
اختلال اضطرابی شایع در کودکان
همین که تصمیم می گیرید کودکتان را به مهدکودک یا مدرسه بفرستید یا حتی برای چند ساعت پیش یکی از اقوام بگذارید، شروع می شود. کودک به هر کاری متوسل می شود تا شما را از این کار منصرف کند. گریه می کند، داد می زند، حتی سردرد و سرگیجه سراغش می آید تا شما او را رها نکنید. شاید در این مواقع با خودتان بگویید که «داره خودشو لوس می کنه!» و بدون توجه به علائمی که نشان می دهد او را در موقعیت رها کنید، اما واقعیت این است که او دچار اضطراب شده و نمی تواند کنترلی بر این اضطراب داشته باشد. اگر فکر می کنید استرس و اضطراب فقط به دنیای بزرگ ترها تعلق دارد، اشتباه می کنید.
اضطراب سراغ بچه ها هم می رود!
این اختلال چیست؟
اضطراب یک احساس ناخوشایند و مبهم هراس همراه با منشایی شناخته یا ناشناخته است که با عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیک در برابر موقعیتی که استرس زا بوده اتفاق می افتد. اضطراب جزئی جدایی ناپذیر از زندگی طبیعی دوران کودکی است و گاهی حتی برای رشد کودک آسیب می زند و موجب بروز اختلال در او می شود. اختلال اضطرابی یکی از اختلال های شایع دوران کودکی و نوجوانی است که می تواند زمینه برخی اختلال های دیگر را هم فراهم کند. این مدل اضطرابی از برخی جهات در کودکان و بزرگسالان متفاوت است.
علل اضطراب چیست؟
تاکنون چند علت برای این مشکل شناخته شده است. یکی از عوامل، زیست شناختی و فیزیولوژیک است مثل کم کاری یا پرکاری هورمون ها در بدن، کمبود قند خون یا بی نظمی در ضربان قلب، کمبود برخی اسیدهای آمینه، منیزیم، اسید فولیک و B12 هم می تواند بر اضطراب اثر بگذارد. در این حالت فیزیک زیستی کودک به هم می ریزد و زمینه اضطراب او را فراهم می کند. عوامل محیطی و خانوادگی و فشارهایی که در محیط خانواده و مدرسه بر کودک وارد می شود، یکی دیگر از علل بروز اضطراب است. ضمن اینکه عوامل ژنتیک هم در بروز این اختلال موثرند. عوامل الگویی و یادگیری اجتماعی و البته همنشینی با افراد مضطرب هم می تواند باعث بروز اضطراب در کودک شود.
علائم اضطراب کدام است؟
برخی از علائم فیزیکی و روانی اضطراب در کودکان شامل احساس خستگی، عصبی بودن و بی قراری، ترس و نگرانی، بی خوابی یا بدخوابی، تپش قلب و تنفس نامنظم و سریع، عرق کردن، سردرد و سرگیجه، مشکل در تمرکز و حافظه، لرزش یا پرش عضلات و تکرر ادرار است. البته علائم روانی این اختلال به زمینه بروز اضطراب هم بستگی دارد. واقعیت این است که از ۹ ماهگی کودک می تواند اضطراب را درک کند و اگر فشار در خانه یا محیط زندگی کودک باشد می تواند او را مستعد ابتلا به اضطراب کند.
انواع اختلال اضطرابی
کودکان ممکن است انواع اختلال های اضطرابی را تجربه کنند؛ که برخی از آنها در زیر نام برده شده است. اضطراب فراگیر و منتشر شده که در آن کودک دائم نگران است، مثلا با دیدن مرگ یکی از اقوام مدام نگران است که والدینش هم بمیرند. اختلال هراس خاص یکی دیگر از انواع اختلال است که باعث می شود کودک از مواجهه با موقعیت یا شی ترسناک اجتناب کند. اختلال هراس اجتماعی در دوران کودکی و اوایل دوران جوانی زیاد دیده می شود. در این اختلال کودک از صحبت در جمع اجتناب می کند، لزرش صدا دارد و از محیط های اجتماعی دوری می کند. دیگر انواع اختلال ها شامل اختلال وسواس فکری و عملی، اختلال استرس پس از سانحه، هراس از مکان های باز، اختلال استرس حاد، اختلال اضطراب جدایی و اختلال پانیک است. در همه این موارد اضطراب وجه مشترکی است که به صورت یک واکنش رفتاری بروز می کند.
اختلال اضطرابی شایع در کودکان

شاید شما هم با کودکانی مواجه شده باشید که بیش از حد نگران، استرسی، دلواپس و ترسخورده باشند. کودکانی که انگار منتظرند هر آینه اتفاق بدی برای خودشان، پدرومادر و اطرافیان بیفتد، از تمام وقایع بدترین اتفاقات را انتظار میکشند و بدون اینکه مشکلی وجود داشته باشد، نگران هستند. این کودکان دچار یکی از انواع اختلالات اضطرابی هستند.
با دکتر الهام روحی، روانپزشک کودک و نوجوان، در این مورد مشورت میکنیم. او در تعریف این نوع از اختلال میگوید: اختلال اضطراب منتشر، اضطراب و نگرانی بیش از حد در حیطههای مختلف زندگی را شامل میشود. به طوری که کودک در مورد سلامت خود و اطرافیان نگران است، در سوء عملکرد خود، احتمال بروز خطر برای خود و اطرافیان نگران است. ترس از گم شدن، دزدیده شدن، بیمار شدن، انجام ندادن درست تکالیف، مورد توبیخ واقع شدن و… دارد. اختلال اضطراب منتشر شایعترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی است که حدود ۳۰ درصد مبتلایان به طور همزمان اختلالات دیگر اضطرابی یا افسردگی دارند.
عوامل بوجود آورنده این اختلال

دکتر روحی درباره عوامل به وجود آورنده چنین اختلالی میگوید: عوامل مختلفی در بروز این اختلال موثرند. از جمله:
۱) ژنتیک که در یکسوم موارد موثر است.
۲ ) خصوصیات مزاجی کودک از قبیل کمرویی زیاد یا کنارهگیری در موقعی چرا تهای ناآشنا.
۳) کیفیت دلبستگی به مادر مثلا مادر مضطربی که دلبستگی ناایمن را در کودک ایجاد میکند.
۴ ) ترسهای زندگی بیرونی مثل مرگ یکی از بستگان، بیماری کودک، تغییر در محیط کودک مثل نقل مکان یا تغییر مدرسه.
۵ ) یادگیری از والدین ترسو یا والدینی که به ترس کودک با خشم شدید پاسخ میدهند.
۶ ) والدینی که با مبالغه در مورد خطرات، اضطراب را به کودکشان میآموزند. از جمله علل ایجاد این اختلال هستند.
این روانپزشک کودک و نوجوان درباره علائم بروز این اختلال و عوارضی که در کودک ایجاد میکند، توضیح میدهد: کودک دچار بیقراری، ضعف تمرکز، عصبانیت و تحریکپذیری، تنش عضلانی و اختلال در خواب میشود. کابوس و مشکل به خواب رفتن یا حفظ تداوم خواب دارد و خوابش رضایتبخش نیست. علائم جسمانی نیز ممکن است بروز کند. از قبیل تپش قلب، تهوع، علائم گوارشی و دردهای مختلف بدنی. این علائم اگر حداقل ۶ماه طول بکشد، مطرح کننده این اختلال خواهد بود. این اختلال معمولا سیر مزمن و طول کشندهای دارد.
سیر بیماری چگونه است؟
الهام روحی، با بیان اینکه بسته به شدت آسیب و اختلالات هیجانی درونی قبلی کودک، سیر اختلال متفاوت است، اعتقاد دارد که: در موارد خفیف ممکن است علائم یک تا دو سال ادامه یابد و کمکم کاهش پیدا کند. اما در موارد شدیدتر علائم ممکن است سالها باقی بماند و در درصد کمی فروکش کند.
او اضافه میکند: کودکان دچار PTSD شدید مستعد عوارضی مثل کاهش ضریب هوشی و تغییرات ساختمانی در مغز هستند. در کودکانی که مورد ضرب و جرح فیزیکی شدید قرار گرفتهاند، بروز افسردگی، افکار و رفتار خودکشی در خود و فرزندان آینده آنها بیشتر خواهد بود.
شیوع در چه سنی است؟
سین شیوع خاصی نمی توان برای این اختلال در کودکان درنظر گرفته. همان طور که گفته شد کودک از ۹ ماهگی واکنش های محیطی را درک می کند و آمادگی دچارشدن به اضطراب را دارد. بیش از ۱۰ درصد این گروه سنی در مقطعی از رشد دچار این اختلال می شوند. به عنوان مثال اضطراب جدایی بین ۹ تا ۱۸ ماهگی به اوج خود می رسد و تا حدود ۲٫۵ سالگی کاهش می یابد. مثلا اختلال اضطراب جدایی، اختلال اضطراب فراگیر و جمعیت هراسی در کودکان و نوجوانان بسیار به هم مرتبطند زیرا در اکثر کودکان اگر یکی از این دو اختلال نیز وجود دارد. این اختلال اضطراب شایع ترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی است اما در ۳۰ درصد موارد کودک متبلا به اختلال اضطراب فراگیر به طور همزمان مبتلا به دو اختلال دیگر هم هست.

راه های تشخیص کدام است؟
کودکی که برای خوابیدن ترس دارد، در خوردن غذا مشکل دارد، مدام دلش درد می کند یا نمی خواهد به مدرسه برود و شب ها هم کابوس می بیند، اگر به مدت ۴ هفته این علائم را همراه با علائمی مانند سردرد و دل درد داشته باشد، دچار اختلال اضطرابی است و باید تحت نظر روان پزشک و روان درمانگر قرار گیرد. به طور کلی یکی از ملاک های تشخیصی طول مدت اختلال است که حداقل ۴ هفته است و همراه با اضطراب شدید و از لحاظ رشدی نامتناسب در مورد جدایی از خانه بروز می کند.
درمان از چه راههایی ممکن است؟
دکتر الهام روحی، روانپزشک کودک و نوجوان در نهایت درباره راههای درمانی این اختلال میگوید: بلافاصله بعد از مواجهه با حادثه آسیبزا کودک تشویق میشود تا در محیطی حمایتی حادثه و جزییات آن را توصیف کند. این امر که مداخله در بحران نامیده میشود، با آموزش در خصوص کنترل هیجانات بیمار همراه است که توسط مشاور انجام میگیرد. درمانهای دارویی خاص نیز در مراحل اولیه بروز حادثه موثر هستند. ولی در صورت تداوم علائم علاوه بر درمانهای شناختی، رفتاری درمان دارویی مفید خواهد بود
به او بیاموزیدکه با ترسهایش روبرو شود نه اینکه از آنها فرار کند
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ضمیمه خانواده روزنامه اطلاعات، انسان از موقعیتهایی که از آنها اجتناب میکند، ترس دارد، این اجتناب از موقعیتهای اضطراب زا خودش باعث ایجاد اضطراب میشود. وقتی کودک با ترسهایش روبرو میشود، یاد میگیرد که اضطراب به طور طبیعی با گذر زمان کاهش پیدا میکند.
بدن انسان نمیتواند برای طولانی مدت مضطرب باقی بماند بنابراین مکانیزمی وجود دارد که پس از مدتی باعث آرامش میشود.معمولا اضطراب بعد از بیست تا چهل دقیقه فروکش میکند.
به او بیاموزید انسان کاملی نبودن اهمیتی ندارد
خیلی از والدین گمان میکنند موفقیت در ورزش، درس و یا هنر بسیار اهمیت دارد. اما آنها فراموش میکنند کودک باید تجربههای منحصر به فرد کودکی خودش را داشته باشد.
اگر برای کودکمان نمره شانزده نمره قابل قبول اما کافی نباشد، مدرسه برای او فقط جایی برای نمره گرفتن میشود نه جایی برای آموزش و لذت از آموزش. این به این معنا نیست که نمره عالی گرفتن و نفر اول بودن اهمیتی ندارد، بلکه مهمترین موضوع تشویق کودک برای تلاش است و البته در عین حال باید بدانید که پذیرفتن اشتباه و غلطهای جزیی او امری طبیعی است.
بر نکات مثبت توجه بیشتری داشته باشید
گاهی اوقات کودک مضطرب و نگران در افکار منفی و انتقاد از خود غرق میشود. ممکن است او در مورد اتفاقات آینده بیشتر بر نیمه خالی لیوان تمرکز کند. هرچه شما بیشتر بتوانید بر افکار مثبت کودکتان و نکات خوب موقعیت تمرکز کنید، کودک شما نیز میتواند نکات مثبت را ببیند و به آنها توجه کند.
برای فعالیتهای آرامش بخش برنامهریزی کنید
کودکان احتیاج به فعالیتهای آرامش بخش دارند و باید کودکی کنند. اما گاهی فعالیتهای جالب مانند ورزش میتواند بیشتر جنبه قهرمانی و پیروزی به خود بگیرند.
پس باید مطمئن شوید کودکتان فقط برای لذت و سرگرمی بازی میکند. این نوع فعالیتها میتواند برنامه ریزی روزانه برای بازی با اسباب بازی یا یک ورزش، یوگا، نقاشی یا معاشرت با دیگر کودکان باشد.
برای کودکتان الگوی رفتار مناسب، اهمیت به خود و مثبت اندیشی باشید
کودک معمولا رفتار والد را تقلید میکند. بنابراین اگر شما از موقعیتهای اضطراب زا اجتناب کنید، کودکان نیز از شما تقلید میکنند. اگر شما با ترسهایتان روبرو شوید، او نیز همین کار را میکند.
اگر شما به خودتان اهمیت بدهید و برای نیازهایتان وقت بگذارید، او هم از شما تقلید میکند. پس اگر میخواهید کودکی سالم از نظر روان داشته باشید خود شما نیز باید به روان خود اهمیت بدهید.
رفتارهای شجاعانه کودکتان را تشویق کنید
اگر کودک با ترسهایش روبرو شد، این کار او را تشویق کنید. این تشویق میتواند یک آغوش، یک استیکر و یا یک جایزه کوچک باشد. اما شما هیچگاه نباید از قبل برای کودک جایزهای تعیین کنید. اگر رفتار مناسب کودکتان در مقابل ترسهایش با تشویق همراه باشد، او برای ادامه این رفتار دلگرمتر میشود.
خواب مناسب را جدی بگیرید
برای کودکتان زمان خواب منظمی در نظر بگیرید و بر آن پافشاری کنید. این کار به کودک شما کمک میکند تا خواب کافی داشته باشد و بدون استرس به خواب برود و یا از خواب بیدار شود.
کودک را تشویق کنید که اضطراب خود را بازگو کند
اگر کودکتان با شمااز ترسها و اضطرابهایش حرف زد به او نگویید «مشکلی نیست» یا «نه تو نمیترسی.» این کار به کودک شما کمکی نمیکند بلکه باعث میشود کودکتان فکر کند که به او گوش نمیکنی یا او را نمیفهمی. به جای این کار میتوانید بگویید «بله، به نظر میرسد که ترسیده ای. نگران چه چیزی هستی؟» بعد میتوانید در مورد احساسات و ترسهایش با او صحبت کنید.
به او کمک کنید که مشکلش را حل کند
وقتی که به کودکتان اطمینان میدهید که او را میفهمید و به حرفهای او گوش میدهید، باید این کار را با کمک برای حل مشکل واقعی او تکمیل کنید. باید به او کمک کنید که راه حلهای مختلفی برای مشکلش پیدا کند. اگر کودکتان خودش میتواند راه حل خوبی برای مشکلش پیدا کند که عالی است. در غیر این صورت میتوانید در این کار او را یاری کنید.
آرام باشید
بازخورد کودک به موقعیتها معمولا بر اساس مشاهده والدین است. حتما بارها کودکی را دیدهاید که بعد از زمین خوردن به پدر و مادرش نگاه میکند و بعد عکس العمل نشان میدهد. کودکان در هر سنی به احساسات والدینش توجه میکنند و معمولا واکنش او منطبق با رفتار والدین است. اگر شما مضطرب باشید، کودک نیز مستعد اضطراب بیشتری است.اگر میخواهید اضطراب و استرس کودکتان را کاهش دهید خودتان نیز باید آرام باشید. شما باید با صدای آرام صحبت کنید، صورت شما آرام باشد و رفتار آرامی داشته باشید.
با کودکتان تمرینات آرامش بخش انجام دهید
گاهی چند تمرین آرامش بخش ساده میتواند راهکار کاهش اضطراب کودکتان باشد. این کار میتواند چند نفس عمیق باشد و یا میتوانید از کودکتان بخواهید به چیزی که دوست دارد مثل قدم زدن در ساحل فکر کند. میتوانید از او بخواهید چشمانش را ببندد و به یک صدا، بو و یا تصویر فکر کند.
مثلا از او بخواهید که چشمانش را ببندد و به ساحل و بوی دریا فکر کند و شنها را در زیر پاهایش تصور کند، به صدای مرغان دریایی و صدای موجها فکر کند. اگر این کار برای او اثر داشت میتوانید از او بخواهید خودش در زمان اضطراب این تمرین را انجام دهد.
تسلیم نشوید
اضطراب و استرس میتواند یک درگیری مزمن شود و موضوع اضطراب زا میتواند تغییر کند اما او ممکن است دایم برای چیزهای متفاوتی احساس اضطراب کند.
آنچه از نظر علمی واضح است اضطراب و استرس درمان پذیر است پس آنچه اهمیت دارد این است که تسلیم نشوید پس اگر اضطراب کودکتان حاد شد حتما به روان پزشک کودک مراجعه کنید.


















