باورهای نادرست درباره ی افسردگی

معمولا بسیاری از افراد با شنیدن کلمه‌ ی افسردگی، فردی غمگین، بدبین، پکر و ژولیده را در ذهنشان مجسم می‌ کنند، اما واقعیت این است که تشخیص فرد افسرده به این آسانی نیست. افراد افسرده لزوما غمگین نیستند. اتفاقا بسیاری از این افراد در برابر دیگران بسیار خوب رفتار می‌ کنند. همین امر نشان می‌ دهد اختلال خُلقی تا چه حد می‌ تواند گول‌ زننده باشد. در این مقاله با باورهای نادرست درباره ی افسردگی آشنا خواهید شد.

افسردگی یکی از شایع‌ ترین بیماری‌ هاست. بر اساس آمار مؤسسه‌ ی ملی سلامت روان (NIMH)، حدود ۱۶ میلیون بزرگسال (در حدود ۶٫۷٪ از کل جمعیت) در ایالات متحده حداقل یک دوره افسردگی شدید را تجربه کرده‌ اند.

آن چه بیشتر از شیوع بیماری افسردگی برای روان‌ شناسان نگران‌ کننده به‌ نظر می‌ رسد، تصورات اشتباه درباره‌ی آن است. به‌ عنوان مثال، اگر فرد مبتلا به افسردگی تصورات نادرستی درباره‌ی گزینه‌ های درمانیِ موجود داشته باشد یا مشاوره را یک روند طولانی بداند که باید تا مدت‌ ها به آن متعهد بماند، ممکن است از درمان سرباز زند. شناخت حقیقت افسردگی می‌ تواند به شما و عزیزانتان کمک کند تا از زاویه‌ ی بهتری این بیماری را ببینید.

باورهای نادرست درباره‌ی افسردگی:
افسردگی، بیماری نیست

بسیاری از افراد به اشتباه فکر می‌ کنند افسردگی تنها یک ناراحتی و اندوه و حتی ضعف شخصیتی است. اما در واقع، افسردگی یک اختلال پیچیده‌ ی روحی است که زمینه‌ های اجتماعی، روانی و بیولوژیکی دارد و به شیوه‌های گوناگون قابل درمان است. اگر شما هم فکر می‌ کنید ممکن است افسردگی داشته باشید، آن را نرمال تلقی نکنید و به پزشک مراجعه کنید. پزشک می‌ تواند حمایت‌ های لازم جهت مدیریت بیماریتان را از شما به عمل بیاورد.

 افراد مبتلا به افسردگی بی‌ نظم و ژولیده هستند
 

اینکه افراد افسرده بی‌نظم و ژولیده هستند اشتباه است

معمولا در فیلم‌ ها و برنامه‌ های تلویزیونی، افراد افسرده شبیه به هم هستند. بازیگری که نقش فردی افسرده را بازی می‌ کند، معمولا روی یک کاناپه دراز می‌ کشد، اطرافش پر از ظروف و غذاهای ناسالم یا هله‌ هوله است، گاهی نیز با لباس خواب نشسته است و در حالی‌ که بغض کرده، تلاش می‌ کند از گریه‌ های شدید خودداری کند. اما این تصویر همیشه بازتابی از واقعیت نیست.

واقعیت این است که بسیاری از افراد افسرده کاملا عادی رفتار می‌ کنند. سرِ کار می‌ روند، لباس‌ های معمولی می‌ پوشند و نظافتشان را نیز رعایت می‌ کنند. حتی کسی که به‌ نظر متعادل و خوب می‌ رسد، ممکن است در درونش با احساساتی مانند نا امیدی، کمبود لذت و انرژی کم که از نشانه های معمول افسردگی به‌ شمار می‌ روند، در حال مبارزه باشد. از آنجا که این شرایط معمولا از درون بر افراد تأثیر می‌ گذارد، ممکن است دیگران نتوانند آن را تشخیص دهند.

تأثیر افسردگی روی همه‌ ی افراد یکسان است

تا کنون آگهی‌های بازرگانی برای تبلیغ داروهای ضد افسردگی را تماشا کرده‌اید؟ معمولا در این آگهی‌ ها فردی که نقش یک آدم افسرده را بازی می‌ کند، قیافه‌ی غمگین به خودش می‌ گیرد، محیط اطرافش غم‌ انگیز، خاکستری و هوا بارانی است. البته آگهی‌ های بازرگانی به‌ دلیل این که باید در چند دقیقه حجم زیادی از اطلاعات را منتقل کنند، مجبورند از چنین شیوه‌ هایی استفاده کنند، اما افسردگی چیزی نیست که بتوان آن را در چند نکته‌ ی کوتاه خلاصه کرد.

در واقع، افسردگی به شیوه‌های گوناگون ظاهر می‌ شود و تأثیر آن در یک فرد ممکن است با دیگری متفاوت باشد. فرد افسرده لزوما غمگین نیست؛ گاهی ممکن است افسردگی به‌ صورت تندخویی یا ستیزه‌ جویی ظاهر شود.

شخصی که به‌ سادگی بابت هر چیزی (از برند قهوه‌ تان گرفته تا نحوه‌ی درخشش خورشید!) ناراحت می‌ شود، واقعا ممکن است به افسردگی مبتلا شده باشد. گاهی اوقات حتی خود فرد ممکن است تعجب کند که افسردگی در او تشخیص داده شده است.

مثبت‌ اندیشی می‌تواند افسردگی را بر طرف کند

این باور به دو روش می‌ تواند وضعیت فرد افسرده را بدتر کند. معمولا دوستان خوش‌ نیت و اعضای خانواده‌ ی فرد به او می‌ گویند نیمه‌ ی پر لیوان را در زندگی ببیند، بخندد و مثبت فکر کند. درست است که این توصیه‌ ها معمولا از سر خیرخواهی به افراد داده می‌ شود، اما افسردگی حالت غم و نا امیدی خفیف یا یک کج‌ خُلقی ساده نیست.

افسردگی معمولا با اختلالات، پریشانی، مشکل در تمرکز و مشکلات شناختی همراه است. به عبارت دیگر، احساس غم و اندوه یا نا امیدی به‌ مدت چند روز برای بسیاری از افراد طبیعی است. اما اگر مشکل در تمرکز، احساس گنگی در مغز و بی‌ علاقگی نسبت به انجام کارهایی که قبلا مورد علاقه‌ ی فرد بوده است به‌ مدت چند ماه طول بکشد، دیگر عادی نیست و احتمالا با مشکلات افسردگی ارتباط دارد. شاید یک تفکر مثبت بتواند یک حالت ناراحت‌ کننده‌ی عادی را از بین ببرد، اما افسردگی به درمان جدی‌ تری نیازمند است.

وادار کردن فرد مبتلا به افسردگی به داشتن تفکر مثبت، ممکن است سبب شود که فرد خودش را قضاوت کند و از خودش انتظار داشته باشد که با کمی تلاش می‌ تواند افسردگی‌ اش را مهار کند. از آنجا که به‌ سادگی در این کار موفق نمی‌ شود، ممکن است وضعیتش بدتر شود.

این افراد ممکن است نسبت به افکارشان احساس گناه کنند، چرا که با خود می‌گویند «دلیلی برای ناراحتی وجود ندارد»، «افراد زیادی وجود دارند که زندگی‌ شان بدتر از من است و من حق ندارم احساس بدی داشته باشم». چرا؟ چون زندگی آن ها به‌ ظاهر خوب است. این افراد خودشان را محکوم می‌ کنند و بنابراین احساس ضعیف‌ بودن، ناراحتی یا ناتوانی را تجربه می‌ کنند که به بدتر شدن بیماری‌ شان می‌انجامد.

مصرف داروهای ضد افسردگی روی شخصیت فرد افسرده تأثیر می‌ گذارد

بسیاری از افراد معمولا از مصرف دارو واهمه دارند. تصورات نادرستی درباره‌ی داروها به‌ ویژه داروهای ضد افسردگی وجود دارد که سبب می‌ شود مردم به‌ دنبال درمان بیماری‌ شان نروند، اما واقعا جای نگرانی وجود ندارد. در واقع داروی ضد افسردگی باید مناسب و مؤثر باشد و کاملا دقیق تجویز شود، در غیر این‌ صورت ممکن است عوارض جانبی مانند حالت مغز مه‌ آلود (حس مبهمی است که هنگام تلاش برای به‌ خاطر آوردن چیزی در شما شکل می‌ گیرد، اما نمی‌ توانید روی آن متمرکز شوید) را برای بیمار به‌ همراه داشته باشد. به‌ همین‌ دلیل، دارو حتما باید توسط پزشک تجویز شود و دستورالعمل مصرف آن نیز اهمیت زیادی دارد. مصرف داروی دقیق و مناسب می‌ تواند به افراد افسرده کمک کند تا احساس خوبی درباره‌ ی خودشان داشته باشند.

درمان افسردگی مادام‌العمر بیمار را درگیر می‌ کند

incorrect-beliefs-about-depression

این تصوری نادرست است. افسردگی به درمان مادام‌العمر نیاز ندارد. معمولا افراد تصور می‌ کنند اگر به درمان افسردگی (به‌ ویژه از طریق مشاوره‌ درمانی) بپردازند، تا آخر عمرشان باید به آن پایبند بمانند و هر گاه آن را ترک کنند، افسردگیشان باز می‌ گردد. در واقع روند درمان برای افرادی که با اختلالات ذهنی درگیر می‌ شوند، نسبتا پیچیده، دشوار و سنگین به‌ نظر می‌رسد؛ در حالی‌ که اصلا این‌ طور نیست.

برخی از افراد طوری هستند که درد دل و صحبت با دیگران آن ها را آرام می‌ کند. درمان افسردگی لزوما روند مهم و پیچیده‌ ای نیست، گاهی حتی یک کمک بسیار ساده از سوی درمانگر یا یک شخص دیگر می‌ تواند گذر از این بیماری را آسان کند.

افسردگی، نتیجه‌ی شرایط ناراحت کننده است

همه‌ی افراد گهگاه افکار ناراحت کننده یا نارحتی و شاد نبودن را تجربه می‌ کنند. مثلا، شاید شما به دلیل فوت یکی از عزیزانتان یا یک شکست عشقی، احساس اندوه و غصه کنید. حوادثی این چنینی می‌ توانند احتمال ابتلا به افسردگی را بیشتر کنند، اما افسردگی همیشه هم به دلیل رویدادهای بد، ایجاد نمی‌ شود. افسردگی می‌ تواند بدون دلیل موجب نا امیدی، اندوه و بیحالی و خمودگی شود. شاید هم فرد افسرده تمایل به خودکشی پیدا کند و این حالات می‌توانند دوره‌های طولانی ادامه پیدا کنند. علائم افسردگی ممکن است ناگهانی و پیش بینی نشده نمایان شوند، حتی وقتی همه چیز در زندگی ظاهرا روبراه است.

اگر والدینتان افسردگی داشته باشند شما هم مبتلا می‌ شوید

اگر سابقه‌ ی افسردگی در خانواده‌ ی شما وجود داشته باشد، احتمال این که شما هم مبتلا شوید، بیشتر است. اما کارشناسان هنوز به طور قطع نمی‌ دانند ژنتیک چطور می‌ تواند تعیین کننده‌ ی احتمال افسردگی باشد. این که والدین شما یا عضوی دیگر در خانواده‌ تان افسردگی دارند یا داشته‌ اند، دلیل نمی‌ شود شما هم دچار افسردگی شوید. البته اطلاع از سوابق خانوادگی، کار هوشمندانه‌ ای است، اما سعی کنید در مورد ریسک فاکتورهایی که دست شما نیستند، نگران نباشید. در عوض روی عواملی کار کنید که می‌ توانید آن ها را تحت کنترل خود بگیرید. مثلا اجتناب از مصرف الکل یا دارو، به کاهش ریسک افسردگی کمک می‌ کند.

فقط زنها دچار افسردگی می‌شوند

خیلی از آقایان به دلیل فشارهای اجتماعی، نمی‌توانند در مورد احساسات خود به راحتی حرف بزنند یا به دنبال کمک و مشاوره بروند. در نتیجه، برخی از افراد به اشتباه فکر می‌ کنند افسردگی بیماری است که تنها زنان را مبتلا می‌ کند. این کاملا نادرست است. معمولا زنها علئم افسردگیشان را گزارش می‌ دهند اما مردان هم افسرده می‌ شوند. افسردگی برای مردها می‌ تواند پیامدهای جدی‌ تری هم داشته باشد، مثلا احتمال اقدام به خودکشی در میان مردان افسرده بیشتر است و درست به همین دلیل، جدی گرفتن و درمان افسردگی اهمیت بسیار زیادی دارد.

صحبت درباره‌ ی افسردگی، آن را تشدید می‌ کند

این کاملا نادرست است که گفتگو در مورد افسردگی، احساسات مخرب و بد را بیشتر کرده و بیمار را روی تجربیات منفی‌ اش در زندگی، متمرکزتر نگه می‌ دارد. واقعیت این است که برای بسیاری از افراد، تنها ماندن با افکار و احساسات، بسیار مخرب‌ تر و مضرتر از بروز و فریاد آنهاست.

اگر افسردگی دارید، صحبت در مورد احساساتتان با یک شنونده‌ ی قابل اعتماد و حامی که اهل قضاوت نیست، می‌ تواند سودمند باشد. عزیزان شما ممکن است بتوانند گوشی شنوا و همدل برای‌تان باشند اما در بیشتر موارد، یک درمانگر ماهر، بهتر می‌ تواند از شما حمایت کند.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید