همدان گردی

شاید در مورد بناهای تاریخی و یا بناهای جذاب و جالب توجه شهرهای بزرگ ایران مطلب زیاد نوشته شده باشد. شهرهای مثل مشهد، اصفهان، و یا تبریز همیشه جزء شهرهایی بوده‌اند که بسیار به آن‌ها و تاریخ‌شان پرداخته شده است.

اما یکی از شهرهای تاریخی و جذاب ایران که در مقایسه با شهرهای دیگر کم‌تر به آن نگاهی شده است شهر زیبای همدان است. شهری که بناهای تاریخی زیادی را در خود جای داده و همه ساله میزبان گردشگران زیادی از شهرهای مختلف کشور و حتی کشورهای دیگر دنیاست. به همین دلیل تصمیم گرفتیم تا ۵ مکان جذاب و ماندگار این شهر را به شما معرفی کنیم. پس با ما همراه باشید و اگر قصد سفر به همدان را داشتید حتما از این مکان ها دیدن کنید.

بازار همدان

مجموعه تاریخی بازار همدان در محدوده خیابان‌های باباطاهر، اکباتان و شهدا قرار گرفته و عمده بناهای آن مربوط به دوره قاجاریه است، اما بنای اولیه بازار بسیار قدیمی‌تر از این تاریخ است. همدان به جهت قرار داشتن در مسیر یکی از شاخه‌های اصلی جاده ابریشم، از قرن‌ها پیش یکی از مراکز مهم مبادلات تجاری به شمار می‌آمده است و حتی تا اواخر دوره قاجار بخش زیادی از مبادلات ایران با غرب از طریق همدان و بغداد صورت می‌گرفت.

 

 مجموعه تاریخی بازار همدان در محدوده خیابان‌های باباطاهر، اکباتان و شهدا قرار گرفته است

 با افتتاح خطوط راه آهن، و اهمیت یافتن پایتخت و بنادر شمالی و جنوبی کشور، همدان اهمیت تجاری خود را از دست داد و بازار بزرگ همدان نیز به این خاطر و بعدها به جهت تحولات اجتماعی و اقتصادی کشرو، رونق خود را از دست داده و به تدریج بناهای آن ویران و یا دچار دخل و تصرف‌ها و ساخت و سازهای ناصواب شد.

مجموعه کنونی بازار همدان که عمدتا مربوط به دوره قاجاریه و بعد از آن است، حدود ۳۰ راسته بازار و ۲۴ سرا دارد که اغلب صورت اولیه آن‌ها تغییر یافته است. راسته‌ها اغلب به جهت نوع فعالیتی که دارند نام‌گذاری شده‌اند (مانند راسته بازار زرگرها، صندوق‌سازها، قنادها) و یا به نام بانیانشان نامیده می‌شوند (بازار زنگنه، حسین‌خانی، حاج فضل‌الله و …). از مجموعه راسته بازار، تعدادی مسقف‌اند از جمله، راسته بازارهای مسجد جامع، قصاب‌ها، قنادها، نخودبریزها، کفش‌دوزها، حلاج‌خانه، سمسارها، پوشش تعدادی از این راسته‌ها مسقف به طاق و گنبد و بقیه جدید و فلزی است.

 

مجموعه کنونی بازار همدان عمدتا مربوط به دوره قاجاریه و بعد از آن است

 
 راسته‌های غیرمسقف و قدیمی نیز در اصل مسقف بوده است. در این مجموعه حدود ۲۴ سرا وجود دارد که بزرگ‌ترین آن‌ها سرای گلشنی و آبادترین آن‌ها سرای گمرک است که جدیدا نوسازی شده است؛ اما زیباترین و در عین حال سالم‌ترین سراها، سرای میرزا کاظم است.

برج قربان همدان

برج قربان یکی از آثار تاریخی قرون هفتم یا هشتم هجری قمری است که بین چهارباغ شهید مدنی و خیابان طالقانی، جنب دبیرستان اندیشه واقع شده و مدفن شیخ‌الاسلام حسن بن عطار حافظ ابو العلاء همدانی و جمعی از امرای سلجوقی است که به طرزی ساده و بی پیرایه ساخته شده است. در سال ۱۳۱۲ و در حین انجام تعمیرات در زیر برج، سردابی پیدا شد که کلیه قبور اشاره شده در آنجا قرار داشت. درباره علت نام‌گذاری این بنا که به برج قربان معروف است این را باید گفت که در جریان شورش افغان‌ها در اواخر دوره صفویه، فردی به نام قربان این محل را سنگرگاه خود قرار داده و ضمن دفع شورشگران از اهالی محل دفاع کرده و از این رو مسجد و بقعه به نام او شهرت یافته است. 

 

 برج قربان یکی از آثار تاریخی قرون هفتم یا هشتم هجری قمری در همدان است

این بنا از یک برج ۱۲ ضلعی آجری با گنبد هرمی شکل ۱۲ ترک آجری تشکیل شده است. طول اضلاع ۱۲گانه برج از بیرون بیش از ۲ متر و از درون کمی بیش از یک متر است. جبهه خارجی بنا را طاق‌نماهایی با عمق ۱۵ سانتی‌متر و پهنای ۱۲۳ سانتی‌متر در هر ضلع تشکیل می‌دهد که هر یک به وسیله یک گوشواره از سطح خارجی جرزهای ۱۲گوشه به عقب نشسته و در جبهه داخلی برج نیز طاق‌نماهایی به عمق ۲۰ و عرض ۹۰ سانتی‌متر قرار گرفته است. این بنا فاقد هرگونه کتیبه و گچبری و تزئینات است.  

 

 برج قربان از یک برج ۱۲ ضلعی آجری با گنبد هرمی شکل ۱۲ ترک آجری تشکیل شده 

از سال ۱۳۳۰ بخش فوقانی برج قربان تخریب شده و فرو ریخته بود که مرحوم محمد تقی مستوفی، رئیس سازمان باستان‌شناسی آن زمان برای هزاره بوعلی سینا آن را تعمیر کرد. به طور کلی برج قربان در ۳۰ سال اخیر اندکی تعمیر شد و نمایی پیدا کرد. در وسط برج قربان روی طاق سردابه سنگ قبری ساده و معمولی قرار دارد که این متن به صورت برجسته و در ۶ سطر روی آن حجاری شده است: «یا غفارالذنوب هذا قبرالمرحوم المغفور الوصل رحمه الله تعال محمد، فی شهر ذیحجه الحرام سنه ۱۰۹۰» این سنگ در دوره صفویه ساخته شده است. این برج در تاریخ ۲۸ / ۴ / ۱۳۵۴ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است.

آرامگاه بوعلی‌ سینا

آرامگاه ابوعلی سینا بنای یادبود شیخ الرئیس ابن سیناست که در میدان بوعلی سینا در مرکز شهر همدان قرار دارد. بنای ابتدایی آرامگاه ابوعلی سینا در زمان قاجاریه ساخته شد و آرامگاه جدید به دستور محمدرضا پهلوی به مناسبت هزارمین سالروز تولد این دانشمند بزرگ، توسط انجمن آثار ملی ایران ساخته و در سال ۱۳۳۳ خورشیدی افتتاح شد.   

 

آرامگاه ابوعلی سینا بنای یادبود شیخ الرئیس ابن سیناست

 

طرح و نقشه اولیه این بنا در خرداد سال ۱۳۲۴ خورشیدی توسط انجمن آثار ملی بین مهندسان و فارغ‌التحصیلان رشته معماری به مسابقه گذاشته شد و با نظر آندره گُدار و مهندس فروغی، طرح پیشنهادی مهندس هوشنگ سیحون پذیرفته شد. در نیمه سال ۱۳۲۶ انجمن تصمیم به اجرای طرح گرفت. سال بعد هوشنگ سیحون طرح پیشنهادی را به عنوان پایان‌نامه به دانشکده هنرهای زیبای پاریس تقدیم کرد و اوایل سال ۱۳۲۸ ساخت این آرامگاه آغاز شد. معماری به زبان هوشنگ سیحون را در نمونه دیگری از کارهای ایشان در کلبه ییلاقی هوشنگ سیحون در دل کوه نیز می توانید ببینید.

نقشه آرامگاه بر اساس قدیمی‌‌ترین بنای تاریخ‌دار اسلام در ایران یعنی گنبد قابوس (در استان گلستان) که از شاهکارهای معماری به‌ شمار می‌آید، کشیده‌ شده است. تنها اختلاف ظاهری این بنا با گنبد قابوس در این است که گنبد قابوس ۱۰ تَرک ولی آرامگاه بوعلی ۱۲ تَرک دارد. وجود ۱۲ ستون نشان‌دهنده ۱۲ رشته دانشی است که ابن سینا بر آن‌ها احاطه داشته است.

     

  بنای ابتدایی آرامگاه ابوعلی سینا در زمان قاجاریه ساخته شد

به مناسبت موقعیت محلی و محدود بودن فضای آرامگاه و برای صرفه‌جویی در مخارج، آرامگاه بوعلی را با نصف ابعاد گنبد قابوس در نظر گرفتند. اختلاف دیگر این دو بنا با یکدیگر در این است که فاصله بین ترک‌ها در گنبد بوعلی باز و گشاده است در حالی که بنای گنبد قابوس از ابتدا تا انتها (جز در قسمت ورودی) هیچ‌گونه شکاف و روزنه‌ای ندارد و درون آن همچون دخمه، تاریک و فاقد نورگیر و روشنایی است. البته بازگذاردن فاصله میان تَرک‌ها به دلیل وجود بادهای سنگین و طوفان‌های پاییزه و زمستانه شهر همدان نیز بوده است. در میان ۱۲ پایه برج، تخته سنگ مرمر یکپارچه‌ای به چشم می‌خورد که طول آن ۲/۵۵ و عرض آن بالغ بر یک متر است و کتیبه‌ای به خط ثلث بر آن نوشته‌اند. تخته سنگ فوق از آثار برجسته و مهمی است که در بنای باشکوه آرامگاه به ‌کار برده‌اند زیرا در ضمن انجام عملیات مربوط به ساخت آرامگاه، تخت سنگ بزرگ تهیه شده برای این منظور در یک مرحله شکست و دوباره مجبور شدند سنگ فعلی را از کنار دریاچه ارومیه تهیه کرده و به همدان بیاورند.

محل فعلی آرامگاه بوعلی منزل مسکونی ابوسعید دخوک یار دیرین او بوده و بوعلی مدتی را نزد او به عنوان مهمان سپری کرده است و مزار هر دو در این محل واقع شده است. در قسمت بالای دیوارهای داخلی محوطه مربع شکل آرامگاه، بیست بیت قصیده معروف «عینیه» که از آثار ادبی شیوای ابن سینا در حکمت و فلسفه به ‌شمار می‌آید و حکیم آن را در کمال فصاحت و بلاغت راجع به مراحل مختلف سیر روح انسانی و ارتباط آن با عالم جسمانی سروده است، بر روی ۴۰ لوح سنگی از سنگ مرمر هر کدام به طول ۱/۱۰ متر و عرض ۰/۵ متر به خط ثلث برجسته نوشته شده است.     

 

آراامگاه جدید ابو علی سینا به دستور محمدرضا پهلوی ساخته شد

 
در کنار آرامگاه عطار نیشابوری و در محوطه آن مقبره کمال الملک به دست مهندس هوشنگ سیحون طراحی و اجرا شده است.

آرامگاه ابوعلی سینا دارای دو تالار (شمالی و جنوبی) است. در حال حاضر تالار جنوبی به عنوان موزه، به محل نگهداری سکه، سفال، برنز و سایر اشیای کشف شده مربوط به هزاره‌های قبل از میلاد و دوران اسلامی اختصاص یافته و در تالار شمالی کتابخانه‌ای مشتمل بر ۸ هزار جلد کتاب خطی و چاپی نفیس ایرانی و خارجی و غرفه‌هایی مربوط به آثار ابوعلی سینا و شعرا و نویسندگان همدانی نگهداری می‌شود. در غرفه آثار بوعلی، عکسی از جمجمه او در معرض دید گذاشته شده که گمان می‌رود به هنگام تخریب مقبره قدیمی تهیه شده است.

آرامگاه بابا طاهر در همدان

آرامگاه بابا طاهر عریان مربوط به دوره معاصر است و برفراز تپه‌ای در شمال غربی شهر همدان در میدان باباطاهر واقع شده است. باباطاهر که حدودا در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم می‌زیسته، از شعرا و عرفای بزرگ روزگار خویش است. برج آرامگاه باباطاهر بر قاعده‌ای هشت ضلعی واقع شده که ارتفاع آن از سطح فوقانی تپه ‪۲۰/۳۵متر و از کف خیابان‪ ۲۵/۳۰متر است. ستون‌های هشت‌گانه برج، قطعه سنگ مزار، کف و پله‌های آرامگاه از سنگ گرانیت حجاری شده است      

 

 آرامگاه بابا طاهر عریان برفراز تپه‌ای در شمال غربی شهر همدان در میدان باباطاهر واقع شده است

نما و فرش بنای آرامگاه باباطاهر همدان از سنگ است و در داخل آن کتیبه‌‌هایی از کاشی وجود دارد. در فضای داخلی این آرامگاه ۲۴ دو بیتی بر روی ۲۴ قطعه سنگ زیبا حک شده و در قسمت پایین اطراف محوطه داخلی مزار نصب شده است. بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته می‌داده‌اند و عریان به دلیل بریدن او از تعلقات دنیوی بوده است. او یکی از مشهورترین دو‌بیتی‌سرایان ایرانی است که گذشت زمان نتوانسته دو‌بیتی‌های شور‌انگیزش را که با لهجه لری سروده شده است، از یادها بزداید. از بابا طاهر علاوه بر دوبیتی‌ها، آثار ادبی دیگری نیز به جا مانده است که از آن جمله می‌توان به دو قطعه، چند غزل، مجموعه کلمات قصار عربی و کتابی به نام «سرانجام» اشاره کرد.       

 

باباطاهر از شعرا و عرفای بزرگ روزگار خویش است

 
بنای مقبره بابا طاهر در گذشته چندین بار بازسازی شده‌ است. مقبره او در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بوده‌ است. در دوران حکومت رضاشاه پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. درجریان این بازسازی لوح کاشی فیروزه‌ای رنگی مربوط به سده هفتم هجری به دست آمد که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم‌اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شده ‌است. در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده است. این بنای تاریخی طی شمار ۱۷۸۰ در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیده ‌است.

آرامگاه سعدی ترکیبی از معماری ایرانی و مدرن یکی از آثار به جا مانده از مهندس فروغی است که توانسته توجه بسیاری را به خود جلب کند.

گنج‌نامه در همدان

سنگ‌نبشته‌های گنج‌نامه نوشتارهایی از دوران داریوش و خشایارشای هخامنشی است که بر دل یکی از صخره‌های کوه الوند در فاصله ۵ کیلومتری غرب همدان و در انتهای دره عباس‌آباد حکاکی شده ‌است. کتیبه‌ها هر کدام در سه ستون ۲۰ سطری به زبان‌های پارسی باستان، بابلی و عیلامی قدیم نوشته شده‌اند. متن پارسی باستان در سمت چپ هر دو لوح جای گرفته‌است و پهنایی معادل ۱۱۵ سانتی‌متر دارد. متن بابلی در وسط هر دو کتیبه نوشته شده و متن عیلامی در ستون سوم قرار دارد.    

 

 سنگ‌نبشته‌های گنج‌نامه نوشتارهایی از دوران داریوش و خشایارشای هخامنشی است

این کتیبه‌ها از دیرباز نام‌های گوناگونی را بر خود گرفته ‌است، از جمله «سنگ نبشته – نبشت خدایان- دادمهان یا دادبهان- تنبابر- کتیبه‌های الوند- جنگ‌نامه و گنج‌نامه» که دو نام «جنگ‌نامه و گنج‌نامه» در سده‌های اخیر بیشتر مصطلح بوده ‌است. در خصوص وجه تسمیه گنج‌نامه می‌توان گفت: «گنج‌نامه در زبان پارسی به معنای حکایت و داستان گنج است و عموم مردم را تصور بر این بوده ‌است که راز گنجی نهان را در این کتیبه‌ها نگاشته‌اند و به نظر می‌رسد واژه جنگ‌نامه نیز تحت تاثیر ذهنیتی که از جنگ و جنگاوری شاهان گذشته در سر مردم بوده، یا با جایگزینی عامیانه کلمه جنگ بجای گنج بوجود آمده باشد.»

  
با توجه به سوراخ‌های کنار کتیبه، به نظر می‌رسد که کتیبه‌ها روپوشی داشته‌اند که آن‌ها را از گزند باد و باران حفظ می‌کرده است‌. لوح سمت چپ که کمی بالاتر از کتیبه دیگر در کوه کنده شده‌ است مربوط به داریوش بزرگ هخامنشی است.    

 

 طول آن حدود ۲۹۰ سانتی‌متر، ارتفاعش ۱۹۰ سانتی‌متر و دارای متنی به شرح زیر است: “خدای بزرگ است اهورامزدا، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که شادی را برای مردم آفرید، که داریوش را شاه کرد، شاهی از [میان] بسیاری، فرمانروایی از [میان] بسیاری. مَنَم داریوش، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ سرزمین‌ها[یی] که نژادهای گوناگون دارند، شاه سرزمین دور و دراز، پسر ویشتاسب هخامنشی.”      

 

کتیبه خشایارشا نیز در قسمت پایین همین کتیبه‌است و به طول ۲۷۰ سانتی‌متر و ارتفاع ۱۹۰ سانتی‌متر و متن آن عبارت است از: «خدای بزرگ است اهورامزدا، بزرگ‌ترین خدایان است که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که برای مردم شادی آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بی‌شمار. من خشایارشاه، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ کشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگِ دوردستِ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی.»

فصل زمستان در همدان

شهر بسیار قدیمی همدان وآبادیهای اطراف آن، زمستانی طولانی وخیلی سرد دارد . هوا از اول ماه آذر چنان سرد می شود که مردم ناچارند کرسی بگذارند . در بعضی خانه ها با آنکه بخاری دارند کرسی هم می گذارند زیرا داشتن کرسی از واجبات است و تا زیر کرسی نروند حسابی گرم نمی شوند.
اگر کف اتاق هم سطح زمین باشد وزیر آن زیر زمین یا اتاق دیگری نباشد بهتر آن است که در زمین چاله بکنند.

چون چاله آتش را بهتر گرم می کند اما اگر بخواهند در اتاق های فوقانی کرسی بگذارند ناچار از منقل استفاده میکنند. وقتی هم هوا گرم شد وکرسی را برداشتند ، یک تخته را به اندازه دهانه چاله روی آن می اندازند و اتاق رافرش میکنند .

بعضی ها خاکستر چاله را دور نمی اندازند وبرای سال بعد نگه می دارند زیرا نگاه داشتن خاکستر اجاق وچاله را مایه برکت و شگون می دانند .
در همدان که سرکه های خوب خانگی فراوان است زنان با سلیقه همدانی هنگامی که کرسی گذاشتند کمی سرکه در ظرفی می ریزند وزیر کرسی می گذارند تا بخار سرکه هوای کرسی و دود زغال را بگیرد و سر درد نیاورد .

 
در همدان بچه های کوچک وشیر خواره را که تحمل سرما ندارند روی کرسی می خوابانند تا جای گرم ونرمی داشته باشند وسرما نخورند .
رسم است که شب اول که کرسی می گذارند باید روی آن پلو بخورند به همین جهت شب اول کرسی گذاران در همه خانه ها پلو می خورند و علاوه بر ان ظرفی پر از مویز یا شانی یا هر دو را بر روی آن می گذارند تا دوستان وآشنایان که می آیند بخورند وشادی کنند ومبارک باد بگویند .

در همدان زمستان را به چله بزرگه وچله کوچکه تقسیم می کنند . چله بزرگه چهل روز است واز اول دی شروع می شود وچله کوچکه بیست روز است که از یازدهم تا آخر بهمن ادامه دارد .
چهار روز از آخر چله بزرگه وچهار روز اول چله کوچکه را چار چار می گویند.« ۶ تا ۱۴ بهمن ماه هر سال » در چله کوچگه هوا بقدری سرد می شود که اغلب حوض ها می ترکد .

چله کوچک گفته : اگر عمر من زیاد بود بچه را در گهواره از سرما می کشتم ودست زنان را نیز در تنور خشک میکردم. ده روز که از چله کوچک گذشت کوسه در می آید بعد از آن هم اسفند می رسد که ده روز اولش را اهمن وده روز دومش را بهمن و نه روز آخرش را « آفتاب به هود » می گویند .
چهل وپنج روز که از زمستان می رود نفس دزده می زند وپنجاه روز که گذشت نفس آشکار می زند نفس دزده که میزند یخها از زیر آب می شوند ولی نفس آشکار یخها را از رو هم آب می کند . اهمن وبهمن دو برادرند وآفتاب به هود خواهر آنهاست واین کوسه بچه های ننه پیرزن هستند .

اهمن وبهمن می روند سر کوه هیزم بیاورند اما برنمی گردند بعد ننه پیرزن دخترش را می فرستند او هم می رود وبر نمی گردد آنوقت ننه سرما با اینکه از سرما می لرزد از زیر کرسی بیرون می آید وبه طرف کوه میرود دنبال بچه هایش .
اما آنها را پیدا نمی کند سه روز در کوه می ماند وسرما را زیاد می کند بعد جارویی را آتش می زند ودور سرش می چرخاند ومی گوید « کو اهمنم ؟ کوبهمنم ؟ دنیا راآتش می زنم » آنوقت جارو را پرتاب می کند .

مردم معتقدند اگر جارو به آب افتد سال جدید پر از آب وباران می شود واگر به خشکی بیفتد خشکسالی در پیش است . مردم عقیده دارند شش ، هفت روز اول اسفند هوا گرم می شود وبعد دوباره سرد می شود که به این سرما اجوج ومجوج یعنی یاجوج وماجوج می گویند.

همچنین می گویند پیرزنی شتری داشت شتر آن در سرما آبستن می شود شتر پیرزن در سرما آبستن نشده بود پیرزن وقتی دید هوا گرم شده به سر کوه رفت وگفت: « خداوندا چرا سرما را نگه نداشتی تا شتر من آبستن بشود ؟ »

خداوند سرما را دوباره فرستاد تا شتر پیرزن آبستن شود . این سرمای پیرزن تا عید ادامه دارد همدانیها معتقدند که محل زندگی غول بیابانی سر کوه الوند است و وقتی که هوا مه آلود می شود می گویند غول بیابانی قلیان می کشد تا هوا گرم شود ودرختان میوه بیدار شوند ومیوه دهند .
وقتی آب از نودان می آید ویخ می زند می گویند آب چولور بسته «یعنی قندیل بسته .»
اگر کسی دستهایش را زیاد در آب سرد بزند ویخ کند می گویند دستهایش شده مثه چلور . وقتی کسی در هوای سرد از خانه بیرون بیاید وبخار دهانش یخ ببندد می گویند سرش یا ریشش وسبیلش قرول بسته است .

مثل مشهوری می گوید چهل و پنج زمستان بهتر از چهل وپنج تابستان است .
بیست روز به عید مانده باد نسبتا” گرمی می وزند که به آن شمل بادی می گویند که از زبان او اشعاری می خوانند که یکی از آنها این است شمل بادم ، شمل بادم ، شمل باد غم از دل می برم برف از بیابان
بگردم کوه به کوه ، دره به دره نیلم برف ویخ ما نه یه ذره

در نهاوند: موقعی که باران پائیزی جهت کشت وزراعت می بارد می گویند یک فرزند ومادری که هر دوی آنها اولین فرزند وپدر ومادرشان وبه اصطلاح اهل محل « نور چشمی » باشند باید کله یک الاغی را بشورند واعتقاد دارند بعد از برگزاری مراسم شستن سر الاغ ، حتما” باران خواهد بارید عقیده دیگر آنها این است که دعا کنند ودعای باران بخوانند .

عقیده دیگری نیز دارند که با ریختن آب بوسیله آفتابه در لانه سار باران خواهد آمد . در نهاوند چله بزرگ را آمل ، چله کوچک را ممل و به مادرشان دا میگویند . اگر در چله بزرگ وچله کوچک تگرگ بیاید می گویند چون دا احساس کرده که عمر بچه هایش رو به اتمام است در مرگ انها گردنبند خودش را پاره کرده و سوگواری می کند

مراسمی چون شب زنده داری شب یلدا یا شب چله بزرگ، کوسه گردی یا کوسه گلین،چله کوچک،چهارشنبه سوری و عرفه ازجمله مراسم زمستانی،سمنو پزان و چره گردان ازمراسم فصل بهار،خرمن کوبی وشیرواره از مراسم تابستانی و پاییزانه و قازیان از مراسم فصل پاییز است.
چمچمه خاتون،گاوبر،حشلی محلی از دیگر مراسمی است که برای باران خواهی یا افزایش خیرو برکت محصولات انجام می شود.علاوه بر این مراسم مذهبی چون مراسم سینه زنی و تعزیه خوانی ماه محرم و نیز اعیاد مذهبی و مراسم ماه رمضان و همچنین عید نوروزو آیین های خاص آن،در هر منطقه با توجه به سنت ها و فرهنگ خاص آن منطقه انجام می شود.

 

circulation-in-hamedanنوروز

مردم استان همدان با شروع ماه اسفند به خانه تکانی می پردازند و به استقبال عید وسال جدید می روند.نوروز عملاً از آخرین چهارشنبه سال با افروختن آتش در هر کوی وبرزن آغاز می شود. در این شب مراسم دیگری چوم فالگوش ایستادن- توسط زنان- وقاشق زنی که به صورت پوشیده و پنهان بر در خانه های اهل محل وآشنا صورت می گیرد.فال مهره که با خواندن شعرهای عامیانه ومحلی همراه می شود،از دیگر مراسم چهارشنبه سوری است.

روز عرفه

از دیگر مراسم قبل از تحویل سال،روز عرفه است که در آخرین پنجشنبه سال،اجرا می شود.در این روز مردم با خرما،مویز و حلوا بر سر مزار درگذشتگان می روند و خیرات می دهند

تحویل سال نو

شب عید با آماده شدن سفره هفت سین که عموماً عبارت از سیب، سیر، سبزه سرکه ، سنجد و سماق و آیینه و آب وسکه است،از راه می رسد.در این شب کودکان و نوجوانان مراسم شال اندازی یا شال دورکی را نیز انجام می دهند.
در این مراسم آنها شالی را از لبه بام یا روزنه تعبیه شده در سقف (باجه)به پایین می آویزند و با اشعار یا جملاتی ساده از صاحب خانه درخواست هدیه می کنند.صاحب خانه نیز تخم مرغ،پول و تنقلات و…در شال می پیچد وآن را تکان می دهد تا بالا بکشند.

هنگام تحویل سال،با روشن شدن شمع سفره هفت سین،همه اعضای خانواده گرد سفره جمع می شوند و با خواندن دعای تحویل سال و به جای آوردن نماز حاجت،سال جدید را آغاز می کنند.
پس از تحویل سال معمولاً افراد کوچکتر خانواده به دیدار بزرگان فامیل می روند وآن ها نیز متقابلاً به بازدید آنها می پردازند.دید و بازدید تا روز سیزده فروردین ادامه می یابد.

سیزده به در

روز سیزدهم عید مردم عموماًبرای گردش از خانه بیرون می آیندو به طبیعت روی می آورندو این روز را در باغ و دشت سر می کنند.در این روز برای دور ریختن قضا و بلا،سبزه نوروز را نیز از خانه بیرون می آورند و آن را در آب روان رها می کنند.

روز سیزده به در معمولاً غذا و تنقلات خاص خود را نیز دارد که شامل کوفته و آبگوشت است.مخلفات داخل کوفته شامل خرما،گردو، تخم مرغ،آلو،پیاز داغ و ادویه های مختلف است.با پایان سیزده به در،نوروزه نیز پایان می یابد.
دروغ روز سیزده به در و گره زدن سبزه از دیگر مراسم این روز است.

عزاداری

مراسم عزاداری ماه محرم وصفر در کلیه نقاط استان همدان تقریباً به یک شکل برگزار می شود.مردم استان در ایام محرم،در روزهای تاسوعا،عاشورا،سومین روز شهادت حضرت امام حسین(ع) و روز اربعین با تشکیل دسته های عزاداری به تکرار مرثیه هایی می پردازند که توسط مداحان خوانده می شود.

در هیات های عزاداری نیز به طور عام،از وسایلی چون علم،کجاوه،پالکی،چهل چراغ،پرچم،خیمه گاه،بیرق و گهواره علی اصغربه عنوان نماد عزا و سوگواری استفاده می شود.مراسم شبیه خوانی و تعزیه نیز در روزهای عاشورا و سوم در هر محله و هیات به نوعی اجرا می شود.

دو گروه از دسته های سینه زنی قدیمی همدان معروف به حیدری ها و نعمتی ها مربوط به دو محله قدیمی همدان،یعنی محله جولان و امامزاده یحیی هستند.هریک از این دوگروه دارای مراسم ویژه ای بودند.آن ها در روز عاشورا در محله جولان به اجرای مراسم عزاداری می پردازند و در سوم شهادت امام حسین (ع) از محله امامزاده یحیی بیرون می آیند.

 مراسم ازدواج

مراسم ازدواج همدان در گذشته شامل موارد خاصی بود که امروزه بیشتر آنها تقریباً منسوخ شده است.این مراسم با خواستگاری (خازمنی کنان) شروع می شد و پس از آن نوبت بله برون،رخت بران،حنابندان،رخت داماد،عقدکنان و گرداندن عروس،شب عروسی وپاتختی روز بعد از عروسی و داماد سلام بود.هریک از این مراسم به تبعیت از سنت های هر روستا یا شهر انجام می شد.

خواستگاری:برای انجام مراسم خواستگاری چند نفر از بزرگان به خانه عروس می روند و مساله خواستگاری را مطرح می کنند.

بله برون:بعد از مراسم خواستگاری و دریافت جواب مثبت،تعدادی از فامیل درجه یک به خانه عروس می روند و در مورد تعیین مهریه و چگونگی برگزاری مراسم و نوع و مقدار خرید برای عروس صحبت می کنند و به توافق می رسند.

رخت بران: چند نفر از زنان فامیل برای اندازه گیری و دوختن لباس رای عروس به خانه عروس می روند و مقدار زیادی پارچه و شیرینی های مختلف چون نقل و نبات همراه می برند.

حنابندان:یک شب قبل از عروسی وبا شرکت جوانان فامیل برگزار می شود.عروس از این حنا به دست تمام مدعوین می زند.

رخت داماد:صبح روز عروسی تعدادی از جوانان پسر و دوستان داماد به گرد وی جمع می شوند و تحفه ها و لباسهایی را که از طرف خانواده عروس برای او فرستاده شده،به داماد نشان می دهندو از میان لباس دامادی را به تن او می کنند.

عقد کنان:مراسم عقدکنان قبل از عروسی بر سر سفره عقد انجام می شودو تعدادی از دختران مجرد سفره ای بربالای سر عروس می گیرند و بر سر عروس قند می سابند و آرزوی برکت وشیرینی برای زندگی آینده عروس می کنند.

عروس چرخان:شب عروسی تعدادی از بزرگان و فامیل داماد به خانه عروس می روند و دو نفر از بزرگان ،عروس را از زیر قرآن رد می کنند و با صلوات از خانه بیرون می آورند و با شادی و سرور به خانه بخت می برند.

پاتخت:فردای روز عروسی فامیل و زنان کهنسال عروس به دیدن او می روند و تحفه هایی را که تدارک دیده اند به عنوان هدیه برای عروس می برند.همچنین مرسوم است که از طرف خانواده عروس شیرین پلو و شیرینی برای عروس برده شود.

داماد سلام:چند روز بعد که معمولاً بین ۱۰ تا ۱۵ روز است،خانواده عروس،زوج جوان را به عنوان پاگشا به خانه خود دعوت می کنند.در این مهمانی هدیه ای به آنها تقدیم می شود.

شب هفت نوزادان:از جشنهای بسیار مرسوم در سطح استان جشن شب هفت نوزاد می باشد . این مراسم همراه با میهمانی برگزار می شود . به هنگام اذان مغرب ، اذان و اقامه را همراه با شهادتین در گوش نوزاد می خوانند و نامهایی را که برای او برگزیده اند در لای اوراق قرآن کریم قرار داده و سپس اسمی را که از لای ورق قرآن مجید بیرون آید ، روی نوزاد می گذارند.

  غذا های سنتی

الگوی خوراک و مواد غذایی تشکیل دهنده آن تابع انواع محصولات کشاورزی و بومی موجود در منطقه است. در رژیم غذایی استان همدان معمولاً محصولات کشاورزی به صورت خشکبار و تازه استفاده می شود. انواع آش شامل بروش، تله کنجی، تاماشی، سرکوله، آبگوشت،بخچه گوشت،چنجه، نان شامل گرده، کاک، کولره، ساجی و فتیر و اقسام شیرینی ها مانند برساقی، سوجوق، باسوق، واگردک و پیکه چو و مرباها و ترشی ها نشان دهنده تنوع غذایی مردم استان است.

ورزش باستانی و زور خانه ای

منش و خصلت پهلوانی و جوانمردی همواره در فرهنگ ملی ایرانیان جایگاه ویژه ای داشته. و این خصلت در ورزشهای زورخانه ای نیز تجلی یافته است. دراین رشته ورزشی مرشد ها به طور سنتی در زورخانه ها برای ورزشکاران ضرب می نوازند و علاوه بر اشعار فردوسی در مدح علی ( ع ) نیز مداحی می کنند. این ورش ملی، مذهبی و سنتی دارای آداب و روسوم و اصطلاحات خاصی است، که فقط به ذکر آنها بسنده می گردد مانند : ورزش باستانی، زور خانه، سردم، مرشد، پهلوان، نوچه، نوخواسته، پیش کسوت، و دارای وسایلی است مثل: میل، تخته شنا، کباده، سنگ، لنگ، شلوار کشتی وبازو بند. ورزش باستانی دراستان همدان نیز دارای سابقه دیرینه ایست. و همیشه خاستگاه پهلوانان وارستهای بوده است.

مانند : فیله همدانی، علی میرزای همدانی، احمد کوهکش، سید احمد بطحایی، عزت الله گودرزی، پدر پهلوان علی اصغر گودرزی، پهلوان فتحعلی، پهلوان سید میرزا آقا سجادی ، پهلوان حاج مهدی بکتاشی، سید حجت تویسرکانی و … در حال حاضر شهر همداندارای پنج زورخانه و در هر یک از شهر ستانهای تابعه نیز، دارای یک یا دو زورخانه فعال می باشند.

پوشاک استان شامل تن پوش،سرپوش و پای افزار است.با این که چهار محور فرهنگی در استان همدان قابل تمیز است،اما انواع و شیوه های پوشاک زنان و مردان اغلب مشابه است.بافت پارچه وکفش به ویژه گیوه قبل از ورود اجناس خارجی یا انواع کارخانه ای آن در روستاها و آبادی های استان متداول بود و به خصوص گیوه های شهرستان ملایر که “آجیده” نام دارد،از دست بافته های شاخص استان محسوب می شود.

پوشاک مردان

سرپوش:شامل انواع کلاه های پشمی و نخی است که در طرح های گرد وساده و رنگ های نخودی،خاکستری و مشکی دیده می شود. کلاه نمدی یاکلاو کرکی،لنگی یا شاپو،بخارایی،گنجه بورک،دری بورک و ایپ بورکی سرپوش های مردانه است که به فراخور فصل،کار و مناسبت های مختلف،به سر گذاشته می شود.

تن پوش:عمده ترین تن پوش مردانه که در تمام مناطق استان به نام های مختلف دیده می شود،”کونیک” است که در زبان کردی “کراس” خوانده شده وپیراهنی است که با یقه آخوندی که بلندای آن تاپایین کمر می رسد وجلوباز است.این تن پوش اغلب ازجنس کرباس است.جلیقه،سرداری،شلوار یا شووال،دن یا قوا،و کرک از دیگر تن پوش های مردانه محسوب می شود.

پاپوش:پای افزارهای مردان در گذشته که محصولات دیگر نقاط کشور کم تر به استان راه می یافت،عبارت بود از چاروق که در شهر اسدآباد به آن “آجی” می گفتند و رویه و کف آن از چرم گاو بود،گیوه یا “کلاش” که در نواحی ترک نشین به آن “تخته جوراب” نیز می گفتند ورویه آن نخی و کف آن از چرم بود و گاه به جای چرم از  پارچه های کهنه فشرده نیز استفاده می شدو “گالش” که اغلب در فصل زمستان استفاده می شد.گالش امروزه نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

  پوشاک زنان

سرپوش:سرپوش های زنانه شامل چارقد،روبند،عرقچین و”کل ایاغی” یا”شده” بود.

چارقد:چارقد درمناطق کردنشین استان چون اسدآباد و تویسرکان “سربین” یا “سرکی” نامیده می شود و از جنس متقال،نجمه،اطلسی وابریشم است.چارقد معمولاً به رنگ مشکی با گل ها یا خطوط قرمز است.

روبند:از روبند امروزه بسیار کم استفاده می شود،در حالی که در گذشته اغلب زنان هنگام آمد وشد در مناطق شلوغ از آن استفاده می کردند.

عرقچین:عرقچین کلاه زنانه ای از جنس متقال یا مخمل بود که در رنگ های سفید یا مشکی مورد استفاده زنان قرار می گرفت.زنان با ذوق روستایی گاه دور عرقچین های خود را با سکه یا اشرفی تزیین می کردند.

“شده”:نوع دیگری از سرپوش زنانه است که امروزه به خصوص در مراکز شهری استفاده نمی شود.جنس آن از ابریشم و رنگ آن اغلب قرمز است ومعمولاً زنان مسن آن را به سر می کنند.

تن پوش

کونیک:تن پوش زنان استان همدان در گذشته نه چندان دور از پیراهنی آستین دار و جلوبسته تشکیل می شد که بلندی آن تا پایین کمر بود.یقه این پیراهن اغلب گرد بود و در جلوی سینه سه دکمه داشت.به این پیراهن “کونیک”یا “کراس” می گفتند.زنان جوان یا افراد متمول روی کراس جلیقه یا کلنجه هایی برتن می کردند که اغلب ازجنس ساتن یا مخمل بودو حاشیه های آن را بانوارهای رنگی و سکه تزیین می شد.

تومبان:تومبان یا”پاتول” را زنان زیر دامن های چین دارکوتاهی به نام شوال قری یا قرقره تومبان،می پوشیدند.جنس تومبان قری متقال یا گودری بودو در رنگ های سفید یا آبی استفاده می شد.

آرخالق:درفصول سرد،زنان کت های مردانه را که معمولاًپشمی یا مخملی است،برتن می کردند.این کت ها که آرخالق نامیده می شود هنوز هم از سوی روستاییان همدان مورد استفاده قرار می گیرد.

دوش لوق:دوش لوق پیش بندی از جنس متقال است که هنگام کار در مزرعه یا فعالیت های دامداری استفاده می شود.

پاپوش

بوتون:بوتون،پای افزاری زنانه که تمام قسمت های آن از جنس چرم است.این پای افزار جرباشماق،نلک وپاله نیز نامیده می شد.

ساغری:نوع دیگر پاپوش زنان ساغری نامیده می شد.ساغری رویه ای بافته شده از ریسمان و کفی چرمی داشت.

ارسی:ارسی پای افزاری پاشنه دار بود و شکل رسمی تری داشت و اغلب در مراسم و مناسبت ها پوشیده می شد.

گالش:گالش در زمستان یا هنگام کار مورد استفاده قرار می گرفت.امروزه زنان روستایی و شهری پای افزارهای تقریبا مشابه و منطبق بر مدل های روز به پا می کنند.

با توجه به حضور اقوام مختلف در این استان،پراکندگی زبان ها و لهجه های گوناگون در سطح استان به خوبی مشاهده می شود؛
زبان فارسی:اغلب ساکنان مرکز استان به زبان فارسی تکلم می کنند.
زبان آذری:اغلب ساکنان شمال غرب استان،به ویژه در شمال و غرب به زبان ترکی سخن می گویند.
گویش لری ولک:ساکنان ملایر،نهاوند وسامن به این گویش ها تکلم می کنند.
گویش کردی:اغلب ساکنان شمال غرب و غرب استان که در مجاورت استان های کرمانشاه و کردستان قرار دارند به زبان کردی صحبت می کنند.

 

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here