درمان خیالبافی در کودکان

درمان خیالبافی در کودکان
دقیق نمی توان گفت کودکان از چه سنی خیال بافی می کنند اما قبل از سنین سه هم برای خود دنیایی دارند و در آن دنیا برای خود فتح و شکستی را تصویر می کنند. در ادامه با ما همراه باشید.
 
 
کودکان شش تا نه ساله خیلی خیال بافی می کنند. آن ها احساس می کنند که میتوانند به همه ی خواسته هایشان برسند. اگر چه آن ها در این سنین تا حدی یاد گرفته اند که منطقی فکر کنند ولی باز فقط زمان حال را درک می کنند و درک درستی از آینده و گذشته ندارند.
مثلا اگر کودکی اسکی روی یخ بازی می کند ، احساس می کند که میتواند یک اسکی باز مشهور شود.
بچه ها در مورد آینده نیز فکر میکنند ولی نگرش آن ها در مورد آینده با نگرشی که ما بزرگترها داریم کاملا متفاوت است. آن ها نمیتوانند خودشان را جای کسی که سخت تلاش کرده و به چیزی رسیده است ، بگذارند.
آن ها به توانایی ها ، وقت ، پول و محدودیت های دیگری که در راه رسیدن به موفقیت های گوناگون پیش روی خودشان دارند فکر نمی کنند.
fantasy-treatment-in-children
آن ها فقط خوش بین هستند که وقتی بزرگ شدند انسان موفقی باشند. وقتی کودک از آرزوهای بلند و بالایش برای شما حرف می زند ، تلاش نکنید او را اصلاح کنید و به او بگویید آرزوهایش محال است.مثلا اگر کودک شما دوست دارد هنر پیشه شود ف به او از سختی های این کار نگویید چون ممکن است کودک ناگهان شروع به گریه کردن بکند.
به اعتماد به نفس فرزندتان احترام بگذارید و ببینید طرز تفکر او چگونه است و او به چه چیزهایی فکر می کند.
اگر کودک به شما می گوید که میخواهد فرد ثروتمندی شود ، از او بپرسید می خواهد ثروتش را در چه راهی خرج کند.احتمالا او به شما می گوید که میخواهد چه چیزهایی را بخرد و یا به چه کسانی کمک کند. مثلا کودکی که در این باره با پدرش حرف می زد ، به او گفت که می خواهد با پول و ثروتش پارک بزرگی برای بچه های معلول بسازد.
دوران کودکی بسیار کوتاه است و به سرعت می گذرد. با گذشت زمان کودک خودش به محدودیت هایی که برای رسیدن به آرزوهایش دارد ، پی می برد و  می فهمد در این دنیا چه قوانینی وجود دارد.
وقتی او با واقعیت های زندگی رو به رو می شود ، حقایق را می پذیرد. بنابراین سعی نکنید دنیای تصورات کودکتان را خراب کنید ، بلکه به آرزوها و رویاهای او گوش کنید.

 

معـــــــرفی خیالبافی

افسانه بافی را عبارت می دانیم از حالتی که در آن فرد با سر هم کردن مقداری از مسائل بی سر و ته و روی هم کردن توهمات و خیالات سعی دارد چیزهایی را که واقعیت ندارند ساخته و به صورت قصه و داستانی آن را مطرح نماید. آنچه را که او می گوید زائیده تخیل و اوهام و حتی شبیه نوعی هذیاناست.

ولی او آن ها را به عنوان امور واقعی و جدی عرضه داشته و به خورد دیگران می دهد. او گاهی خود را در ورای محیط و منطقه خود می بیند و زمانی در حال پرواز در آسمان هاست و هر چه که به صورت غیر عقلانی و غیر ارادی در ذهنش خطور کند عرضه می دارد.

آن ها در وضع و شرایطی هستند که بین واقعیت و خیال را فرق نمی گذارند و در صورت های حاد چنان به نظر می رسند که گویی دیوانگانی هستند که هذیان گویی عادتشان شده است. کسانی که برای اولین بار با آن ها برخورد دارند شاید متوجه حالات شان نشوند ولی در همان دقایق و ساعات اول برخورد متوجه این امر می شوند که با فردی غیر عادی تماس دارند.

مشکل ساز می ­شود که از آن به عنوان یک مکانیسم دفاعی برای انجام ندادن تکالیف مدرسه و وظایف شخصی استفاده شود.
fantasy-treatment-in-children
علل خیالبافی کودکان
  • محرومیت شدید در مسیر زندگی
  • عدم توجه کافی از سوی والدین
  • اضطراب
  • حقارت
  • تنبیه کودک
  • ترس از چیزهای مختلف
  • ناکامی و سرخوردگی
  • شیوه فرزندپروری نادرست
  • نداشتن سرگرمی و اشتغال مورد علاقه
  • احساس گناه
  • انزوا
  • فقر و ناداری
  • حسادت و بدخواهی
  • نبودن تربیت صحیح
  • اختلال روانی
علائم خیالبافی کودکان
  • در تصور خود را جای افراد دیگر قرار دادن
  • صحبت کردن با خود
  • به وجود آوردن ترس های خیالی برای خود
  • پرخاشگر و انتقام جو
  • تصور کردن خود در عالم خیال
  • سعی در جبران ناکامی ها در خیال
  • علاقه مند به صحنه های هیجان انگیز و رقت آور
  • احساس گناه
  • دروغگویی
  • عدم مهارت ارتباطی
  • ناتوانی در مواجهه شدن با مشکلات و مسایل
  • خجالتی بودن
فواید خیالبافی :
 
بر خلاف اندیشه شایع خیالبافی در مواردی می تواند مفید باشد تا حدی که عده ای آن را عادت بد و یا نشانه اختلال هیجانی نمی دانند و معتقدند حالت عادی هشیاری است.
فواید آن :
 
– پاره ای از تمایلات او ارضا شده تلقی می شود و زمینه برای تخلیه هیجانات فراهم است.
 
– گاهی کودک در سایه خیالبافی خود را به لذایذ می کشاند و خود را به هدف رسیده تلقی می کند.
 
– خیالبافی گاهی به کودک آرامش و سکون می دهد زیرا عالم خیال محدودیتی ندارد و آدمی در پرواز خیال خود را اقناع می کند مثلاً خود را در خلال جشن و برنامه حاضر می بیند و احساس اقناع می کند.
 
– خیالبافی بهانه ای است برای کاهش اضطراب و اهر کردن احساس حقیقی و رفع تعارض.
 
– وسیله خوبی برای گذراندن وقت برای کودک است و زمان آن برای طفل لذتبخش است.
 
– عامل نجات از رنج و آلام و احساس بی کفایتی است.
 
– اگر جهت پیدا کنند شاعران و نویسندگان خوبی می شوند و آثار خلاقه از خود بروز می دهند .
 
– در حل عقده های روانی کمک کار خوبی برای کودک است.
 
– و بالاخره راه مفری قوی برای کودک است و او در شرایط ناکامی راهی می یابد که خود را از شرور و گرفتاری ها دوز سازد.
 fantasy-treatment-in-children
جلـــــوه های آن
افسانه بافی در کودکان جلوه هائی دارد که جنبه های مشهود آن به قرار زیر است:

ــ پرحرفند و پرسخن و دائما” در حال قصه سازی و شرح آن هستند. برای هر مسئله ای که بشنوند شروع به خیالبافی کرده و سعی دارند آن را با شرح و بسط عرضه بدارند.ـ

ـ تحریک پذیرند به گونه ای که هر پدیده موجود در دور و بر می تواند آن ها را به راه اندازد و خیالبافی شان را تقویت کند. بر اساس آن سعی دارند مسئله ای را در ذهن پرورده و با الفاظ و در قالب های خاص آن را بیان دارند و نمونه این تحریک روحی در دیوانگان مشاهده می شود و حاصل آن بی اختیاری در سخن است.
ــ کوششی در آن ها ملاحضه می شود که گفته های خود را منطقی نشان می دهند و این در جدی نشان دادن داستان کوئی های او کاملا” به چشم می خورد.
ــ اگر صحنه ای را ببینند برای آن شاخ و بالی درست کرده و بزرگش می سازند و شروع به بافتن کرده و می کوشند آن را به گونه ای که فرد در ماهیت صدقش تردیدی روا ندارد عرضه دارند و در این کار برخی از کودکان ماهرند.
ــ در عالم خیال می سازند، ویران می کنند، انرژی مصرف می کنند و همین امر و حالت را با لذت عرضه دارند و به آن دلخوش می شوند.
ــ تفسیرهایشان به زندگی و مباحث آن فانتزی است، اسنادی را که او عرضه می دارد مخدوش است ولی افراد ظاهربین و ساده اندیش کمتر از آن سر در می آورند.
ــ در عالم خیال گاهی بر خود دوستانی تصور کرده و یا نقش جن و پری را برای خود تصور می نمایند و آن گاه در آن خیالات غرق شده و شروع به بیان و معرفی آن می کنند و زمانی هم ممکن است در ضمن شرح آن در میان افسانه ها گیر کنند و نیاز به بافتنی جدید داشته باشند.
ــ قضاوت و داوری آن ها هم شدیدا” تخیلی است به جای حقیقت گویی خیالبافی دارند تا حدی که ممکن است به دروغ و اتهام متهم گردند و حقایق را وارونه نشان دهند.
 
fantasy-treatment-in-children

ــ در لابه لای افسانه سازی خود می کوشند دلاوری خویش را نشان دهند و چنان وانمود کنند که فردی مهم هستند و غرق در شاهکارها و ابداعات خود گردند.

ــ در کل اینان به دور خود خط غیر قابل تغییری می کشند و بر اساس آن شروع به بافتن می کنند و تا جایی در این راه به پیش می روند که به اختلال در نظم نظام فکری منجر گردد.

در جنبــــه فکـــــری

کودکان افسانه باف و هم بزرگتران تعادل فکری ندارند، فعالیت فکری شان بی ثمر و انباشته از آرزوها و اهواء است. تصورشان این است که بر آن ها ستم رفته و مظلوم واقع شده اند، حق خود را بسی فراتر از آن می دانند که در اختیار آن هاست. بی توجهی ممتد، محرومیت های شدید، وجود تضاد ها و تعارض ها در زندگی سبب شده اند که او نتواند درست بیندیشد و یا او هرگز وقت اندیشیدن و تمرکز فکری را نداشته.

هر آن گاه که گرفتاری و مشکلی برای او پدید آمده برای خود آسان تر آن دیده است که به خیالبافی پناه برده و برای عقده گشائی افسانه ببافد. خرد و اندیشه شان زیر سؤال رفته و تعادل عقلی هم برایشان نیست زیرا بین تخیل اختراعی با خیالبافی و بین حقیقت و مجاز فرقی قائل نیستند.

در شرایطی نیستند که دریابند نامتعادلانه می اندیشند و یا نیازهای ارضاء نشده آنان چنان وضعیتی را برایشان پدید آورده است. دقت کافی ندارند و نوع توجه شان از گونه توجهات غیر ارادی است. به همین نظر هر لحظه از این شاخ به آن شاخ می پرند و نظم و انسجامی در گفته ها و افسانه های آنان نیست. به زحمت می توانند بین اول و آخر قضیه ای را که مطرح می کنند پیوند ایجاد کنند.

افسانه بافــــی در سنین کـــودکـــی

افسانه بافی در کودکان بیش یا کم وجود دارد ولی در سنین نوجوانی و بلوغ ممکن است حالت شدیدتری پیدا کند و گاهی هم به صورت اختلال روانی در بزرگسالان هم به چشم می خورد. این حالت در کودکان مختلف وجود دارد ولی با شدت و ضعف، اصولا” کمتر کودکی را می شناسیم که میتونن نباشد و از این بابت این حالت عمومی به حساب می آید. ولی به تدریج که با واقعیت ارتباط پیدا می کند از خطای آن در امان می ماند.

کودکان از سنین چهار سالگی تدریجا” این توان را می یابند که در ذهن خود چیزهای خارق العاده ای بسازند. شروع به قصه سازی و پرداختن داستان های ساختگی می پردازند و البته آن چه را که می گویند حقیقت پنداشته و جدا” از آن دفاع می کنند و این امری عادی و طبیعی در آن هاست.
fantasy-treatment-in-children
در سنین ۶ کودکان به شنیدن افسانه ها بیشتر رغبت نشان می دهند تا گفتن آن ولی باز هم در سر همان حال و هوا را دارند. ولی معمولا” داستان هایی را می پذیرند که با محتوایش با شرایط او و با اوضاع شخصی او قابل مقایسه و تطبیق باشد. در سنین ۸ ـ ۱۲ اگر مخصوصا” مشکلاتی در زندگی خانوادگی داشته باشند افسانه سازی را دوست پیدا کرده و تدریجا” می کوشند خود را با افکار مجرد هم پرواز سازند. هر آن چه ناکامی و محرومیت در ذهن خود دارند آن را در قالب افسانه عرضه می کنند.
در سنین نــــوجوانــــی و بلــــوغ

در سنین نوجوانی و بلوغ فرد وارد دنیای جدیدی می شود، دنیای رؤیاها و تخیلات، تحولات جسمی و روانی که در فرد پدید می آید خود کشاننده فرد است به سوئی که در آن واقعیت ها همه گاه در ذهن او متجلی نیستند. نوجوان در مرحله سنی خود بلند پرواز، جاه طلب، مقام دوست و خواستار نام و عنوان است طبیعی است که شرایط آن برای او مهیا نباشد و ناچار از خیالبافی و در اثر تداوم و کثرت از افسانه سازی سر در می آورد.

آن ها ممکن است به خاطر شرایط سنی خوابی لذتبخش ببینند و محتوای خواب هم بسیار اندک و همچون جرقه ای باشد در ذهن، ولی کثرت شوق به تکرار صحنه های آن سبب می شود که او در این رابطه داستان های ساختگی تهیه کرده و مدت ها خود را با آن سرخوش دارد. کلا” افراد نوجوان و بلوغ اگر سالم و عادی باشند باز رؤیایی و تخیلاتی هستند تا چه رسد که عامل تحریکی هم برای عواطف و احساس آن ها پدید آید. در آن صورت خواهیم دید او در وادی و ورطه ای خواهد افتاد که برای او بین حقیقت و مجاز فاصله ای وجود ندارد و او هم مانند کودک نمی تواند مرزی برای این دو قائل شود.
تیپ آن هـــــــا

این هم سؤالی است که مبتلایان به افسانه بافی، از کودک و نوجوان و بالغ از چه تیپ و گروهی و از چه تیپ و سنخی هستند؟ در پاسخ ناگزیریم که افراد را به پاسخ همین سؤال در بحث خیالبافی ارجاع دهیم. زیرا یادآور شدیم که افسانه بافی جلوه ای دیگر از خیالبافی است.

 fantasy-treatment-in-children
در عین حال باز هم برای تکمیل بحث جنبه هایی را به شرح زیر عرضه می داریم:

ــ افسانه بافان اغلب از تیپ درونگرا هستند و یونگ درباره آن ها گفته است کسانی هستند که دائما” در خود فرو رفته اند و سر در لاک خویش دارند. زندگی شان در انزوا و عزلت و برخی از آن ها گرفتار افسردگی می باشند.

ــ برخلاف خیالبافان اغلب آن ها کسانی هستند که از درجه هوش پائین تری برخوردارند و در دسته بندی های هوشی آن ها را کوته خرد و ی باهوش ضعیف می خوانند.
ــ اغلب قریب به اتفاق آنان کسانی هستند که در زندگی شخصی مسئله دارند و از این بابت مورد توجه والدین و مربیان خویش قرار نمی گیرند.
ــ زندگی شان آشفته و درهم است. نگرانی های عاطفی، حساسیت ها و زود رنجی های به همراه ناکامی ها و محرومیت ها دمار از روزگارشان برآورده است.
ــ بسیاری از اینان اختلال روانی دارند و به هذیان های تخیل گرفتارند و به همین نظر به جعل دروغ و اکاذیب پرداخته و آن را حقیقت می پندارند ( البته گروهی از روانپزشکان بر پای این نظریه صحه نمی گذارند).
ــ از کسانی هستند که در حل مسائل و دشواری ها ضعیف به نظر می رسند، ره به جائی ندارند تا در آن زمینه برای خود پناهی بیابند، از پدر و مادر و مربی سرخورده اند و تصورشان این است هر چه جفت بزنند طاق به عمل می آید.
ــ این حالت در تیپ زنان و دختران بیشتر وجود دارد و ظاهرا” وضع عاطفی آنان چنین حالتی را ایجاب کرده و یا لااقل پر و بال می دهد.
ــ در عالم بزرگسالان بیشتر رواج دارد تا در کودکان، و در نوجوانان و نوبالغان بیشتر است تا در جوانان و دیگر گروههای سنی.
ــ تیپی هستند رازدار که نمی خواهند اسرارشان کشف و برملا شود. و در این راه حتی ممکن است خود را نیز متهم سازند مثلا” زنی متهم به نازایی ممکن است مدعی شود بچه اش را سقط کرد و یا کشته و دفن کرده است. حتی حاضر است عقوبت سقط را تحمل کند تا این اتهام را از خود بزداید.
ــ و بد نیست یادآور شویم این حالت در تیپ معتادان (به همه اشکال و انواعش بیشتر وجود دارد تا دیگر گروه ها و دستجات).
 
زیان های خیالبافی:
 
اگر خیالبافی به افراط بکشد و از مرز خارج شود دارای عوارض و زیان هایی است که ذکر و بررسی همه جانبه آن ها در این بحث میسر نیست آن چه با رعایت اختصار در این مجموعه قابل ذکر است بدین قرارند :
 
-در جنبه بدن :
 
خیالبافی برای جسم و زیست انسان زیانبخش و عارضه ساز است و اهم آن ها بدین گونه قابل ذکرند:
 
از فعالیت های بدنی عقب می افتند زیرا بی تحرک در جایی می نشینند و در عالم انزوای خویشند و از حرکت و جنب و جوش دور می مانند . بازی و حرکت که در رشد افراد شدیداً موثر است در آن ها وجود ندارد و حتی حال و هوای بازی با دیگران را ندارند.
 
 -در جنبه روانی :
 
خیالبافی در افراد این اشکال را دارد که آدمی را در سیلابی از فکر و خیال رها کرده و امکان تمرکز و دقت و بکارگیری اراده را از او سلب می نماید و این امر تا حدی به پیش می رود که زمینه ساز برخی از بیماری های خیالی می شود.
 
خیالبافی هر چند مفید باشد باز هم یک حالت ناسالم بحساب می آید. زیرا افراد را به توهم کشانده و از واقعیت دورش می سازد . انرژی روانی در سایه آن رو به کاهش می گذارد و بجای بکارگیری تدبیر جهت حل مساله نوعی ارضای مجازی برای آن ها پدید می آورد.
 
خیالبافی قدرت تمرکز دقت را از افراد می ستاند قوای دفاعی را تهدید و مسموم می کند و آدمی را زبون و ناکام می سازد. عوامل معارض را که باعث رشد و پرورش فکر می شوند از او دور می دارد. و آدمی را در تصور و خیال مقضی المرام می سازد.
 
در جنبه عاطفی :
 
خیالبافی گاهی حالات هیجانی برای کودک فراهم آورده و او را از حال تعادل خارج می سازد. آدمی خود را قهرمانی بر فراز قله ولی در حال سقوط می بیند ، یا در حال جنگ و ستیز با دشمنان که هیجان آن برای او زیان بسیاری دارد.
 
در مواردی خیالبافی می تواند احساس شرم و گناه را افزایش دهد شخصیت عاطفی را سست می کند با حالت خیالی ممکن است چیزی را زیباتر ، سرور انگیزتر و بهتر در عالم واقعی ببینند. بجای این که عیبی را در خود بجوید و درمان کنند بجای دیگری نسبت می دهند.
 
ارتباط فرد را با محیط و دیگران ناموزون می کند و نه تنها چیزی را در کسی برنمی انگیزاند ، بلکه ممکن است او را از انجام خیر باز دارد و یا کشمکش ها و نزاع ها را عمیق تر و ریشه دارتر سازد که این موجب بروز بدبختی های بسیاری است بویژه در آنگاه که رفتاری ضد اجتماعی پدید آید.
 
-در حیات اجتماعی :
 
بزرگترین خطر خیالبافی این است که طفل را از دنیای واقع دور می سازد از زندگی روزمره برکنارش می نماید و چنین کسی از بروز شدن با زندگی و مبارزه با مشکلات آن عاجز و هراسان است و عقب نشینی او بیشتر می شود.
 
زندگی در خیال آدمی را از انطباق اجتماعی دور می دارد، با مردم رابطه ای اندیشیده ندارند دل را به ارضای بدلی خوش دارند و حتی روابط ممکن است کینه توزانه و خصمانه باشد و این خود زیان دیگری برای افراد مبتلاست.
 
-و بالاخره در کل :
 
خیالباف قدرت و نیروی خود را صرف خیالبافی می کند، در نتیجه توان آن را ندارد و یا نمی کوشد برای خواسته های خود اندیشیده و آن ها را جامه عمل بپوشاند. در برابر عقاید مختلف می ماند و توان دفاع از فکر خود را پیدا نمی کند. در نتیجه با همه لذتی که از این امر برای او حاصل می شود باید آن را از خطرناک ترین حالات برای افراد بحساب آورد.
fantasy-treatment-in-children
 
خطـــــــر و عارضــــــه آن
افسانه بافی اگر شدید شود و صورت مزمن به خود بگیرد ممکن است فرد را به هذیان بکشاند این حالت مخصوصا” برای آنها که بر احساسات خود غلبه ای ندارند بیشتر ملاحظه می شود. این حالت خود موجب صدمه بر قوه تخیل است. عدم تعادل روانی، گرفتاری در توهم، نابسامانی کیفیات نفسانی از دیگر عوارضی است که خطر آن را کمتر از خطر افسانه بافی هذیانی نیست، پایه های حیات و شخصیت افراد بر اساس چنین وضع و حالتی لرزان شده و زندگی در خلاف مسیر واقعیت می افتد.
همچنین به این نکته باید توجه داشت که افسانه بافی به کودک قدرت گریز از حقایق می دهد و این حالت آدمی را به دنیای نامطلوبی می کشاند و قدرت تحمل را از آدمی سلب کرده و کار به جایی می رسد که گاهی از شدت پرت و پلاگویی خود را رسوا می سازد. گاهی این چنین افراد دچار وسوسه ایذاء و آزار رسانی می شوند. افسانه هایی می بافند که دیگران را به دام اندازند و خود را به تماشای آن پردازند و این خود زمینه ساز نگرانی های بسیاری است زیرا در آن تنها خود را خوب و مهم نشان دادن مهم نیست بلکه صدمه زدن به دیگران هم مطرح است.
ریشـــــه ها و منشأ آن

قبلا” هم گفتیم که ریشه و منشأ اصلی افسانه بافی همانهائی هستند که در مبحث خیالبافی از آن سخن به میان آمده است.

آن چه در این مبحث به عنوان تکمیل و تشریح می توان افزود مواردی است که بخشی از آن ها بدین قرارند:

ــ عدم رشد روانی و عدم توان تجربه و عقل توسط فرد جبری پدید می آورد که جلوه آن به صورت افسانه بافی است.

ــ عده ای از روانشناسان بخش مهمی از علل افسانه بافی را به عواطف و خواسته ها و آرزوهای کودکان می دانند که ناشی از عدم توجه والدین به آن امر بوده و زندگی او را نابسامان کرده است.

ــ وجود بیماری ها و مخصوصا” بیماری های مربوط به ادراکات حسی ممکن است زمینه ساز توهمات گوناگون شده و بیمار را به صورت جنون افسانه باف و میتومن درآورد.

ــ افسانه سازی در مواردی ناشی از مشاهده فیلم ها، پرونده ها، مطالعه کتبی است که توان تخیل افراد را بالا برده و او را در شرایط نامساعدی قرار می دهد و در کل امری بی ریشه و بی اصالت است.

ــ وضع پریشان و نابسامان خانواده ها تا حدودی در این امر مؤثرند و نیز گرایش به عدم تشخیص نتایج تخیل اختراعی از تخیل حضوری در این رابطه مؤثر است. کودکانی که احساس وابستگی شان به خانه بسیار است در اثر دیدن کمترین دگرگونی و درهمی در محیط خانواده خود را در معرض خطر دیده و بی پناه احساس می کنند. چنین احساسی است که او را به خیالبافی و هذیان و جلوه ای از آن که افسانه بافی است می کشاند. زن و شوهر در حین درگیری ممکن است از قبل برای خود اندیشه ای و برنامه ریزی خاصی در زمینه بی پناهی داشته اند این کودک است که در این رابطه خود را بی پناه تر از هر کس احساس خواهد کرد.

شیـــــوه های درمــــــــان

مجددا” در بحث درمان متذکر می شویم که به مبحث خیالبافی مراجعه ای شود و در عین حال یادآوری می کنیم که: ریشه شناسی از مسائل مهم و از نکات اساسی است که باید مورد نظر باشد و می دانیم مادام که ریشه ها شناخته نشوند امکان درمان نخواهد بود.

fantasy-treatment-in-children

در طریق درمان ضروری است:

 –افسانه باف را به واقعیت ها نزدیک کنیم آن چنان که پدیده ها را بشناسد و لمس کند.

-قدرت مشاهده را در افراد تقویت کنیم تا حقایق و پدیده ها را به چشم باز ببینند.

-گاهی از او بخواهیم که نتیجه لمس ها و مشاهدات خود را روی کاغذ آورده و به صورت گزارشی عرضه کرده و آن را در حضور دیگران به مرحله تطبیق برساند. و یا در مواردی آن چه را که دیده اند بیان نمایند.

-نیروی منطق و استدلال آن ها را تقویت کنید تا هر چیزی را به گونه ای مستدل بیان نمایند و نیز از استدلال خود دفاع کنند.

-وا داشتن به تفریح و گردش و بازی دست جمعی، اصولا” فعالیت های گروهی، سرگرم کردن به بازی های پرشور و نشاط، مخصوصا” بازی هایی که در آن رعایت نظم و تربیت و مقررات مطرح است در این رابطه می تواند بسیار مفید و مؤثر باشد.

-سرگرم داشتن به کارهای هنری و فعالیت هائی که در آن توجه به ریزه کاری و ظرافت مطرح است بسیار مؤثر است و در این رابطه اوقات فراغت او را پر کرد، البته با تلاش و فعالیتی سازنده.

-سر چشمه احساس حقارت ها، ضعف ها و زبونی ها، بی اعتمادی های او را بخشکانید و نیازهای او را تا حدود امکان برآورده سازید.

-اختلافات خانوادگی و نابسامانی های مربوط به آن را رفع کرده و برای کودک محیط امن و اعتماد پدید آورید در کل شرایط زندگی برای او عادی باشد.

-او را وادارید آن چه را که خیال می کند و برای آن افسانه می بافد به صحنه عمل درآورده و یا نشان دهد و از این طریق او را به تطابق با واقعیت بکشانید.

-در مواردی اگر سخن او را دروغ و ناروا یافتید به او تفهیم کنید که از مرز واقع خارج شده ولی او را مورد تمسخر و سرزنش و اتهام قرار ندهید.

fantasy-treatment-in-children

در پیشگیــــــــــــری

علت ها برای بروز چنین حالاتی روشن اند به ناچار باید به دنبال ایجاد شرایطی در پیشگیری رفت که باعث بروز چنان واقعه ای نگردد.

طبیعی است که برای رسیدن به چنان مقصدی باید:

-در سلامت جسم و روان کودک بکوشیم

او را از عوارض ترس و اضطراب و احساس ناامنی دور داریم، محیط زندگی او را شادابی متعادل بخشیم، نیازهای مختلف او را به صورتی عادی و متعارف برآوریم، در تقویت فکر و اراده و اعتماد به نفس او بکوشیم، حقوق کودک را مورد تعدی و دستبرد قرار ندهیم، از حساسیت ها پریشان حالی ها، ریاکاری و دلقکی او را بی نیاز سازیم، محبت و پذیرش او را به گونه ای متعادل ساخته و احساس کمبود را در او بزداییم و…

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

19 + = 26