
نحوه درک احساسات کودکان
تمام کودکان با دو نیاز عاطفی به دنیا میآیند:
کودکان از لحظه تولد، نیاز به عشق و محبت دارند. نوزادان آسیب پذیر بوده و برای زنده ماندن کاملا وابسته به والدین خود میباشند. والدین به کودک غذا و احساس آرامش میدهند. این مراقبتهای عاشقانه به کودک کمک میکند تا به دیگران اعتماد کرده، خودش را دوست بدارد و در این جهان احساس امنیت داشته باشد.

درک احساسات کودکان؛ چگونه به کودک خود نشان دهیم که عاشقش هستیم؟

برای داشتن ارتباطی مثبت:
- از انتقاد اجتناب کنید. به عنوان مثال، نگویید”درست بازی نمیکنی”. این کلمات به تصور کودک از خود لطمه خواهد زد.
- مقایسه نکنید. اگر به کودک بگویید “چرا مثل برادرت نمره خوب نمیگیری”، باعث میشوید که به کودک احساس بی کفایتی دست دهد.
- از گفتن صفتهای منفی خودداری کنید. اگر به کودک کلماتی مانند شلخته، بد یا تنبل بگویید، به کودک احساس بی ارزش بودن دست خواهد داد.
- از گفتن عبارات منفی خودداری کنید. زمانی که والدین میگویند “چند بار بهت گفتم که این کار رو نکن”، به کودک احساس ضعف و ناکامی دست خواهد داد.
- فریاد زدن بر سر کودک یا کتک زدن وی نیز باعث میشوند که به کودک احساس بی ارزش بودن دست دهد.
- زمانی که شما در کنار کودک خود بوده و با مهربانی و محبت با او رفتار کنید، کودک با احساس عشق و امنیت رشد و پرورش پیدا خواهد کرد.
سواد عاطفی چیست؟
سواد عاطفی یعنی اینکه بتوانیم احساسات خود و طرف مقابلمان را بشناسیم و آن ها را کنترل کنیم. فردی که سواد عاطفی داشته باشد، سعی نمیکند به زور و اجبار، احساسات و هیجان های خود را به دیگری تحمیل کند. این فرد، تمام تلاش خود را میکند تا فرد مقابلش را در شرایطی قرار بدهد تا او هم خواستهای مشابه خواسته خودش داشته باشد.
چرا؟
چون میدانید حتی یک بوسه ملایم یا در آغوش کشیدن معمولی هم میتواند باعث آزار روانی آن کودک شود و از آن جا که شما او را دوست دارید، بهطور حتم راضی به آزار دیدنش نخواهید شد.یعنی بوسیدن و در آغوش کشیدن اجباری بچهها، حتی اگر به دلیل محبت بیش از اندازه به آن ها باشد هم میتواند نوعی کودک آزاری محسوب شود؟بله، این اقدام میتواند علاوه بر کودک آزاری فیزیکی، نوعی کودک آزاری هیجانی هم محسوب شود که البته هیجانی بودن آن، پررنگتر از فیزیکی بودنش است.بعضی از ما بزرگترها به بهانه این که بچهها معنای دوست داشتن را به خوبی درک نمیکنند، آن ها را به زور میبوسیم یا در آغوش میکشیم.
آیا این کار با چنین بهانهای هم توجیه پذیر نیست؟

آیا میتوانیم «نه» گفتن را به بچه هایی در هر سنی آموزش بدهیم؟
واقعیت این است که خیلی از بچهها به طور ذاتی دارای این قدرت هستند و ما با رفتار نادرست خود، قدرت های ذاتی مانند توانایی «نه» گفتن را از آن ها میگیریم. مثلا فرض کنید فردی مانند خاله، عمه یا یکی از دوستان خانوادگیتان، فرزند شما را ببوسد یا او را در آغوش بکشد؛ فرزندتان هم در برابر این رفتار، جای بوسه را پاک کند یا به زور خودش را از آغوش طرف مقابل بیرون بکشد. چه کار میکنید؟ به طور حتم، خیلی از ما در چنین شرایطی، فرزند خود را سرزنش میکنیم و به او میگوییم: «وای! خیلی کار بدی کردی! عمه تو را دوست دارد که میبوسدت.» در چنین شرایطی، اجازه نمیدهیم فرزندمان «نه» گفتن را تجربه کند.
بوسه در بیماری
اگر فرزندمان دوست داشت در شرایطی که ما یا خودش بیمار هستیم، در آغوشمان بکشد یا ما را ببوسد، باید او را توجیه کنیم که این کار فقط باعث انتقال بیماری میشود و شیوه های انتقال بیماری را به زبان ساده برای او توضیح دهیم.



















