عصبانیت پدر و مادر، تاثیر آن بر کودک

پدرها و مادرهای آزار‌دهنده و اعصاب خردکن باعث می‌شوند کودکان رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی ضعیفی داشته باشند. این والدین احساس می‌کنند مراقبت و نگهداری از کودکشان در مقایسه با کودکان دیگر سخت‌تر است یا خیلی اوقات که با کودکشان هستند عصبی‌اند و احساس ناراحتی می‌کنند. این گونه کودکان مشکلات رفتاری مانند دعوا کردن، مشاجره کردن یا کتک زدن را بروز می‌دهند آنان در آمادگی شناختی برای ورود به مدرسه، توانایی کلامی و بلوغ روانی اجتماعی نمرات پایینی دریافت می‌کنند.
کودکان بزرگ‌تر که والدین آزار‌دهنده دارند مشکلات عاطفی و رفتار عمیقی بروز می‌دهند. والدینی که کودک را زیاد آزار می‌دهند و ناراحت می‌کنند موجب می‌شوند حواس‌پرتی، آشفتگی و خصومت کودک در کلاس بیشتر شود. هر چقدر آزار دادن پدر و مادر در مراحل رشدی کودکان زودتر شروع شود بعدها در زندگی این کودکان، پیامدهای مسئله‌دار و بغرنج قابل پیش‌بینی خواهد بود. بهتر است این والدین گاهی اوقات از کودکان خود دور شوند و برای کنار آمدن با استرس خود از ورزش منظم و معاشرت کردن با دیگران کمک بگیرند. والدین در رابطه خود با کودکشان تا حد زیادی از طریق عشق برانگیخته می‌شوند.
والدین، فرزندان خود را خیلی دوست دارند. اما گاهی اوقات از دست آن‌ها خیلی عصبانی می‌شوند و پرخاش می‌کنند؛ و بعد از چند لحظه پشیمان می‌شوند. ما در اینجا چند راهکار را به این والدین محترم پیشنهاد می نمایید تا در برابر شیطنت‌ بسیار زیاد فرزندانشان صبور باشند:
الف. دوری از محیط در هنگام عصبانیت
شاید یکی از دلایل عصابی شدن مادرها این باشد که آن‌ها به رفتار فرزندانشان زیاد توجه دارند؛ مثلاً گاهی اوقات مادر در گوشه‌ای از خانه مشغول انجام کاری است و در همان موقع بچه‌ها شروع به شیطنت می‌کنند؛ او در ابتدا به آن‌ها تذکر می‌دهد و بعد عصبانی می‌شود. توصیه ما این است که اگر بچه‌ها به خود آسیب نمی‌رسانند، مادر محیط خود را تغییر دهد؛ البته نه به صورت قهر و عصبانیت، بلکه به آرامی بلند شوند و به اتاق دیگر برود.
 
ب. دائم الوضو بودن و تلاوت قرآن
چه خوب است که مادران همیشه در عرصه‌ی تربیت با وضو باشند؛ چراکه دائم الوضو بودن به انسان آرامش می‌دهد؛ همچنین آن‌ها می‌توانند روز خود را با تلاوت آیه‌ای از آیات قرآن شروع کنند.
ج. فرزندان خود را درک کنیم
پدر و مادرها باید توجه داشته باشند که فرزندانشان هنوز کودک هستند و نباید مانند بزرگ‌ترها با آن‌ها رفتار کنند؛ مثلاً نباید انتظار داشته باشند که وقتی به آن‌ها می‌گویند آرام باش، سریع آرام شوند.
د. برقراری آرامش در خانه
گاهی اوقات دلیل عصبانی شدن مادران، عدم وجود آرامش در محیط خانه است؛ به عنوان مثال ممکن است زن و شوهر با هم اختلاف داشته باشند و همین باعث شود که مادر با فرزندانش بد رفتاری کند.
والدین هر وضعیتی که داشته باشند فرقی ندارد زیرا کودکان از آن ها توقع عشق و مراقبت دارند. پدر و مادر دائما می‌توانند کودکشان را در آغوش بگیرند یا به او بگویند، «دوستت دارم» که این کار مخصوصاً برای کودکان خشمگین، اهل جر و بحث یا بدخلق می‌تواند اثر‌بخش باشد. خردسالان رفتارهایی را که از پدر و مادر خود می‌بینند الگو قرار می‌دهند و به احتمال خیلی زیاد، آن را در بزرگسالی برای کودکان خود بروز می‌دهند. کودکانی که پدر و مادری مهربان و با عاطفه دارند در بزرگسالی حس امنیت بیشتری از زندگی خود، گزارش می‌دهند.
کودکان در دنیای اجتماعی متشکل از شبکه‌های پیچیده روابط با دیگران بزرگ می‌شوند. در چنین دنیای اجتماعی است که قدرت درک و فهم‌شان، توانایی برقراری ارتباطشان، ادراک از خود، سازگاری و نیروی کنار آمدن با استرس و تغییر را گسترش می‌دهند. به والدین توصیه می‌کنیم از آنجایی که مهربانی مراقبان با رشد روانی اجتماعی کودکان، در ارتباط است مهم است آن ها کسی را برای مراقبت از کودک خود به‌عنوان پرستار یا مراقب انتخاب کنند که با کودک مهربان و با محبت باشد و نسبت به او بدرفتاری نکند.

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

69 − 61 =