پرورش مسئولیت پذیری کودک

پرورش مسئولیت پذیری کودک

نی نی تایم: یکی از موضوعات مهمی که در حوزه تربیت فرزند مطرح می شود، این است که از چه زمانی می توانیم از بچه ها توقع انجام کاری را داشته باشیم. به عبارت دیگر چه زمانی می توانیم مسئولیت انجام کاری را به عهده فرزندانمان بگذاریم و توقع انجام آن را داشته باشیم. طرح این مسئله به ویژه دردوره ای که والدین بیش از حد به برآوردن نیازهای کودک می پردازند و انجام کار توسط آن ها را تا جای ممکن به تعویق می اندازند، بسیار ضروری به نظر می رسد. زیرا اگر کودک طی سال های رشد و تکامل خود هرگز درنیابد که در چارچوب خانواده وظایف و مسئولیت  هایی برعهده دارد، بدیهی است که در دوران بزرگسالی از زیر بار وظایف و مسئولیت های خود شانه خالی کند.با روش های پرورش مسئولیت پذیری کودک بیشتر آشنا شوید.

مسئولیت پذیری یک عنصر برجسته در موفقیت انسان است و نشان دادن احساس مسئولیت یک امر ذاتی نیست بلکه این ویژگی در متن خانواده و روابط اجتماعی و تعاملاتی که فرد با دیگران دارد امکان رشد پیدا می کند و والدین در این میان نقش محوری را در انتقال روحیه مسئولانه به کودک دارند. لذا مهم است که شما به عنوان والدین رفتار های تربیتی خود را در جهت پرورش کودکانی مسئول جهت دهید. گام های زیر راهنمای شما برای موفقیت در این هدف است.

به کودکان خود نشان دهید که آنها زندگی جداگانه ای از شما دارند

برای این کار زمان هایی را به خودتان اختصاص دهید.والدینی که فاقد یک زندگی مجزا از فرزندانشان هستند به آنها می آموزند که دنیا حول محور آنها می چرخد. مهم است که از همان ابتدا، کودک یاد بگیرد که گاهی اوقات مادرش دوست دارد مطالعه کند ودوست ندارد بازی کند.نیاز های فرزندانتان را برآورده سازید.وسپس در حالی که به نیاز های خود می رسید او را ملزم کنید که برخی نیازهایش را خودش برآورده سازد. با ناکامی او همدلی کنید اما مجزا بودن خود را حفظ کنید.

 شرایط را برای گذر از بازی به مسئولیت فراهم کنید.

گرچه فعالیت های ساده کودک نوپا، اغلب پایه های مسئولیت پذیری هستند ولی این گونه نیست که کودک به محض آن که شروع به راه رفتن می کند شروع به کار کردن هم بکند. در اوایل زندگی کودک معمولاً   قبول مسئولیت با بازی توأم است. بازی کردن عامل مهمی درایجاد احساس مسئولیت در کودک است. والدین بعد ها ناگزیر خواهند شد تا تعادلی بین کار و بازی آنان برقرار نمایند با وجود آنکه بازی می تواند فرایند ها و مهارت هایی را به کودک بیاموزد ولی باید به تدریج کودکان را به فعالیت هایی غیر از بازی ملزم کرد.

لازمه مسئولیت، ترتیب دادن مرحله ی گذراز بازی به مسئولیت است.کودک در ابتدا به عنوان سرگرمی، اسباب بازی هایش را جمع می کند سپس برای کمک به مادر آنها را مرتب می کند، کمی بعد

به این علت که بزرگتر ها گفته اند این کار را انجام می دهد وسرانجام چون خود را مسئول جمع کردن اسباب بازی هایش می داند، دست به کار می شود. مهارت والدین ومربیان در آن است که بدانند گذر از بازی به مسئولیت را به نحوی ترتیب دهند که کودکان  براحتی حس مسئولیت داشتن نسبت به خود، خویشان و اطرفیان را تکامل بخشند . در این جهت اولا برای کودک خود بازی هایی در راستای مسئولیت های بعدی او طراحی کنید. ثانیاً با افزایش سن تعادلی بین بازی و مسئولیت کودک ایجاد کنید. در اوائل کودکی بیشتر وقت کودک به بازی کردن صرف می شود ولی به مرورباید شرایطی مهیا شود که کودک زمانی را هم برای کار و چیز هایی که زیاد هم لذت بخش نیستند بگذارند البته تعادل باید حفظ شود و در سن زیر دبستان بیشتر زمان او باید صرف بازی شود .

 

تفاوت بین سخت است و من نمی توانم

جنبه دیگری از یادگیری پذیرش مسئولیت در قبال وظایف خود، آن است که کودک درک کند که قادر نبودن با راحت نبودن متفاوت است.

کودکان این دو را یکی می دانند بنابراین از چیزی که لذت نمی برند، فکر می کنند که نمی توانند انجام دهند.پس از آنجایی که کار سخت را نمی توانند انجام دهند، نیاز دارند که فرد دیگری انجامش دهد و معمولاً آن فرد دیگر یکی از والدین است. این طرز فکر مانع از یادگیری این مطلب می شود که زندگی و مشکلات او، مسئولیت خود ونه فرد دیگر است. او یا از انجام کار دشوار صرف نظر خواهد کرد چون خیلی برایش سخت است و یا راه های دیگری برای فرار یا انجام ناقص آن پیدا خواهد کرد. باید از سنین پایین تر کودک عادت کند که برخی از کارها لذت بخش نیستند و سختی دارند. آنها باید تشخیص دهند بین کاری که برایشان سختی دارد با کاری که قادر به انجام آن نیستند تفاوت وجود دارد و نباید کار را به صرف اینکه لذت بخش نیست رها کنند. می توان گفت یکی از ضعف های تربیتی اکثر والدین امروزی این است که اجازه نمی دهند کودکشان طعم سختی ها را  بکشد وهمیشه سعی می کنند آنچه را دلخواه کودک است بدون هیچ رنجی در اختیار او گذاشته و او را از تجربه سختی های زندگی برهانند  در حالی که کودک باید با رنج ها وسختی های طبیعی زندگی آشنا شود ودر بیشتر مواقع این سختی ها خِرد ساز و تجربه سازند و موجب افزایش حس ارزشمندی وبا کفایت بودن در کودک می شوند .

مسئولیت افراد خانواده را مشخص کنید

با افزایش سن کوکان، آنها زمانی مسئولیت های خود را به صورت مطلوب انجام می دهند که قبلاً مسئولیت هر عضو خانواده تحت یک فرایند عادلانه مشخص شده باشد و مورد پذیرش اعضای خانواده واقع شده باشد نه اینکه والدین یا عضو دیگر خانواده به طور لحظه ای تصمیم بگیرند که چه کسی، چه کاری انجام دهد. لازم است قبل از دادن مسئولیت به فرزندان، آنها در رابطه با موضوع توجیه شده باشند. یکی از بهترین راه ها برای این کار، داشتن جلسات خانوادگی است در جلسات خانوادگی مسئولیت های موجود در خانواده مورد بحث قرار می گیرد و مسئولیت هر فرد مشخص می شود. در ابتدای این جلسات می توان با آوردن مثال نهایی از کندوی عسل ویا لانه ی مورچه ها، دلیل مشارکت همه در کارها را به کودک بداند که دلیل تقسیم کار چیست. جلسات خانوادگی این احساس را به اعضای خانواده می دهد که گروه متحدی هستند و با هم به سوی اهداف مشترک حرکت می کنند و در این حرکت هرکس بخشی از کار پیش می برد.

در این جلسات می توان مسئولیت هایی را که مرتبط با خانواده و اهداف آن است باتوجه به توان هر عضو تقسیم کرد. هر یک از کودکان می توانند داوطلبانه، مسئولیت خود را انتخاب کنند یا اینکه با قرعه مسئولیت هر کس مشخص شود و همچنین می توان مسئولیت ها را به صورت هفتگی تغییر داد. پیشنهاد می شود که مدت مسئولیت هر کس کمتر از یک هفته نباشد چرا که در این صورت بین کودکان تنش ایجاد خواهد شد.همچنین در این جلسات درباره ی اینکه اگر افراد به مسئولیت های خود عمل نکنند چه خواهد شد بحث کنید.

در تصمیم گیری ها بر مسئولیت فردی تأکید کنید

کودک باید درک کند که وقتی فرصت تصمیم گیری را در اختیار دارد باید نتایج تصمیم خود را نیز بپذیرد و مقصر دانستن دیگران معنا ندارد. البته هر فرد خودش می تواند منابع تصمیم گیری را توسعه دهد و از شیوه هایی مثل مشورت استفاده تا با خطای کمتری مواجه شود و به فرموده ی علی (ع) :«مشورت کن با صاحبان عقل ها تا از لغزش و پیشیمانی ایمن گردی».(غررالحکم ودر الکلم ص ۴۴۲)

 از نتایج طبیعی و منطقی استفاده کنید

یکی از موارد اساسی درآموزش مسئولیت پذیری به کودکان، استفاده از عواقب طبیعی ومنطقی رفتارهاست. در آموزش مسئولیت کودک باید بیاموزد که انتخاب کند و از انتخاب خود درس بگیرد و برای آموزش این امر استفاده از نتایج طبیعی ومنطقی می تواند کمک مهمی را بکند. کاری کنید که عواقب تبدیل به جریان طبیعی تقصیر یا کم کاری شوند.

برخی از عواقب طبیعی ومنطقی رفتار ها:

•مجتبی ۳ ساله، ازعصبانیت بیش از حد ماشین خود را خراب می کند، ماشین نوی دیگری برایش خریده نمی شود.
•ناصر ۴ ساله، ناهار نمی خورد، تا وعده ی غذایی بعدی باید گرسنگی بکشد.
•مرضیه ۵ ساله، لیوان شیر را می ریزد، به او دستمالی برای تمیز کردن داده  می شود.
•محمد ۵ ساله، از جمع کردن اسباب بازی هایش در اتاق پذیرایی سرباز می زند، اسباب بازی های او به مدت ۲ روز از دسترس او دور نگه داشته می شود.
•سارا ۸ ساله، در حین دعوا با خواهرش دست عرسک خواهرش رامی شکند، او باید از پس انداز خود برای خواهرش عروسک جدیدی بخرد.
•امین ۱۲ ساله به خاطر اتلاف وقت سرویس را از رست می دهد، او پیاده به مدرسه می رود.
•مهدیه ۱۱ ساله تکالیف مدرسه را انجام نمی دهد، در مدرسه نمره کم می گیرد.

 از پاداش ها استفاده ی بجا بکنید

از آنجا که منابع پاداش در اختیار والدین قرار دارد، آنان باید به نحوی از این عامل استفاده کنند که تقویت کننده مسئولیت پذیری باشد. برخی معتقدند «پاداش» برای رفتار مطلوب نوعی «رشوه» محسوب می شود و عده ای دیگر از پاداش و به ویژه پاداش های مادی  به عنوان تنها  عامل برانگیزاننده ی کودک استفاده می کنند پاداش های مادی در صورتی ممکن است رشوه تلقی شوند که والدین از آنها به عنوان مهمترین روش برای ایجاد انگیزه در کودک استفاده کنند و یا کودکان یاد بگیرند که اگر مدتی در برار اوامر والدین مقاومت کنند سرانجام در ازای اطاعت از آنان پاداش دریافت می کنند.

از پاداش غیر مادی استفاده کنید

•هرگاه کودکی به خوبی از عهده ی کار بر می آید او را تأیید زبانی و تحسین کنید
•گاه گاهی همزمان با پیشرفت کودک بی مقدمه تشویقش کنید مثلاً: « برای پاک کردن حمام ، واقعاً زحمت کشیدی ، چطور است بروی وبرای خودت بستنی بخری؟»
•هنگامی که کودک به کمک نیاز دارد به او کمک کنید : «چون دیروز در کندن علف های هرزه باغچه کمکم کردی بد نیست من هم کمکت کنم تا اتاقت را تمیز کنی».
•به آنچه کودکان انجام می دهند رغبت نشان دهید وترغیبشان کنید.

در این باره پای صحبت های دکتر مهری شیرازی فوق تخصص روان پزشکی اطفال و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی نشستیم.

توان ذهنی، قدرت بدنی

وی با اشاره به این که زمانی که کودک قدرت ذهنی و توان بدنی کافی برای انجام کاری را دارد، می توان از او خواست وظیفه ای را به عهده بگیرد، به خراسان می گوید: پدر و مادر به خوبی متوجه می شوند که کودک از چه زمانی قدرت بدنی و توان ذهنی انجام کاری را دارد و نمی توان سن مشخصی را برای همه کودکان اعلام کرد. مهم این است که این فرصت را به موقع به کودک بدهیم و بگذاریم که اشتباه کند یا کاری را ناقص انجام دهد اما تلاشش را بکند. هر زمان والدین دریافتند کودک می تواند بخشی از کارهای شخصی اش را انجام دهد، باید به او اعتماد و او را تشویق کنند که کارهایی را انجام دهد و خطاهایش را بپذیرند تا مهارت کافی پیدا کند. البته در هر مرحله باید بر انجام کار، توانایی و مهارت کودک تاکید کنیم و از او بخواهیم آن کار را ادامه دهد.همچنین باید کودک را در انجام کارهای مشترک خانه سهیم کنیم.مثلا از او بخواهیم لباس های کثیفش را جدا کند و در سبد مخصوص بگذارد. اگر به موقع به او مسئولیت ندهیم، عادت به انجام کار نمی کند و می پندارد که وظیفه ای در خانه ندارد و وظیفه پدر و مادر است که کارهایش را انجام دهند.

احترام به حقوق دیگران

دکتر شیرازی با بیان این که احترام گذاشتن به حقوق دیگران از کودکی در خانواده آموزش داده می شود، تصریح می کند: یکی از بهترین روش های آموزش این اصل، سهیم کردن کودک در انجام کارهای خانه است. به عنوان مثال اگر کودک اتاق خودش را مرتب نکند اما در کارهای منزل مشارکت داشته باشد، احترام به حقوق دیگران را یاد گرفته است زیرا اتاق او، حریم شخصی اش است اما مشارکت در کارهای خانه، احترامی است که به حقوق دیگران می گذارد و وظیفه ای است که باید به عنوان یک عضو برای دیگران انجام دهد. بنابراین کودک که تا پیش از این صرفا دریافت کننده خدمات بوده است باید بتواند طی مراحل رشد و تکامل به اندازه توان بدنی و ذهنی خود خدماتی ارائه کند. در غیر این صورت فرد مسئولیت پذیر بار نمی آید و در بزرگ سالی هم توقع دارد دیگران مسئولیت ها ووظایفش را به دوش بگیرند.

مفهوم مسئولیت پذیری برای کودک

کودک باید بداند کارهای زیادی روزانه در خانه انجام می شود و هر کس مسئول انجام کاری است و او هم به عنوان یکی از اعضا باید خدماتی را ارائه کند. یکی از بهترین روش ها برای شناخت کودک از این مفهوم این است که فهرست کارهایی را که روزانه در منزل انجام می شود بنویسیم و برای او بخوانیم. این که چه کسانی این کارها را انجام می دهند و چه کسانی از آن خدمات استفاده می کنند. این کار باعث می شود که کودک کاملا دریابد خدماتی که دریافت می کند بدون تلاش و کوشش و وقت و هزینه فراهم نشده است و او هم باید در این میان نقشی داشته باشد.

برقراری ارتباط صحیح

این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران ادامه می دهد: برای آموزش کلیه مسائل تربیتی در گام اول باید ارتباط خوبی با کودک داشته باشیم تا بتوانیم نکات آموزشی را به او منتقل کنیم. بهتر است وقت کافی برای فعالیت های لذت بخش و تفریح و بازی با کودک بگذاریم و ارتباط خوبی با کودک برقرار کنیم. کارهای خوب و توانمندی های او را تحسین و بعد قوانین و مقرراتی را تعیین کنیم. از دیگر توصیه ها می توان به استقبال از تقلید کردن کارها توسط کودک، کنار گذاشتن حساسیت های نابجا و پذیرفتن خطاهای کودک، صبور بودن در قبال کارهای انجام شده توسط کودک، پرهیز از عجله و جلوگیری از مضطرب شدن کودک اشاره کرد.وی اظهار می کند: برای این که والد خوبی باشیم باید ویژگی های مثبت کودک را پرورش دهیم، برایش وقت بگذاریم، شنونده خوبی برای حرف های کودک باشیم و شأن و اعتبار خود را حفظ کنیم.

در ادامه مطلب به ارائه چند راهکار از سایت والدگری می پردازیم.

 

ز «سر» مایه تا «سرمایه» 

اگر می خواهید فرزندان «سرمایه داری» داشته باشید، بی تعارف باید برای آنها از «سر» مایه بگذارید! برای این کار نیازی نیست که پول زیادی داشته باشید، چون همانطور که در اطرافتان دیده اید اکثر فرزندان آدم های سرمایه دار، مدیران خوبی برای میراث هایشان نمی شوند. همچنین ضروری نیست که لزوماً بچه هایتان را مدام از این کلاس به آن کلاس روانه کنید. تنها کاری که باید انجام بدهید این است که خودتان «سر» مایه دار باشید. اما چگونه می شود «سر» مایه دار شد و فرزندانی «سرمایه دار» تربیت کرد؟

راز «سر مایه دار» شدن 

در تصور اغلب ما «سرمایه داران» کسانی هستند که بالأخره یک جورهایی دستشان در جیب دیگران بوده است. البته از آنجا که تفکر «همه این طوری هستند» یکی از عمده ترین خطاهای فکری است، نمی توانیم بپذیریم که واقعاً همه ثروتمندان این گونه باشند. از دیدگاه منطقی و همینطور در معادلات واقعی زندگی، بزرگترین ثروتمندان و «سرمایه داران» دنیا کسانی بوده و هستند که برای رسیدن به این مرتبه کار کرده اند، آن هم کارهای مختلف در مراتب اجتماعی مختلف. به عبارت دیگر این گروه کسانی هستند که از انجام هیچ کار مفید و مؤثری عار نداشته اند و «سرشان» را مایه کار و زندگی شان قرار داده اند. این مهمترین راز «سرمایه داران» واقعی است.

کار و فرزند ما

قبول دارم. کار پیدا کردن سخت شده است. اما آیا این به معنای آن است که واقعاً هیچ کاری برای فرزندان ما وجود ندارد؟ چگونه است که جوانانی همسن و همانند فرزند ما صاحب زن و زندگی هم شده اند ولی فرزند ما به خاطر اینکه هنوز کار مناسب پیدا نکرده است سردر گم مانده است؟ این کاری که ما برای فرزندانمان تصور می کنیم چیست؟ چه شکلی است؟ اجازه بدهید تعارف را کنار بگذاریم و کمی صریح تر با هم صحبت کنیم. آیا کاری که ما برای فرزندانمان در نظر داشته و داریم، یک کار راحت پشت میزی با حقوق بالا نیست؟ آیا جز این نیست که فکر می کنیم چون فرزندمان در دانشگاه مثلاً حقوق خوانده حتماً و الزاماً باید در یک مرکز حقوقی دولتی استخدام بشود؟ اصلاً سر و کله این قصه پشت میز نشینی از کجا پیدا شد؟ 

ما هم مقصریم

فکر می کنم دیگر وقتش رسیده که قبول کنیم ما پدر و مادرها در سرمایه دار نشدن فرزندانمان مقصریم. نه به این دلیل که پولی نداشته ایم تا سرمایه کار آنها بکنیم بلکه به این دلیل که «سر» مایه دار بودن را درست به فرزندانمان یاد نداده ایم. «سر» مایه دار بودن یعنی اینکه فرزندمان از کودکی یاد گرفته باشد که اهل کار باشد نه از زیر کار در رو، برای کار کردن برنامه داشته باشد، فکر داشته باشد، پشتکار داشته باشد، عزت نفس داشته باشد، اهل عرق ریختن باشد. و چون چنین نشد، رؤیای پشت میز نشینی شروع شد.  

 

child-responsibility-development

اوقات فراغت فرزندانمان را با مهارت های مختلف پر کنیم

چگونه فرزندانی کاری داشته باشیم؟ 

اینکه عرض می کنم برای «سرمایه» دار شدن فرزندانمان ما باید از «سر» مایه بگذاریم، اینجا مصداق پیدا می کند. یعنی جایی که ما باید بپذیریم اول فکر خودمان را نسبت به کار کردن عوض کنیم. برای رقم خوردن این اتفاق به چند نکته زیر توجه کنیم:

به پشت میز نشینی فکر نکنیم

عینک پشت میز نشینی را از چشمان خودمان برداریم. پشت میز نشین شدن، دم دستی ترین آرزویی است که می توانیم برای فرزندمان بکنیم. بیایید به جای این تفکر، به این فکر کنیم که چطور فرزندمان را زرنگ و پرکار تربیت کنیم. 

نفس کار را ارزشمند بدانیم

 فرزندان ما چیزهایی را که خودمان به آنها باور نداریم، باور نمی کنند. پس بیایید باور کنیم که رسم کار مهم تر از اسم کار است و این باور را به فرزندانمان هم منتقل کنیم که هر کاری که برای خود فرد و جامعه او مفید باشد و از او آدم مؤثری بسازد، کار با ارزشی است. 

هیچ شغلی را کم اهمیت نشماریم

اگر به فرض پسر لیسانسیه فلان فامیل راننده تاکسی شده است، با نگاه حقیر پندارانه درباره شغل او صحبت نکنیم. البته قبول دارم متأسفانه رسانه های ما هم در این زمینه مؤثر بوده اند مثلاً هر آدم وامانده و جا مانده ای را در نقش یک راننده نمایش داده اند در حالی که فیلم های خارجی از یک راننده تاکسی یا یک آشپز ساده یک قهرمان ملی می سازند. به هر حال اگر می خواهیم فرزندانمان آدم های مفید و موفقی باشند باید این تصورات به درد نخور را دور بریزیم. 

فرصت سازی کنیم

اوقات فراغت فرزندانمان را با مهارت های مختلف پر کنیم. برای مثال او را برای فروشندگی، پخش کردن تبلیغات بین خانه ها، تعمیرکاری دوچرخه، کارگری نانوایی و کارهای مختلف بفرستیم و در حالی که از دور مراقبش هستیم اجازه بدهیم کار کردن را تجربه کند. 

سرمان را بالا بگیریم

وقتی فرزند ما کار می کند و یا اولین حقوقش را می گیرد، به جای نا امید کردن او به خاطر کم بودن حقوقش و یا خدای نکرده سرکوفت زدن، به او بگوییم که از ته دل چقدر به او افتخار می کنیم. 

بیکاری را زشت تصویر کنیم

وجدان کاری را یاد بدهیم. برای این کار لازم است خودمان اهل کم گذاشتن، کم فروشی و کم کاری نباشیم و اهمیت این موضوع را برای فرزندمان توضیح بدهیم. 

 

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

1 + 1 =