
خیلی بیشتر از انچه که انتظار دارید!
شاید این نیازش را انکار کند و رفتارش جوری باشد که انگار اهمیتی نمی دهد.
اما در درون خود واقعا به تحسین و تشویق و تائید شما نیاز دارد.

چرا مردها وقتی زنها احساساتی برخورد میکنند عصبانی میشوند
مردها به این دلیل در مواجهه با برخورد احساسی زنها واکنش منفی نشان میدهند که با احساسات آسیبپذیر خودشان راحت نیستند.
بخشی از مشکلات میان مردان و زنان از همین ناحیه نشات میگیرد.
موقعیتی که حتما تجربه کردهاید
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که فقط نیاز داشته باشید همسرتان کمی دلداریتان بدهد و دوستتان بدارد؟
در عوض او برای شما یک سخنرانی ترتیب داده و به شما امر و نهی کند؟
آیا تا به حال برایتان پیش آمده،احساساتتان را با نامزد یا همسرتان در میان بگذارید اما او شما را متهم کند که بیش از حد احساساتی هستید.
و در نهایت به شما بگوید:« به همه چیز واکنش نشون میدی. اگه این قدر احساساتی نبودی، شاید میتوانستیم کمی با هم آرامش داشته باشیم. دیگه نمیخوام به این مزخرفات و چرت و پرتها گوش بدم.»
مردان خود را مسئول درد و رنجتان میدانند و چنانچه نتوانند ناراحتیتان را برطرف کنند،احساس گناه خواهند کرد.
راهحل چیست؟
۱٫ وقتی ناراحت هستید به همسرتان دقیقا بگویید که از او چه خواستهای دارید.
این کار، شما را از ساعتها وقت تلف کردن،سوءتفاهم، جنگ و جدل، مشاجره،یأس و سرخوردگی نجات میدهد.
مثلا به او بگویید فقط برای درددل با او حرف میزنید و نمیخواهید سرزنش بشنوید.
۲٫ هنگامی که ناراحت هستید،اغراق نکنید و ناراحتیتان را از آنچه که واقعا هست بزرگتر جلوه ندهید.
مردها همواره به معنای لغوی کلماتی که به کار میبرید،توجه میکنند.
تعبیر و ترجمه مردان از کلمات و جملات مشابه تعبیر ما زنها نیست.
مردها به معنای لغوی و تحتالفظی کلمات و جملات شما فکر میکنند.
۳٫ به مرد زندگیتان بگویید که کاملا احساس بدبختی و درماندگی نمیکنید و او مجبور نیست به کمکتان شتافته و نجاتتان بدهد.
بهتر است بگویید گرچه حالتان خوب نیست،ولی آنقدرها هم احساس بدبختی و درماندگی نمیکنید.
و اینکه او مجبور نیست حتما حالتان را خوب کند.
میتوانید بگویید که تنها میخواهید کمی دلداریتان بدهد و به شما عشق بورزد.
با احساسات معماگونه مردان آشنا شوید
۳ حس معماگونه در مردها وجود دارد که همین ۳ احساس باعث میشود خانمها گمان کنند مردها از احساساتی بودن آنها ناراحت میشوند.
احساس اول:
مردها با این احساس بزرگ میشوند که مسئولیت درست کردن همه موارد با آنهاست.
مثلا مردها از همان کودکی این جمله را زیاد میشنوند که «پسرم وقتی بزرگ شدی، قراره رئیس یه خانواده باشی».
پسربچههای کوچکی که این جملات به آنان گفته میشود،با این باور ناخودآگاه بزرگ میشوند که چنانچه میخواهند یک مرد واقعی باشند باید لایق و توانا باشند و مسئولیت مواظبت از زن زندگیشان با آنهاست.
به همین دلیل است که وقتی با شوهرتان درددل میکنید او به جای اینکه با شما همدردی کند و دلداریتان دهد،برایتان استدلال میکند.
احساس دوم:
مردان خود را مسئول درد و رنجتان میدانند و چنانچه نتوانند ناراحتیتان را برطرف کنند،احساس گناه خواهند کرد.
هنگامی که مردی درد و رنج همسرش را میبیند،خود را سرزنش کرده و مسئول میداند و به این دلیل که شما باعث شدید،احساس بدی نسبت به خودش پیدا کند،از دستتان عصبانی میشود.
احساس سوم:
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که بخواهید احساسات خود را با همسرتان در میان بگذارید و او سعی کند که یا با عجله شما را از آن احساس بیرون کشیده یا اینکه کاری کند تا دست از آن بردارید؟
شما فقط میخواهید کمی گریه کنید ولی او طوری برخورد میکند،انگار شما دچار یک بیماری عصبی یا روانی شدهاید.
مردها غالبا احساساتی برخورد کردن زنها را با حالت هیستریک اشتباه میگیرند و فرض را بر این میگذارند که وضعیت روحیتان خرابتر از آن است که تصورش را میکنید.
آیا مردها در مقایسه با زنها اهمیت کمتری به عشق و روابط میدهند
مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیتهایشان تعریف میکنند.
در حالی که زنها هویتشان را صرفا بر اساس روابط خود بیان میکنند.
برای مردها موفقیت از هر مورد دیگری مهمتر است زیرا بقای جسمانی و فیزیکی خانواده را تضمین میکند.
زنها نیز بقای خود را در گرو حفظ روابط احساسی و نیز بچههای خود میبینند.
باید بدانید که چنانچه مردی نسبت به شغل و تواناییهای حرفهای خود احساس خوبی نداشته باشد به سختی میتواند توجه خود را به روابط عشقی و احساسیاش معطوف کند.
موضوع این نیست که دوستتان ندارد یا به شما عشق نمیورزد یا اینکه به شما احتیاج ندارد.
حتی موضوع این نیست که شغلش را بیش از شما دوست دارد.
مطلب تنها این است که شغلش تاثیر درگیرانهتری بر احساس رشد شخصی و اعتمادبه نفس او دارد تا رابطهاش با شما.
راهحل چیست؟
۱٫ به خاطر داشته باشید مردها از اینکه بفهمند شما آنها را درک میکنید، خیلی خوشحال میشوند.
برعکس از اینکه از آنها انتقاد کنید، متنفر هستند. ممکن است نامزد یا همسرتان این موضوع را تایید کند که در مقایسه با شما به عشق و روابط علاقه کمتری نشان میدهد اما دلیل آن را نداند. درک رازهایی که در این بخش به آنها پرداختیم، ممکن است باعث احساس بهتری در مردان بشود.
۲٫ با نامزد یا همسرتان درباره روشهای دیگر افزایش احساس عزتنفس و ارزشمند بودن (روشهایی به غیر از موفقیتهای شغلی و حرفهای) گفتوگو کنید.
به عقیده من به منظور داشتن روابط و زندگی سالمتر،مردها باید اولویتهای خود را بازبینی کنند و این اولویتها را نه براساس پیشرفتهای مادی و اقتصادی، بلکه کمی نیز بر اساس موفقیتهای روحی، احساسی و عاطفی نیز گذارند.
۳٫ میتوانید کمک کنید تا استرس کمتری داشته باشد.
با صحبت کردن درباره راههایی که در انتقال او از محیط کاری به کانون گرم خانواده میتواند کمک کند،حامی او باشید.
مثلا روشهایی بیابید تا نامزد یا همسرتان بتواند به وسیله آن تنشهای کاری و شغلیاش را در پایان روز کاهش دهد مثلا با ورزش کردن، قدم زدن، دراز کشیدن و…
همچنین بهتر است به محض ورود همسرتان با مسائل و مشکلات احساسی و عاطفیتان به او هجوم نبرید. به او وقت بدهید تا آرام بگیرد.















