نحوه درک احساسات کودکان

نحوه درک احساسات کودکان
 
درک احساسات کودکان مساله مهمی بوده که می تواند بر آینده و زندگی آن ها تاثیر بگذارد. در این مطلب به طور کامل راجع به این موضوع توضیح داده ایم, با ما تا پایان همراه باشید.
 
تمام کودکان با دو نیاز عاطفی به دنیا می‌آیند:
نیاز به دوست داشته شدن و نیاز به اعتماد به نفس مثبت.
شما باید به عنوان والدین، از این نیاز‌ ها آگاه بوده و به گونه‌ای با فرزندتان ارتباط برقرار کنید تا در مسیری مثبت رشد پیدا کند.
کودکان از لحظه تولد، نیاز به عشق و محبت دارند. نوزادان آسیب پذیر بوده و برای زنده ماندن کاملا وابسته به والدین خود می‌باشند. والدین به کودک غذا و احساس آرامش می‌دهند. این مراقبت‌های عاشقانه به کودک کمک می‌کند تا به دیگران اعتماد کرده، خودش را دوست بدارد و در این جهان احساس امنیت داشته باشد.
هر چقدر هم که کودک بزرگتر شود، همچنان به عشق و توجه والدین خود نیاز دارد. زمانی که کودک هشت ساله شما پروژه علمی‌اش را به شما نشان می‌دهد، نیاز دارد که از او تعریف کنید. اگر فرزند یازده ساله شما، نمره خوبی در امتحان ریاضی نگرفت، نیاز به حمایت شما دارد تا احساس کند که همچنان دوستش دارید.
 
How to understand the feelings of children
درک احساسات کودکان؛ چگونه به کودک خود نشان دهیم که عاشقش هستیم؟
گذراندن زمان با فرزندتان نشان دهنده توجه و عشق شما می‌باشد. زمانی که کودک شما را صدا می‌زند، سر خود را بلند کرده و به او نگاه کنید. زمانی که کودک صحبت می‌کند، با او تماس چشمی برقرار کنید و به سوال‌ های او با علاقه جواب داده و نشان دهید که کودک برای شما اهمیت دارد.
کودکان به محبت و مهربانی نیاز دارند. به آن‌ ها لبخند بزنید، آن‌ها را در آغوش گرفته و ببوسید و به آن‌ ها بگویید که عاشق آن‌ ها هستید. تماس‌ ها و جملات عاشقانه شما به آن‌ ها احساس امنیت و عشق می‌دهد.
کودکان نیاز دارند که مطمئن شوند شما احساسات و اشتباهات آن‌ ها را درک کرده و بدون هیچ قید و شرطی آن‌ ها را دوست دارید. به عنوان مثال به فرزندتان بگویید: “می دونم که تو شیر را روی زمین ریخته‌ای، اما از قصد نکردی” یا “اشکال نداره که داری گریه می‌کنی، چون دوستت داره از این جا میره”.
زمانی که عقاید، احساسات و آرزو‌های کودک خود را قبول کنید، به آن‌ها احساس احترام و ارزش دست خواهد داد. به عنوان مثال زمانی که به کودک می‌گویید “می‌دونم که سخته الان دست از بازی بکشی و بیای بریم حمام”، این جمله نشان می‌دهد که کار کودک برای شما اهمیت دارد.
تشکر و قدردانی از کار‌ها و تلاش‌های کودک نشان می‌دهد که کودک ارزشمند می‌باشد. به عنوان مثال، به کودک بگویید: “به خاطر نمره خوبی که گرفتی، بهت افتخار می‌کنم” یا “رنگ‌هایی که در نقاشیت استفاده کرده‌ای را دوست دارم”. این جملات اعتماد به نفس کودک را افزایش می‌دهند.
حمایت از کودک، به او احساس آرامش و امنیت می‌دهد. به عنوان مثال، گفتن “ناراحت نباش. دفعه بعد، بهتر این کار را انجام میدی”، باعث می‌شود که کودک دلگرم شده، خودش را باور کند و احساس خوش بینی در او ایجاد شود.
کودک نیاز به اعتماد به نفس مثبت دارد. شما با کلمات، رفتار و لبخندتان باعث می‌شوید که کودک تصویری از خودش خلق کند. کودکان به شدت نیاز دارند که احساس کنند ارزشمند می‌باشند. به عنوان والدین باید از اعتماد به نفس کودک خود به گونه‌ای حمایت کنید تا کودک درباره خودش احساس خوبی داشته باشد. بنابراین، با کودک خود ارتباطی مثبت داشته باشید و در انتخاب کلمات و رفتار خود دقت کنید.
 
 
How to understand the feelings of children
برای داشتن ارتباطی مثبت:
  • از انتقاد اجتناب کنید. به عنوان مثال، نگویید”درست بازی نمی‌کنی”. این کلمات به تصور کودک از خود لطمه خواهد زد.
  • مقایسه نکنید. اگر به کودک بگویید “چرا مثل برادرت نمره خوب نمی‌گیری”، باعث می‌شوید که به کودک احساس بی کفایتی دست دهد.
  • از گفتن صفت‌های منفی خودداری کنید. اگر به کودک کلماتی مانند شلخته، بد یا تنبل بگویید، به کودک احساس بی ارزش بودن دست خواهد داد.
  • از گفتن عبارات منفی خودداری کنید. زمانی که والدین می‌گویند “چند بار بهت گفتم که این کار رو نکن”، به کودک احساس ضعف و ناکامی دست خواهد داد.
  • فریاد زدن بر سر کودک یا کتک زدن وی نیز باعث می‌شوند که به کودک احساس بی ارزش بودن دست دهد.
  • زمانی که شما در کنار کودک خود بوده و با مهربانی و محبت با او رفتار کنید، کودک با احساس عشق و امنیت رشد و پرورش پیدا خواهد کرد.
How to understand the feelings of children
سواد عاطفی چیست؟

سواد عاطفی یعنی اینکه بتوانیم احساسات خود و طرف مقابلمان را بشناسیم و آن ها را کنترل کنیم. فردی که سواد عاطفی داشته باشد، سعی نمی‌کند به زور و اجبار، احساسات و هیجان‌ های خود را به دیگری تحمیل کند. این فرد، تمام تلاش خود را می‌کند تا فرد مقابلش را در شرایطی قرار بدهد تا او هم خواسته‌ای مشابه خواسته خودش داشته باشد.

یعنی اگر شما به اندازه کافی سواد عاطفی داشته باشید و نتوانید فرزندتان یا کودکی را که دوست دارید برای بوسیدن و بوسیده‌شدن یا در آغوش کشیده شدن سر وجد بیاورید و او را طالب این کار کنید، با اعمال کنترل بر احساسات و هیجان‌های درونی‌تان، از انجام این عمل خودداری خواهید کرد.

 

چرا؟

چون می‌دانید حتی یک بوسه ملایم یا در آغوش کشیدن معمولی هم می‌تواند باعث آزار روانی آن کودک شود و از آن جا که شما او را دوست دارید، به‌طور حتم راضی به آزار دیدنش نخواهید شد.یعنی بوسیدن و در آغوش کشیدن اجباری بچه‌ها، حتی اگر به دلیل محبت بیش از اندازه به آن ها باشد هم می‌تواند نوعی کودک‌ آزاری محسوب شود؟بله، این اقدام می‌تواند علاوه بر کودک‌ آزاری فیزیکی، نوعی کودک‌ آزاری هیجانی هم محسوب شود که البته هیجانی بودن آن، پررنگ‌تر از فیزیکی بودنش است.بعضی از ما بزرگ‌ترها به بهانه این که بچه‌ها معنای دوست داشتن را به ‌خوبی درک نمی‌کنند، آن ها را به زور می‌بوسیم یا در آغوش می‌کشیم.

آیا این کار با چنین بهانه‌ای هم توجیه‌ پذیر نیست؟
نه، به ‌هیچ وجه. مردم باید بدانند دوست داشتن یک‌ طرفه، حتی در مورد بچه‌ ها، درد سرساز و اقدامات بعدی ناشی از آن هم نوعی بی‌ سوادی عاطفی است. به‌ عبارت ساده‌تر، یا باید پتانسیل و قدرت آن را داشته باشیم که احساس و هیجان ناشی از دوست داشتن را در فرد مقابلمان هم ایجاد کنیم، یا آن قدر توانمند و با سواد باشیم که بتوانیم احساسات خود را کنترل کنیم و آن ها را برخلاف میل طرف مقابلمان بروز ندهیم.
 

How to understand the feelings of children

آیا می‌توانیم «نه» گفتن را به بچه‌ هایی در هر سنی آموزش بدهیم؟

واقعیت این است که خیلی از بچه‌ها به‌ طور ذاتی دارای این قدرت هستند و ما با رفتار نادرست خود، قدرت‌ های ذاتی مانند توانایی «نه» گفتن را از آن ها می‌گیریم. مثلا فرض کنید فردی مانند خاله، عمه یا یکی از دوستان خانوادگی‌تان، فرزند شما را ببوسد یا او را در آغوش بکشد؛ فرزندتان هم در برابر این رفتار، جای بوسه را پاک کند یا به ‌زور خودش را از آغوش طرف مقابل بیرون بکشد. چه کار می‌کنید؟ به‌ طور حتم، خیلی‌ از ما در چنین شرایطی، فرزند خود را سرزنش می‌کنیم و به او می‌گوییم: «وای! خیلی کار بدی کردی! عمه تو را دوست دارد که می‌بوسدت.» در چنین شرایطی، اجازه نمی‌دهیم فرزندمان «نه» گفتن را تجربه کند.

ما باید بچه‌ها را در مقابل این موقعیت‌هایی که ممکن است در طول زندگی بارها و بارها برایشان تکرار شود، آزاد بگذاریم.

 

بوسه در بیماری

اگر فرزندمان دوست داشت در شرایطی که ما یا خودش بیمار هستیم، در آغوشمان بکشد یا ما را ببوسد، باید او را توجیه کنیم که این کار فقط باعث انتقال بیماری می‌شود و شیوه‌ های انتقال بیماری را به زبان ساده برای او توضیح دهیم.

درک تکامل احساسی فرزندتان
وقتی که پیرامون رشد احساسی سخن می گوئیم، منظور ما توانائی هرچه بیشتر فرزند در انجام کارهای زیر است:
  • شناسائی و درک احساسات خودشان
  • درک و پی بردن به احساسات دیگران
  • تدبیر نحوۀ احساسات آنان
  • شکل دادن به نحوه ای که رفتار می کنند
  • تکامل حس همدردی با دیگران، و
  • ایجاد و حفظ روابط خوب با دوستان، افراد فامیل و دیگران.

کودکان از بدو تولد به سرعت توانائی های خود را در تجربه و بیان احساسات مختلف، و همچنین ظرفیت تحمل و تدبیر انواع احساسات تکامل می بخشند.

How to understand the feelings of children
تدبیر احساسات

توانائی کودکان برای شکل دادن به نحوه ای که احساس می کنند بخشی حیاتی در رشد و تکامل آنان و اغلب منبع بسیاری از نگرانی های والدین است.

آغاز زندگی کودکان همراه با توانائی مهار احساسشان نیست. احساسات شدید بر آنها غلبۀ کامل دارد و قادر به آرام ساختن خویش نیستند. کودکان شیرخوار و کم سن و سال برای آرامش به والدین خویش نیاز دارند.
کودکان خُردسال اغلب به خاطر تفاوت فاحش بین آن چه که می خواهند انجام دهند و آن چه که قادر به انجام آن هستند دچار سرخوردگی می شوند. این امر اغلب باعث کج خلقی آنان می شود.
احساس و رفتار با هم ارتباط تنگاتنگی دارند. وقتی احساس به خوبی اداره نشود، توانائی پندار کودکان کاهش می یابد. در نتیجه، رفتار کودکان بر مبنای احساس آن ها و بدون خرد ورزی است.
وقتی که مدرسه را شروع می کنند، کودکان آگاهی بیشتری در مورد احساسات خویش و احساسات دیگران خواهند داشت. آن ها بهتر می توانند پندار و احساسات خود را با هم پیوند داده و از کلمات برای بیان احساسات خویش استفاده نمایند. قابلیت کودکان برای تغییر و سازگاری احساسات خود به این معنی است که آن ها بهتر می توانند سرخوردگی خویش را تاب بیاورند، و از سر چیزهایی که واقعاً می خواهند بگذرند و خود را آرام سازند.

روابط برای احساسات کودکان دارای اهمیت می باشند

_تکامل احساسات کودکان تا حد زیادی تحت تأثیر کیفیت رابطۀ ای است که با پدر و مادر ایجاد می کنند. راهی که والدین با فرزند خود ارتباط برقرار می کنند خیلی در تکامل احساسات کودک مؤثر خواهد بود.

_کودکان با دیدن طرز ابراز احساسات سایر اعضای خانواده یاد می گیرند که چگونه احساسات خود را اداره نمایند. والدین به عنوان الگوئی برای ابراز احساست شدید نمونه ای قاطع هستند.
_برای تدبیر احساسات، کودکان به کمک و تمرین نیاز دارند.
How to understand the feelings of children
پشتیبانی از تکامل احساسات فرزندتان

_محیط احساسی خانه را آرام، گرم و قابل پیش بینی نگاه دارید.

_احساسات فرزند خود را بپذیرید و تأیید نمائید.
_برای فرزندان خود کتاب بخوانید و در بارۀ احساسات مختلفی که انسان های داستان در کتاب دارند گفت و شنود داشته باشید.
_سخن گفتن در بارۀ احساسات به کودکان کمک می کند که احساسات خویش را بهتر درک نمایند.
_به فرزند خود کمک کنید تا احساسات خود را با کلمات بیان نماید
– “به نظر می آید که در حال حاضر احساس سرخوردگی می کنی”.فرزند خودتان را تشویق کنید تا در مورد وضعیت هائی سخن گوید که او را هیجان زده، شاد، خشمگین و یا نگران کرده است.
_وقتی که کودک مهار احساسات خود را از دست نداده و آرامش خود را حفظ کرده از او تمجید کنید.
_به فرزند خود کمک کنید تا احساسات خود را از رفتار جدا نماید – “من احساس خشم ترا درک می کنم ولی زدن کار درستی نیست”.
_به فرزندانتان کمک کنید که تفاوت بین احساسات خویش با احساسات دیگران را درک کنند – “من درک می کنم که احساس سرخوردگی می کنی ولی کاری که می کنی باعث می شود خواهرت را غمگین سازد”.

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید